Andisheh Nou

مطالب: فرهنگی – ادبی

اتحاد – علی رضا جباری (آذرنگ)

چه رفته بر این مردم راست بین که دلها غمین است و جانها حزین؟ فرو خسته از جنگ، رزم آوران، فرو مانده زَندیشه، دانشگران. شبان همچو روز است و روزان چو شب، به روزان همه خواب و شب درد و […]

کامران جمالی درگذشت

کامران جمالی متولد ۱۳۳۱ در تهران، شاعر، نویسنده و مترجم ادبیات  آلمانی و عضو قدیمی و ثابت قدم کانون نویسندگان ایران روز شنبه ٢٣ فروردین  به دلیل بیماری ریوی در آلمان درگذشت. ترجمه ی آثار نویسندگانی چون گونترگراس، هاینریش بل، تئودورفونتانه، فن […]

یادی از دکتر مهردادِ بهار؛ پدرِ استوره‌شناختیِ علمیِ ایران از چشمِ استوره

نوبتِ کهنه‌فروشان درگذشت نوفروشانیم و این بازارِ مااست (مولوی)  گمانه‌های ژرف‌بینانه‌ی استوره‌شناختی ـ تاریخی‌اش، خورندِ دیدگاه‌های سنتی و کلاسیکِ زمانه نبودند. چه بسیار، استوره‌شناسانی که بعدها به آموزه‌های علمیِ او رسیدند اما در آغاز، نگرشِ نوبینانه‌اش را برنمی‌تافتند. اگر کتابِ […]

به انگیزه درگذشت اِدمان آیوازیان: «رنگ های سرزمین مادری ام»

پس از سی و هفت سال دوری و مهاجرت، در آستانه هشتاد سالگی، به زادگاهش تهران و سرزمین مادریش بازگشت. هنردوستان وهنرمندانِ سراسرِ جهان او را به پاسِ نگاره‌ها (نقاشی‌ها) و سازه­های معماریش خوب می­شناختند. نقاشی­هایش ده­ها بار در شهرهای […]

توفان فرو خواهد نشست – رحمان

توفان که شروع می شود ،میراث دنیا به فنا می رود ،دنیا رنگ می بازدمی آید ،پشتِ مردمک چشمانت ،کجا می رود آن همه دلدادگیکه در غروب بهار بر لب هایتمی شکفت ،کورسوی امید بر تارک شاخه هایبید در بیدادِ […]

قلبم را به تو خواهم داد – رحمان

دنیایِ اشتباهی ستاین دنیا ،از آن ما نیستباید از اینجا برویم !جای دیگری هست ؟نه ،باید راهِ خروج پیدا کنیمتو بمان ،برای زمانی که دنیا عوض می شود ،برمی گردد سرِ جای خودشرویِ پاهایش – تو بمان ،و من موقع […]

هلین بولک، خواننده «گروپ یوروم» ترکیه پس از ۲۸۸ روز اعتصاب غذا جان باخت

هلین بولک یکی از خوانندگان گروه موسیقی «گروپ یوروم» پس از ۲۸۸ روز اعتصاب غذا جان باخت. بولک به همراه ابراهیم کوگچک در اعتراض به بازداشت و زندانی شدن ۶ نفر از اعضای گروه و ممنوعیت فعالیت و تشدید سیاست‌های […]

تو بر نخاستی – رحمان

تو برنخاستی؛ و ما در انتهای این شب ( ِچراغ خوار)، در انتظار ماندیم. صدای گامهایت، که از حیاط، و از طاقه ی راهرو می گذشت، و خنده بر لبانِ خشکیده از انتظار مان می نشاند، نرم و آهسته به […]

در گرامیداشت خاطره ی ماندگار زنده یاد فریبرز رئیس دانا – عموفریبرزمان زنده است – علی رضا جباری ( آذرنگ )

گفته بودم زین نبرد سخت و جانفرسای، تندرست و پرتوان و سرخوش و پیروز، بازخواهی گشت. گفته بودم من که خون زندگی جاری است در رگهای تو، ای دوست، شور عشق زندگی می افکند در جان تو غوغا گفته بودی […]

دکتر رئیس دانا درگذشت!

اندیشه نو: شوربختانه آقای دکتر فریبرز رئیس دانا [متولد ۱۳۲۷]، اقتصاد دان، استاد دانشگاه تهران، فعال حقوق بشر، زندانی سیاسی، عضو کانون نویسندگان ایران، و متفکر سوسیالیست از دنیا رفت. به تمامی مبارزان راه ترقی، آزادی، دمکراسی وعدالت اجتماعی فقدان […]

نفرین بر آنکس که انسان را برده می خواهد! رحمان

می خواستم چیزی بنویسم که شادی بیافریند؛  و لبخند بر لبانِ کودکی بنشاند و سرمایِ روز وشب را از تنش بیرون برد. در چشمانِ غمزده اشکی دیدم؛ لرزشی بر تنم افتاد؛ اندوه سراسر وجودم را گرفت نفرین بر دروغ، جایی […]

شب رفتنی است. علی رضا جباری ( آذرنگ )

شرارهای امید، گهگاه، از هرسوی آسمان تیره، مرا به خود می خوانند. پنداری بانگ بر می دارند: شب رفتنی است! در اندیشه ی پیشباز روز باش! تیرگی شب قلبم را نمی فشارد. نوید تابش مهر، آن را به امید می […]

و سیاهی آخرین روزنه را می بلعد – رحمان

بار دیگر ، پرده نمایش بالا می رود و بازیگران صحنه های مضحک باز می گردند ، این بار ابهامی نیست این شب است که سخن می گوید بی پرده ، و سیاهی آخرین روزنه را می بلعد رازی مگو […]

سینه خونین بهمن – رحمان

زمستان با شما می آیدو شما … با طراوتِ جنگل – در سایه سارِ انبوه درختانو چشمان عقابی در کهکشانیادمانِ عطش آلودِگامهایتان ،در سینه یِ خونین بهمنمی ماند ، آخرین گلوله را چه کسی بر سینه شبشلیک کرد !؟و قهقهه […]

دراین شبان غمفزا – علی رضا جباری آذرنگ

در این شبان غمفزا، که از نهیب این ددان، درآسمان تیره فام مرز و بوم ما، پرنده پر نمی زند؛ ز پشت این سترون-ابرها، که نیست کارشان مگر، نهادن حجاب بر ستاره ها، ز فوج فوجِ اختران تابناک، بسی فروغ […]