Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • علاقه عریان، رحمان – ا
  • خبرها
  • فرهنگی – ادبی

علاقه عریان، رحمان – ا

شکفته بودی در قلب گلی

نمی­دانم شبی کلمه ­ها

دلتنگ­ات بودند آمدی…؟

و یا در وزش بادهای بهاری

شکفته بودی در قلب گلی

تو از پستان کدام اسطوره

قطره قطره

عصارهِ آفتاب را نوشیدی…؟

از شاخهِ کدام سرو جوانه زدی

در قلب کویر!؟

 نگینی بودی، بر انگشترِ آفتاب

که ترنم حرف­هایت

در نفسِ باغ می وزد

و از حصارِ شب می­گذرد

در افق نگاهم

زیر نارون­های نورس

لب­هایِ جوانِ عاشقی می شکفت

و برای معشوق اش در تنهایی

تلخ می­خواند از زندگی

نمی­دانستم،

شفق

سرخیِ حنجره­ات را

از فراخنای زاگرس

به تماشا آمده…؟

و بلوغ اندیشه­ات

باغ صنوبرهای تناور را

به بار نشانده

و زمان گذشت که من فهمیدم

نوری بودی، در ظلمانی­ترین شب

که بر قلبِ شقایق­ها فکندی

و آنان که کمترین تصویر

از تو در آبگینه دیدند

عازمندانه به تماشایت آمدند

و اکنون،

جرعه آبی بر کف دستانم

عطش نبودنت را

کنار برکه ای که ماه به رقص آمده

فرو می­نشانم.

رحمان – ا

 18/ 03/1401

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تجمع اعتراضی معلمان در دەها شهر ایران
Next: دولت، تامین اجتماعی را می خواهد!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved