برای رحمان هاتفی نماد و عصاره شور و خرد و عشق و……….چراغ راه درظلماتی قیراندود. کمونیستی شیفته ،که یادش همیشه ماندگاراست و نامش برتارک مبارزات...
فرهنگی – ادبی
به یاد رفقای گمنام حزب توده ایران و سازمان فداییان خلق ایران اکثریت , که در بیدادگاههای رژیم ج _ ا ؛ بر سر ایمان...
«در اعتراض به حکم زندان سه نویسنده»، دیروز دوازدهم مهر ۱۳۹۸ کمیسیون فرهنگی کانون نویسندگان ایران نشست ادبی «عصر شعر» را در خانهی یکی از...
Recently updated on اکتبر 7th, 2019 at 06:02 ق.ظکس ندانست که ما انسانها، زکجا آمده ایم کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست. کس ندانست...
برای سحر: ” دختر آبی “ که زیر آسمان سیاه و سربین، غریبانه جان باخت آسمان به غرش در می آید و با فریادش، زمین...
ریه های زندگی از کار افتاد(ه)ند جنگلها در آتش می سوزند خون در شریان زندگی، از حرکت باز می ماند و حباب های سربین و...
آزادی تنها این نیست که بانوان هموطن خرمن گیسو در باد افشان ﮐﻨﻨﺪ، آزادی تنها این نیست که تو با جفت خود در خیابان آزادانه...
پروندهی سه عضو کانون نویسندگان ایران به شعبه 36 دادگاه تجدید نظر فرستاده شد. امروز اطلاع یافتیم پروندهی رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین دو...
آن که میاندیشد به ناچار دم فرو میبندد اما آنگاه که زمانه زخم خورده و معصوم به شهادتاش طلبد به هزار زبان سخن خواهد گفت...
نه چیزی نگو؟ چیزی نگو که آنچه می گفتند از آستین شان بیرون آوردند، ما را انداختند در دروغِ بزرگ – اینجا که هستیم ما...
روی تکه هایی از دنیا که ترس و جنون ، دروغ پراکنده شده راه می روم قطار می رود من سرِباز ایستادن در ایستگاهی...
باید دوپینگ کنیم یاران باید دوپینگ تا هرکول شویم هرکولی هرکول تر از هرکول که تکان بدهیم هرچه میخواهیم را بتوانیم تمامِ جزایرِ مان را...
چه بیهوده می گذرد؟ در این گوشه ی گنگ خراب گویی، درمانده است زمان، به گوشه ی گنگ بطالت، سخت و سنگین نشسته است انگار،...
قرار ما این نبود این بار هم از راهی برویم که صاعقه بر ما فرود آید ؟ می دانی این چندمین بار است که جنازه...
این میراثِ کیست و این شور از کجا بر دستان جهانی سرد، که سنگین نشسته است؛ و اکنون پرچمی گلگون را در بالاترین قله های...