Skip to content
اکتبر 10, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  •  کُردها در آینهٔ جمعیت‌شناسی: چند میلیون نفر، چند جامعهٔ متفاوت؟
  • اجتماعی
  • ایران
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

 کُردها در آینهٔ جمعیت‌شناسی: چند میلیون نفر، چند جامعهٔ متفاوت؟

نگاهی به ‏ جمعیت، شهرنشینی، زبان، مذهب، آموزش، خانواده، و زندگی روزمرهٔ کُردها در ایران، ترکیه، عراق، و سوریه.‏

Recently updated on اکتبر 3rd, 2026 at 04:35 ب.ظ

بخش دوم

ف. کنجکاو

پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵

مقدمه

بخش اول این مجموعه به این پرسش پرداخت که کردستان چگونه شکل گرفت و چرا جمعیت‌های کُرد در چهار کشور اصلی ایران، ترکیه، عراق، و سوریه قرار گرفتند. بخش دوم اکنون به پرسشی ظاهراً ساده، اما در واقع بسیار پیچیده پاسخ می‌دهد: امروزه چند کُرد در جهان زندگی می‌کنند و این جمعیت از نظر اجتماعی و جمعیت‌شناختی چه ویژگی‌هایی دارد؟

پاسخ دادن به این پرسش آسان نیست. برخلاف بسیاری از کشورها، در چهار کشور اصلی محل زندگی کُردها آمار جمعیت بر اساس قومیت به‌شکل منظم و قابل مقایسه منتشر نمی‌شود. ترکیه سال‌هاست در سرشماری‌های رسمی قومیت را به‌عنوان متغیر جمعیتی ثبت نمی‌کند. در ایران نیز در سرشماری‌های عمومی جمعیت آمار دقیق و رسمی از تعداد کُردها ارائه نمی‌شود. در عراق نیز در سرشماری عمومی سال ۲۰۲۴ پرسش در مورد قومیت وارد نشد. در نتیجه، اعدادی که دربارهٔ جمعیت کُردها می‌شنویم گاهی تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر دارند.[1]

به همین دلیل، در این بررسی میان سه نوع عدد تفاوت می‌گذاریم: آمار رسمی، برآوردهای دانشگاهی، و برآوردهای نهادهای کُرد.

برای مثال، مؤسسهٔ کُردی پاریس در گزارشی که در سال ۲۰۱۷ منتشر کرده بود جمعیت کردها را حدود ۱۵ تا ۲۰میلیون نفر در ترکیه، ۱۰ تا ۱۲میلیون در ایران، ۸ تا ۸٫۵میلیون در عراق، و ۳ تا ۳٫۶میلیون در سوریه برآورد کرده بود. اما این ارقام را امروز نمی‌توان بدون تعدیل به‌عنوان آمار قطعی سال ۲۰۲۶ دانست.[2]

در مقابل، برخی برآوردهای جدیدتر در ترکیه جمعیت کردها را حدود ۱۲ تا ۲۰میلیون نفر می‌دانند. در مورد سوریه، آژانس پناهندگی اتحادیهٔ اروپا در سال ۲۰۲۶ برآوردی در حدود ۲ تا ۲٫۵میلیون کُرد در آن کشور ارائه کرد.[1] بنابراین، هدف این مقاله ارائه دادن یک «عدد جادویی» نیست. هدف ترسیم تصویری واقع‌بینانه از ساختار جمعیتی و اجتماعی کردها است.

این تصویر نشان می‌دهد که کردها برخلاف تصور رایج جامعه‌ای کاملاً یکدست نیستند. کردهای ایران با کردهای ترکیه تجربهٔ جمعیتی یکسانی ندارند؛ کردهای عراق با کردهای سوریه تفاوت‌های مهمی دارند؛ حتی در داخل هر کشور نیز میان شهر و روستا، میان نسل‌های پی‌درپی، میان مناطق مرزی و شهرهای بزرگ، و میان گروه‌های مذهبی و زبانی تفاوت‌های شایان توجهی وجود دارد.

به همین دلیل، شاید بهتر باشد به‌جای سخن گفتن از «جامعهٔ کُردها» از جوامع کُرد سخن بگوییم.

۱. چند میلیون کُرد در جهان زندگی می‌کنند؟

در جواب باید گفت هیچ عدد مورد توافقی وجود ندارد. اگر فقط چهار کشور اصلی را در نظر بگیریم، برآوردهای موجود معمولاً دامنه‌ای بسیار گسترده، از حدود۳۰میلیون تا بیش از ۴۰میلیون نفر ارائه می‌کنند.

