Andisheh Nou

مطالب: فرهنگی – ادبی

خسته از انتظار بی پایان – رحمان

همیشه این گونه است تلنگر کوچکی بهانه است خواب از چشمانم می رباید در کدام انتظار بی پایان چشمانِ خسته ام شب را به صبح می رساند پلک بر پلک می نشیند پاهای خسته از روز تیر می کشند تا […]

زمستان ذوب می شود

در خانه های تان کنارِ شومینه یا شوفاژ گرم نشسته اید، زمستان ذوب می شود، در گرم خانه تان شاید تلویزیونتان روشن است و مشغول دیدن برنامه های دلخواه خویشید اما، نگاهتان پشت خط قرمز می ماند خانه هایتان گرم […]

باید نزدیک شویم، – رحمان

امروز آسمان – بُغضش ترکید گونه هایش خیس شد ( ابرهای پاره – پاره ، ) بی مهابا – باریدند من خیس از خوزستانِ یکی همه شده ، به خانه بازگشتم لرز ، نشسته بر تن سیاهی در پشت دیوارها […]

ولع سراب – رحمان

نمی دانم کسی به یادم آورد یا خواب شبانه گنجشکی باران خورده در انتخاب واژه ای از یاد رفته می سوزم که در نمانم می دانم اما با تیغ ، بی صدا همه واژه ها را در عبور از نقطه […]

باید نزدیک شویم – رحمان

امروز آسمان – بُغضش ترکید گونه هایش خیس شد ( ابرهای پاره – پاره ، ) بی مهابا – باریدند من خیس از خوزستانِ یکی همه شده ، به خانه بازگشتم لرز ، نشسته بر تن سیاهی در پشت دیوارها […]

جنبش نوپای کار میهنم در راه – علی رضاجباری ( آذرنگ )

جنبش نوپای کار میهنم در راه، بی نصیب از مزد کار خویشتن حتی، در ره بهروزی فردا کنون از دست وپا زنجیر بگسسته ست. گزمگانِ صاحبانِ ثروت از هر سو، خار راهش تا دم زیبای پیروزی. پرسش او اینک از […]

حضور تاریکی – رحمان

روزها ، به آخر دنیا فکر می کنم ! شب ها ، به آخر این شبِ سیاه ! اکنون به عقربه های ساعت که زمان را می کُشد و فرصت کوتاهی برای نفس کشیدن و ماندن می ماند ؛ و […]

بابک احمدی: چه خوب که شاملو این روزها را ندید

خوب شد شاملو رفت. خوب شد که رفت و هفت هشت سال حکومت احمدی‌نژاد را ندید. بعدش را هم ندید. دزدی‌های حاکم‌ها را ندید. گرسنگی‌های پایین‌های جامعه را ندید.ندید جوان‌هایی دنبال مومیایی رضاشاه افتادند. خوب شد رفت و این روزهای […]

جهان به لرزه درآمد – رحمان

استخوان در گلوی جهان می ماند زخم کهنه ترک بر می دارد، از پُتک کینه خون ازعروق پاییز به مغز استخوان گلبرگها می رسد و یخ شقیقه ها آب می شود ابرهای باردار در راه اند باران شروع شده کِی […]

این رنج پایانی ندارد – رحمان

این فواره ها در غروب پاییز قوس برمی دارند سر می کشند بی هوا بالای سرِ بیدهای مجنون بی وقفه ، افق خاکستری زیر نگاهشان است – پیش از آمدن تاریکی ، باز می گردند به حوض لاجوردی کف آلود […]

بنای تاریخی که با کتاب های ممنوعه ساخته شده است

هنرمندی با استفاده از یکصد هزار کتاب ممنوعه در جهان، عمارتی مشابه پارتنون (معبدی در آکروپولیس، آتن، یونان که در اساطیر قدیم نماد دموکرسی محسوب می شد) را با مقیاس کامل در یکی از نقاط کتاب سوزی نازی ها، بر […]

رضا شهابی: علی اشرف درویشیان در ما زنده است

در سالیاد علی اشرف درویشیان هستیم؛ او که نمادی از حق خواهی و عدالت و آزادگی بود؛ علی اشرف که خود از میان رنجدیدگان برآمده بود و در زندگی حرفه ای خود در نویسندگی به بازتاب دادن وضعیت زندگی کارگران […]

علی‌اشرف درویشیان؛ قلم معترض فرودستان بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت اولین سالگرد درگذشت درویشیان

انسان‌ها پس از مرگ با آنچه از خود به جا گذاشته‌اند در یادها می‌مانند و از این راه به حیات معنوی و اثرگذاری خویش ادامه می‌دهند. از درگذشت علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی محبوب و سرشناس و عضو برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران […]

سخنی با دوستداران رحمان هاتفی، در زادروز او – رحمان

نظر دو تن از روزنامه نگاران مطرح کشور درباره هاتفی، به رغم اختلاف فکری و سیاسی انان با او، گویای تاثیر گذاری نافد و خلاق، و هوشمندی او در مقالاتش است. آقایان شمس الواعظین و مسعود بهنود که هر دو در کیهان […]

دنیا را به کودکان بدهیم – ناظم حکمت

دنیا را به کودکان بدهیم حتی برای یک روز تا دنیا دوستی را درک کند کودکان دنیا را از ما خواهند گرفت و بر آن درختان جاودان خواهند کاشت. «ناظم حکمت» Tweet