خاک سیه مباش که کس برنگیردت آیینه شو که خدمت آن ماهرو کنی اینجاست یار گمشده گرد جهان مگرد خود را بجوی سایه اگر جستجو...
فرهنگی – ادبی
او رفت و ما خود را با این پرسش تلخ رودررو میبینیم که جامعه استبدادزدهای که حیات اخلاقی، اجتماعی و اقتصادیاش بهشدت تضعیف شده و...
سایه، آخرین مانده ی آن جمع پریشان هم رفت، در فاصله دور… در افقِ دورِ غُربت تا غروبِ آن سپیدار سربلند تا غروب یک ستاره...
در این روزهای خاکستری راه طولانی آمدم خسته ام، اما هنوز از پا نیافتادم چه سخیف است و بیهوده آن که سرمست و بولهوسانه نگاه...
دلتنگی، یعنی نگاه تو، در فاصلهِ هجوم گرازها به نیزارها امواج جاریِ خیابانها و فراموشی رویاها در شبی خسته و فریاد در تالابی سیاه گیج...
هوشنگ ابتهاج مشهور به سایه، شاعر برجسته ایرانی در سن ۹۴ سالگی درگذشت. یلدا ابتهاج، دختر آقای ابتهاج با انتشار بیتی از این شاعر زبان...
آنقدر چیزهای خوب از تو به یادم مانده، که من در سکوت جنگل، از چشمه زلال کوهسارت تنها جرعه ای نوشیدم تب و هذیان شبانه...
عاشقان دادگستر موهوم چندان به راه آمدنش نشستند که عاشق انتظار شدند. بردگان بارگاه فریب هراسیده از کیفر گناهان پاک خویش از وحشت مرگی پیش...
ایستادم در تاریکیانگار شب تابوت-اتش رابر دوش کشیدهو بر مدارِ شهر می چرخاندو ماه ردِ عبور ستاره ای رادنبال میکردسرخ بود آسمانِ شبمصبحگاهان زیر رگبارخونِ...
کانون صنفی معلمان ایران با انتشار پیامی به مناسبت روز قلم گفته است امروز در حالی روز قلم را به جشن نشستهایم که بسیاری از نویسندگان و...
صبحگاه، پنجره را می گشایمپردیس -۱آهسته پشت پلکهایمبیدار می شوداز روبرو باد می وزدشب در پوستین سیاه-اشبه خواب رفتهروشنیِ افق حلاوتی ست بر جانمسبک می...
حتما مطلع هستید، امسال نمایشگاه کتاب در مصلای تهران برگزارشد که متاسفانه من نتوانستم حضور داشته باشم، مهمترین علتش هم مشکلات مالی بود که گفته...
درکوچهِ های خلوتِ تنهایی آوازی به گوش می رسد از انتهایِ حنجره ها گندم جوانه می زند حرفها پرتاب می شود به خیابانها خیابانها کوتاه...
شکفته بودی در قلب گلی نمیدانم شبی کلمه ها دلتنگات بودند آمدی…؟ و یا در وزش بادهای بهاری شکفته بودی در قلب گلی تو از...
آسمان را از نگاه خسته اش دزدیده بودند در سرانگشتانش اما، خون می دوید[1]. در دورههای گذشته، در دورهای که مبارزه اجتماعی در کشور ما...