در یکی از برآوردهای شناخته‌شده، مؤسسهٔ کردی پاریس در سال ۲۰۱۷ مجموع جمعیت کردها در ایران، ترکیه، عراق، و سوریه را حدود ۳۶ تا ۴۵میلیون نفر برآورد کرد. این مؤسسه جمعیت کردها را در ترکیه ۱۵ تا ۲۰میلیون، در ایران ۱۰ تا ۱۲میلیون، در عراق ۸ تا ۸٫۵میلیون، و در سوریه ۳ تا ۳٫۶میلیون نفر برآورد کرده بود.[2] اما برآوردهای دیگر کمترند.

برای نمونه، یک برآورد جدیدتر دربارهٔ ترکیه دامنهٔ ۱۲ تا ۲۰میلیون نفر را مطرح می‌کند. دلیل این اختلاف این است که ترکیه در سرشماری‌های رسمی قومیت را ثبت نمی‌کند و در نتیجه تعداد کردها باید از پیمایش‌های زبانی، هویتی، و جمعیت‌شناختی تخمین زده شود.[1] بنابراین، اگر بخواهیم با احتیاط علمی سخن بگوییم، بهتر است بگوییم: جمعیت کردهای جهان احتمالاً در محدودهٔ چند ده‌میلیون نفر است، اما تعیین یک عدد دقیق و مورد اجماع ممکن نیست. این عدم‌قطعیت خودش واقعیت جمعیت‌شناختی مهمی است.

۲. چرا شمارش کردها این‌قدر دشوار است؟

به دلیل سه عامل اصلی:

نخست، نبود پرسش قومیت در سرشماری‌ها. در ترکیه آمار رسمی جمعیت بر اساس قومیت منتشر نمی‌شود. به همین دلیل پژوهشگران از زبان مادری، زبان مورد استفاده در خانه، خودتعریفی قومی، و متغیرهای دیگر استفاده می‌کنند.[1]

دوم، تفاوت‌گذاری میان زبان و هویت. یک شخص ممکن است کُرد باشد، اما زبان کُردی را کامل صحبت نکند. برعکس، ممکن است فردی در خانواده‌ای با پیشینهٔ کُردی رشد کرده باشد، اما خودش را در سرشماری یا پیمایش بر اساس هویت دیگری معرفی کند.

 سوم، مهاجرت و شهرنشینی. جمعیت کُرد فقط در مناطق تاریخی کردنشین زندگی نمی‌کند. میلیون‌ها کرد در شهرهای بزرگ مانند استانبول، تهران، آنکارا، کرج، مشهد، بغداد، و دمشق زندگی کرده‌اند یا در طول نسل‌ها به این شهرها مهاجرت کرده‌اند. در نتیجه، شمارش جمعیت کُرد فقط با نگاه کردن به «نقشهٔ کردستان» امکان‌پذیر نیست.

۳. کدام کشور بیشترین جمعیت کُرد را دارد؟

بر اساس بیشتر برآوردهای موجود، ترکیه بزرگ‌ترین جمعیت کردها را در میان چهار کشور اصلی دارد.

برآوردها متفاوت‌اند، اما مرکز مطالعات شرقی اروپا در سال ۲۰۲۴ دامنهٔ ۱۲ تا ۲۰میلیون نفر را برای جمعیت کردهای ترکیه مطرح کرده است، یعنی حدود ۱۴ تا ۲۳درصد جمعیت کشور، بسته به تعریف و روش برآورد.[1]

پس از ترکیه، ایران یکی از بزرگ‌ترین جوامع کُرد را در جهان دارد. برای ایران نیز برآوردهای موجود بسیار متفاوت‌اند. مؤسسهٔ کُردی پاریس در برآورد ۲۰۱۷ رقم ۱۰ تا ۱۲میلیون نفر را مطرح کرده بود، در حالی که برخی منابع و برآوردهای دیگر ارقام کمتری ارائه می‌کنند.[2]

در عراق وضع متفاوت است، زیرا بخش بزرگی از جمعیت کُرد در منطقه‌ای زندگی می‌کنند که دارای نهادهای آماری خاص خودش است. در سرشماری ۲۰۲۴ منطقهٔ کردستان عراق جمعیت منطقه حدود ۶٫۵میلیون نفر ثبت شده است.[3] این رقم کل جمعیت منطقه است و نباید آن را با «جمعیت کل کردهای عراق» یکی دانست، زیرا مناطق مورد مناقشه و جمعیت‌های کُرد خارج از محدودهٔ اداری اقلیم کردستان نیز وجود دارند.

در سوریه نیز آژانس پناهندگی اتحادیهٔ اروپا در سال ۲۰۲۶ جمعیت کردها را حدود ۲ تا ۲٫۵میلیون نفر برآورد کرده است.[4]

۴. کُردهای ایران چند نفرند؟

این شاید یکی از دشوارترین پرسش‌ها در کل بحث باشد. ایران سرشماری رسمی بر اساس قومیت ندارد و بنابراین عدد قطعی وجود ندارد. آنچه می‌دانیم این است که جمعیت‌های کُرد در استان‌های متعدد حضور تاریخی دارند، به‌ویژه در کردستان، کرمانشاه، بخش‌هایی از آذربایجان غربی، ایلام، و جوامع کُرد در خراسان.

دانشنامهٔ ایرانیکا نیز مناطق کردنشین ایران را عمدتاً در همین مناطق معرفی می‌کند و از وجود جوامع کُرد کوچک‌تر در نقاط دیگری از کشور نیز خبر می‌دهد.[5]

نکتهٔ جالب دربارهٔ خراسان این است که حضور کردها در آنجا صرفاً نتیجهٔ مهاجرت‌های معاصر نیست. بر اساس پژوهش ایرانیکا، بر اثر جابه‌جایی‌های تاریخی جوامع کُرد چشمگیری در خراسان شکل گرفته‌اند. در برآوردهای رسمی منتشرشده در سال ۲۰۱۶ جمعیت کردهای خراسان شمالی حدود ۳۱۹هزار نفر و جمعیت کردهای خراسان رضوی حدود ۳۴۱هزار نفر ذکر شده است، یعنی در مجموع حدود ۶۶۰هزار نفر. طبق آن برآورد، در مشهد نیز بیش از ۱۴۳هزار کُرد ساکن‌اند.[6]

بنابراین، «کردستان ایران» را نباید با کل جمعیت کردهای ایران یکی دانست.

۵. شهرهای مهم کُردنشین در ایران کدام‌اند؟

اگر جمعیت شهری و مراکز تاریخی را در نظر بگیریم، شهرهایی مانند کرمانشاه، سنندج، مهاباد، بوکان، سقز، مریوان، بانه، پاوه، و ایلام از مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فرهنگی کردها در ایران‌اند. اما کرمانشاه از نظر اندازهٔ شهری جایگاه ویژه‌ای دارد. این شهر فقط یک مرکز استان نیست، بلکه یکی از بزرگ‌ترین شهرهای دارای جمعیت عمدتاً کُرد در ایران است.

در طرف دیگر، سنندج اهمیت ویژه‌ای به‌عنوان مرکز تاریخی و اداری کردستان ایران دارد. مهاباد نیز به‌دلیل نقش فرهنگی و سیاسی‌اش در تاریخ معاصر کردها اهمیت خاصی پیدا کرده است. در کنار این شهرها باید به جمعیت‌های کُرد در شهرهای بزرگ خارج از منطقهٔ تاریخی نیز توجه کرد، از جمله در تهران، کرج، مشهد و دیگر شهرهای ایران.

بنابراین، کردهای ایران را نمی‌توان جمعیتی صرفاً روستانشین یا مرزنشین تصور کرد.

۶. کُردهای ترکیه؛ بزرگ‌ترین جامعهٔ کُرد

کُردهای ترکیه احتمالاً بزرگ‌ترین جامعهٔ کُرد جهان را تشکیل می‌دهند. تمرکز تاریخی آنها بیشتر در جنوب‌شرق و شرق ترکیه است، اما طی چند دهه گذشته مهاجرت گسترده به شهرهای بزرگ جغرافیای جمعیتی کردها را تغییر داده است.

دیاربکر مهم‌ترین مرکز شهری و نمادین این منطقه است و جمعیت شهری آن حدود ۱٫۸میلیون نفر گزارش شده است.[1]

اما شهرهای دیگری مانند وان، باتمان، ماردین، حکاری، شیرناک، سیرت، آغری، موش، بینگول، و بخش‌هایی از شانلی‌اورفا نیز دارای جمعیت‌های به‌نسبت بزرگ کُرد هستند. از سوی دیگر، میلیون‌ها کُرد در استانبول و دیگر شهرهای غربی ترکیه زندگی می‌کنند. این مهاجرت یکی از مهم‌ترین تغییرات جمعیتی کردها در قرن بیستم بوده است.

۷. آیا کُردهای ترکیه هنوز عمدتاً روستایی‌اند؟

خیر. تصویر سنّتی کُردها به‌عنوان جامعه‌ای کوهستانی و روستایی دیگر با واقعیت جمعیت‌شناختی امروز مطابقت ندارد.

طبق یک برآورد مؤسسهٔ کُردی پاریس در سال ۲۰۱۷، جمعیت کردها در مجموع بیش از ۷۵درصد شهرنشین شده است. البته این رقم باید صرفاً برآورد و نه آمار رسمی در نظر گرفته شود.[2]

مهاجرت از روستا به شهر، جنگ، توسعهٔ اقتصادی، آموزش، و گسترش بازار کار شهری همگی در این تحول نقش داشته‌اند. در ترکیه این روند بسیار چشمگیر بوده است. به همین دلیل بخش مهمی از نسل‌های جوان کُرد امروز در محیط‌های کاملاً شهری رشد کرده‌اند.

۸. کردهای عراق، جامعه‌ای با آمار بهتر

در عراق، برخلاف ایران و ترکیه، امروزه اطلاعات جمعیتی اقلیم یا منطقهٔ کردستان بسیار منظم‌تر است. بر اساس سرشماری ۲۰۲۴، جمعیت منطقهٔ کردستان عراق ۶٬۵۱۹٬۱۲۹ نفر[3] بوده است:

  • مردان: ۳٬۲۸۴٬۶۶۸ نفر
  • زنان: ۳٬۲۳۴٬۴۶۱ نفر
  • جمعیت شهری: ۵٬۵۱۳٬۲۷۶ نفر
  • جمعیت روستایی: ۱٬۰۰۵٬۸۵۳ نفر

یعنی حدود ۸۵درصد جمعیت منطقه شهرنشین است. این نکتهٔ بسیار مهمی است. جامعهٔ کردهای عراق دیگر جامعه‌ای عمدتاً روستایی نیست، بلکه جامعه‌ای عمدتاً شهری است.

شهرهای اصلی کردنشین در عراق عبارت‌اند از اربیل، سلیمانیه، دهوک، زاخو، حلبچه، رانیه، کلار، عقرة و سوران. اربیل و سلیمانیه دو قطب اصلی شهری و سیاسی منطقه‌اند.

۹. آیا کردستان عراق از نظر جمعیت جوان است؟

بله، اما هم‌زمان در حال عبور از مرحله‌ای از تحول جمعیتی است. بر اساس داده‌های سرشماری ۲۰۲۴، حدود ۶۳٫۹درصد از جمعیت منطقهٔ کردستان عراق در گروه سنّی ۱۵ تا ۶۴ سال قرار داشته‌اند و سهم افراد ۶۵ سال و بیشتر حدود ۴٫۴درصد گزارش شده است.[7] این یعنی که این منطقه هنوز جمعیتی نسبتاً جوان دارد، اما ساختارش صرفاً جامعه‌ای بسیار جوان و رو به انفجار جمعیتی نیست. نکتهٔ مهم‌تر این است که باروری نیز در حال کاهش است.

بر اساس نتایج منتشرشده از سرشماری ۲۰۲۴، میزان باروری کل در منطقهٔ کردستان حدود ۳٫۵ فرزند به ازای هر زن بوده، در حالی که این رقم در کل عراق حدود ۳٫۹ گزارش شده است.[7] این رقم هنوز بیشتر از رقم جانشینی حدود ۲٫۱ است، اما نسبت به نسل‌های گذشته کاهش چشمگیری نشان می‌دهد.

۱۰. در کردستان عراق چند فرزند در هر خانواده متولد می‌شود؟

در اینجا باید میان «اندازهٔ خانواده» و «میزان باروری کل» تفاوت بگذاریم. بر اساس آمار جاری، میزان باروری کل تعداد متوسط فرزندانی است که هر زن در طول دورهٔ باروری خواهد داشت. رقم حدود ۳٫۵ فرزند در منطقهٔ کردستان عراق نشان می‌دهد که این جمعیت هنوز ظرفیت رشد طبیعی زیادی دارد.[7] اما روند کلی به‌سمت کاهش باروری است. این روند معمولاً با عواملی مانند:

  • شهرنشینی،
  • افزایش تحصیلات زنان،
  • افزایش هزینه مسکن و تربیت کودک،
  • تأخیر در ازدواج،
  • افزایش مشارکت زنان در آموزش و بازار کار، و
  • تغییر انتظارات خانوادگی
    همراه است.

بنابراین، حتی در جامعه‌ای که هنوز میزان باروری زیادی دارد می‌توان نشانه‌های گذار جمعیتی را دید.

۱۱. وضعیت کُردهای سوریه چگونه است؟

دربارهٔ سوریه باید محتاط‌‌تر باشیم. آمار جمعیتی سوریه پس از جنگ داخلی بسیار تحت تأثیر مهاجرت، آوارگی، و تغییرات جمعیتی قرار گرفته است. آژانس پناهندگی اتحادیهٔ اروپا در گزارش ژوئیه ۲۰۲۶ جمعیت کردهای سوریه را حدود ۲ تا ۲٫۵میلیون نفر برآورد کرده است. این جمعیت به طور عمده در عفرین، کوبانی، جزیره و حسکه، محله‌هایی از حلب و دمشق، و تا حدی در رقه متمرکز بوده است.[4]

این رقم با برخی برآوردهای قدیمی‌تر ۳ تا ۳٫۶میلیون نفر تفاوت دارد. علتِ بخشی از این اختلاف تفاوت سال و روش برآورد و جابه‌جایی‌های گسترده جمعیتی در طول جنگ سوریه است.[2]

بنابراین دربارهٔ سوریه بهتر است به‌جای یک عدد قطعی از دامنهٔ برآورد استفاده کنیم.

۱۲. بزرگ‌ترین شهرهای کُردنشین کدام‌اند؟

اگر فقط شهرهایی را در نظر بگیریم که بخش بزرگی از جمعیت آنها کُرد است می‌توان از چند مرکز عمده نام برد.

در ترکیه: دیاربکر، وان، باتمان، و برخی شهرهای جنوب‌شرق.
در ایران: کرمانشاه، سنندج، مهاباد، بوکان و سقز.
در عراق: اربیل، سلیمانیه، دهوک، زاخو و حلبچه.
در سوریه: قامشلی، کوبانی، و برخی مراکز منطقه حسکه.

اما یک نکتهٔ بسیار مهم وجود دارد: بزرگ‌ترین شهر کردنشین لزوماً شهری نیست که اکثریت جمعیت آن کُرد باشند. برای مثال، جمعیت‌های کرد در کلان‌شهرهایی مانند استانبول و تهران و دمشق نیز بسیار بزرگ‌اند، اما این شهرها را نمی‌توان «شهرهای کردنشین» به معنای جمعیت‌شناختی سنّتی دانست.

۱۳. مذهب کردها چیست؟

اکثریت کردها مسلمان‌اند، اما کردها از نظر مذهبی جامعه‌ای یکدست نیستند. بخش بزرگی از کُردها سُنّی‌اند و در میان آنها گرایش‌های شافعی اهمیت تاریخی ویژه‌ای داشته است. اما در کنار سنّی‌ها، گروه‌های کرد شیعه، علوی، ایزدی،  یارسان، و پیروان سنّت‌های مذهبی دیگر مانند اقلیت‌های مسیحی نیز وجود دارند. بنابراین عبارت «کُردها مسلمان‌اند» اگرچه دربارهٔ اکثریت جمعیت درست است، برای توصیف کامل جامعهٔ کردها کافی نیست. می‌شود گفت که مذهب در طول تاریخ یکی از عوامل مهم تفاوت میان جوامع کُرد بوده است.

۱۴. ایزدی‌ها را باید کُرد دانست؟

این مسئله از نظر هویتی و سیاسی محل بحث است و نباید پاسخ ساده‌ای به آن داد. ایزدی‌ها جامعه‌ای مذهبی با هویت تاریخی خاص خودشان‌اند. بخش بزرگی از ایزدی‌ها در عراق و به‌ویژه در منطقهٔ سنجار زندگی کرده‌اند و زبان بسیاری از آنان گونه‌هایی از کُردی کُرمانجی است. برخی ایزدی‌ها خودشان را کُرد می‌دانند، برخی بر هویت ایزدی تأکید بیشتری دارند، و در مطالعات گوناگون نیز تعریف‌های متفاوتی وجود دارد.

بنابراین، در نوشتارهای جمعیت‌شناختی بهتر است ایزدی‌ها را جامعه‌ای مذهبی-قومی متمایز با پیوندهای زبانی و تاریخی عمیق با جهان کُردی معرفی کنیم، بدون آنکه هویت آنان را به‌جای خودشان تعریف کنیم.

۱۵. آیا کردها از نظر زبانی ملت واحدی‌اند؟

خیر، از نظر زبان‌شناختی تنوع زیادی در میان کردها دیده می‌شود. مهم‌ترین گونه‌های زبان کُردی عبارت‌اند از: کُرمانجی، سورانی، و کُردی جنوبی. در کنار آنها گروه‌هایی مانند زازا و گورانی نیز در بحث دربارهٔ زبان‌ها و هویت‌های کُردی اهمیت دارند، اما رابطهٔ زبانی و هویتی آنها با مفهوم «کُرد» موضوعی پیچیده است. این تنوع به این معنا نیست که کردها هیچ هویت مشترکی ندارند، اما نشان می‌دهد که «زبان کردی» را نباید مانند زبان‌هایی با معیار واحد و یکدست تصور کرد.

برای مثال، فردی که کُرمانجی صحبت می‌کند و فردی که به زبان کردی سورانی سخن می‌گوید ممکن است بدون آموزش قبلی درک کامل و روانی از زبان یکدیگر نداشته باشند. این موضوع در سیاست زبان و آموزش اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

۱۶. آموزش در جوامع کردی چه وضعی دارد؟

در این عرصه تفاوت کشورها بسیار زیاد است.

در ایران و ترکیه و سوریه نظام آموزشی عمدتاً در چارچوب نظام آموزشی ملی هر کشور سازمان یافته است و میزان استفادهٔ رسمی از زبان کُردی در آموزش در دوره‌های گوناگون تاریخی و در هر کشور متفاوت بوده است. در عراق، به‌ویژه در اقلیم کردستان، آموزش به زبان کردی در بسیاری از مدرسه‌ها امکان‌پذیر است و ساختار آموزشی منطقه دارای نهادهای رسمی کردی است.

بر اساس نتایج سرشماری عمومی عراق در سال ۲۰۲۴، میزان ثبت‌نام کودکان در دورهٔ ابتدایی در منطقهٔ کردستان حدود ۹۳درصد گزارش شده است؛ این رقم برای کل عراق حدود ۸۸درصد بوده است. این تفاوت نشان می‌دهد که مشارکت کودکان در آموزش ابتدایی در اقلیم کردستان از میانگین کشور بیشتر بوده، هرچند این شاخص به‌تنهایی برای قضاوت دربارهٔ کیفیت آموزش، ترک تحصیل، کیفیت مدرسه‌ها، یا مهارت‌های واقعی دانش‌آموزان یا دسترسی برابر به آموزش کافی نیست.[7]

۱۷. آیا کردها جامعه‌ای تحصیل‌کرده‌اند؟

پاسخ را باید بر اساس کشور و نسل داد. در چند دههٔ گذشته، شهرنشینی و گسترش دانشگاه‌ها باعث افزایش چشمگیر دسترسی کردها به آموزش عالی شده است. شهرهایی مانند اربیل، سلیمانیه، دیاربکر، کرمانشاه، سنندج، و مهاباد به مراکز مهم دانشگاهی و فرهنگی تبدیل شده‌اند. اما در کنار این پیشرفت، مشکلاتی مانند بیکاری فارغ‌التحصیلان، نابرابری منطقه‌یی، و تفاوت دسترسی میان شهر و روستا همچنان وجود دارد.

برای مثال، داده‌های ۲۰۲۴ در کردستان عراق نشان می‌دهد که میزان بی‌سوادی افراد ۱۰ساله و بزرگ‌تر حدود ۱۶٫۲۳درصد بوده است.[7] این عدد نشان می‌دهد که افزایش ثبت‌نام در مدرسه لزوماً به معنای از میان رفتن کامل شکاف‌های آموزشی نیست.

۱۸. آیا اشتغال بزرگ‌ترین مسئلهٔ نسل جوان است؟

یکی از مسائل مهم جوامع کرد امروز به‌ویژه در عراق اشتغال جوانان است. در منطقهٔ کردستان عراق اقتصاد طی دو دههٔ گذشته بسیار شهری شده و بخش دولتی، خدمات، تجارت، ساخت‌وساز، نفت، و بخش‌های مرتبط با آن نقش مهمی پیدا کرده‌اند. اما بازار کار نتوانسته همیشه به اندازهٔ رشد جمعیت جوان فرصت ایجاد کند. داده‌های رسمی عراق برای سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که میزان بیکاری در استان‌های اقلیم کردستان[8] چشمگیر بوده است:

  • دهوک: ۱۷٫۵درصد
  • سلیمانیه: ۱۳٫۶درصد
  • اربیل: ۱۴٫۷درصد

جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال وضع دشوارتری دارند. نرخ بیکاری این جوانان در سال ۲۰۲۴ در دهوک حدود ۱۹٫۹درصد، در سلیمانیه ۱۶٫۶درصد، و در اربیل ۱۶٫۳درصد گزارش شده است.[9] این اعداد نشان می‌دهد که یکی از چالش‌های اصلی جامعهٔ کردهای عراق دیگر صرفاً «فقر روستایی» نیست. مسئلهٔ جدید جذب جمعیت جوان تحصیل‌کرده در اقتصاد شهری است.

۱۹. آیا کردها هنوز جمعیتی روستایی و عشایری‌اند؟

تا حد زیادی دیگر نه. این یکی از بزرگ‌ترین تغییرات اجتماعی در صد سال اخیر است. در مورد ایران، دانشنامهٔ ایرانیکا توضیح می‌دهد که طی حدود یک قرن بسیاری از قبایل کُرد از زندگی کوچ‌نشینی به زندگی یکجانشینی منتقل شدند.[5]

در عراق نیز جنگ‌ها و سیاست‌های دولت بعث باعث تسریع از بین رفتن روستاها و جابه‌جایی اجباری و روند شهرنشینی شده است.

در ترکیه نیز مهاجرت روستایی و جنگ داخلی در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به مهاجرت گستردهٔ کردها به شهرها انجامید. در نتیجه، جامعهٔ کرد امروز عمدتاً جامعه‌ای شهری است. تصویر کُرد به‌عنوان کشاورز یا دام‌دار کوهستانی دیگر تصویر غالب جمعیت کرد نیست.

۲۰. ازدواج در میان کردها چگونه تغییر کرده است؟

اینجا نیز روند کلی با بسیاری از جوامع غرب آسیا مشابه است: سن ازدواج در حال زیادتر شدن است، اما سرعت این تغییر در چهار کشور مورد نظر یکسان نیست.

در عراق، بر اساس داده‌های سرشماری ۲۰۲۴، متوسط سن ازدواجِ اول در کل کشور حدود ۲۲٫۲۴ سال گزارش شده: برای مردان حدود ۲۴٫۰۶ و برای زنان حدود ۲۰٫۷ سال.[7]

در منطقهٔ کردستان عراق ساختار سِنّی و اقتصادی متفاوت است و افزایش تحصیلات و شهرنشینی بر الگوی ازدواج اثر گذاشته است.

در ایران و ترکیه نیز افزایش سن ازدواج به‌خصوص در شهرهای بزرگ یکی از عوامل مهم کاهش باروری بوده است.

بنابراین، برای فهم آیندهٔ جمعیت کردها فقط تعداد افراد امروز مهم نیست، سن ازدواج و زمان تولد نخستین فرزند نیز اهمیت دارد.

۲۱. آیا کردها جمعیت رو به رشد دارند؟

در مجموع، هنوز بله، اما سرعت رشد جمعیت رو به کاهش است. این نکته بسیار مهم است. تصویر قدیمی از جمعیت‌های کرد با میزان باروری بسیار زیاد دیگر کاملاً درست نیست.

ایران امروز یکی از پایین‌ترین آمار باروری تاریخ معاصرش را دارد. میزان باروری کل کشور در سال‌های اخیر حدود ۲ فرزند یا کمتر بوده است. داده‌های بانک جهانی نیز روند بلندمدت کاهش باروری ایران را نشان می‌دهد.[10]

در اقلیم کردستان عراق میزان باروری حدود ۳٫۵ است؛ بنابراین این منطقه هنوز از ایران و بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته میزان باروری بیشتری دارد.[7] اما روند کلی در جوامع شهری کردها نیز به‌سمت خانوادهٔ کوچک‌تر + ازدواج دیرتر + تحصیلات بیشتر + شهرنشینی بیشتر حرکت کرده است.

۲۲. امید به زندگی کردها چقدر است؟

در اینجا نیز باید بسیار مراقب باشیم. ما معمولاً آمار رسمی امید به زندگی (یا متوسط عمر) جداگانه در ایران یا ترکیه برای «کردها» نداریم. بنابراین نمی‌توان گفت «امید به زندگی کردها دقیقاً فلان عدد است». اما می‌توانیم از داده‌های مناطق کردنشین استفاده کنیم.

در منطقه کردستان عراق، آمار رسمی برای سال ۲۰۲۳ امید به زندگی را این طور گزارش کرده‌اند:[3]

  • مردان: ۷۴٫۳ سال
  • زنان: ۷۷٫۱ سال
  • کل جمعیت: ۷۵٫۷ سال

در مقایسه با این آمار، بانک جهانی طول عمر متوسط یا امید به زندگی کل جمعیت ایران و عراق در سال ۲۰۲۴ را به‌ترتیب حدود ۷۸ سال و حدود ۷۲ سال گزارش کرده است.[11] این اعداد نشان می‌دهد که شرایط بهداشتی و اقتصادی کشور میزبان تفاوت زیادی در تجربهٔ زندگی جوامع کُرد ایجاد می‌کند.

۲۳. آیا کردها از نظر اقتصادی فقیرند؟

پاسخ واحدی وجود ندارد. در برخی مناطق کردنشین میزان درآمد و توسعهٔ زیرساختی کمتر از میانگین کشور بوده است. در مناطق دیگر، به‌خصوص در شهرهایی مانند اربیل، سلیمانیه، و برخی مراکز شهری ترکیه، اقتصاد مدرن و شهری رشد زیادی کرده است. اربیل نمونهٔ جالبی است. این شهر طی دو دهه گذشته از یک مرکز منطقه‌یی به شهری بزرگ با بخش‌های گستردهٔ ساخت‌وساز، خدمات، تجارت، دانشگاه، و صنعت نفت تبدیل شده است.

در مقابل، برخی مناطق روستایی و مرزی همچنان با مشکلات زیرساختی، بیکاری، و دسترسی محدود به خدمات روبه‌رو هستند. بنابراین، عبارت «کردها فقیرند» همان‌قدر نادقیق است که عبارت «کردها مرفه‌اند». وضع اقتصادی کردها بیشتر به کشور، منطقه، شهر، تحصیلات، و طبقهٔ اجتماعی بستگی دارد تا صرفاً قومیت.

۲۴. مهم: کردهای ایران، ترکیه، عراق، و سوریه چهار تجربهٔ متفاوت دارند

شاید مهم‌ترین نتیجهٔ جمعیت‌شناختی این نوشتار همین باشد. اگر از بالا به نقشه نگاه کنیم، می‌توانیم از «کردها» به‌عنوان جمعیتی بزرگ سخن بگوییم. اما اگر وارد زندگی روزمره شویم، تفاوت‌ها بسیار زیاد می‌شود.

یک جوان کُرد دراربیل عراق تجربه‌ای متفاوت با یک جوان کُرد در سنندج دارد. او نیز تجربه‌ای متفاوت با جوانان کُرد در دیاربکر ترکیه یا قامشلی سوریه دارد.

زبان، نظام آموزشی، بازار کار، مذهب، سیاست، مهاجرت، میزان توسعهٔ اقتصادی، و تجربهٔ تاریخی هر کشور بر این تفاوت‌ها اثر گذاشته است. به همین دلیل، از منظر جامعه‌شناسی بهتر است به‌جای تصوّر جامعه‌ای کاملاً یکپارچه، از جهان کُردی متشکل از چند جامعهٔ مرتبط سخن بگوییم.

۲۵. پس وجه مشترک این جوامع چیست؟

با وجود همهٔ تفاوت‌ها، چند عنصر مشترک وجود دارد: زبان‌ها و گویش‌های مرتبط.

زبان: کُرمانجی، سورانی، و دیگر گونه‌های زبان کردی شبکه‌ای زبانی ایجاد می‌کنند که بخش مهمی از هویت کُردی را تشکیل می‌دهد.

حافظهٔ تاریخی: روایت‌هایی دربارهٔ زاگرس، حکومت‌های محلی، سرکوب، مهاجرت، جنگ، قیام‌ها، و شخصیت‌های تاریخی در حافظهٔ جمعی بسیاری از کردها حضور دارد.

ادبیات و موسیقی: شعر، موسیقی، داستان، و فرهنگ شفاهی نقش مهمی در حفظ هویت کُردی داشته‌ است.

شبکه‌های خانوادگی و اجتماعی: خویشاوندی و شبکه‌های اجتماعی فرامرزی نیز به‌دلیل تقسیم تاریخی کردستان همچنان اهمیت دارد.

تجربه مشترک اقلیت بودن: در سه کشور از چهار کشور اصلی- ایران و ترکیه و سوریه- کُردها اقلیت قومی بزرگی‌اند. در عراق وضع متفاوت است و کردها در منطقهٔ خودگردان اقلیم کردستان نهادهای سیاسی و اداری گسترده‌ای دارند.

۲۶. آیا مهاجرت کردها را از سرزمین تاریخی‌شان جدا کرده است؟

می‌توان گفت بله. این پدیده تا حد زیادی جغرافیای جمعیتی را تغییر داده است. امروزه میلیون‌ها کرد خارج از مناطق سنّتی کردنشین زندگی می‌کنند. مهاجرت به استانبول، آنکارا، تهران، کرج، مشهد، بغداد، دمشق، اروپا، آمریکای شمالی، و کشورهای دیگر باعث شده که «جامعهٔ کُرد» دیگر جامعه‌ای صرفاً سرزمینی نباشد.

این مسئله برای نسل دوم و سوم مهاجران اهمیت زیادی دارد. ممکن است فردی در تهران یا استانبول متولد شده باشد، زبان کُردی را در خانه شنیده باشد، اما تمام زندگی‌اش را در محیطی غیرکردنشین گذرانده باشد. بنابراین هویت کردی در قرن بیست‌ و یکم بیش از گذشته شهری، مهاجر، و فرامرزی شده است.

۲۷. آیا کردها از نظر جمعیتی در حال جوان‌تر شدن‌اند یا پیرتر شدن؟

هر دو روند هم‌زمان دیده می‌شود، بسته به منطقه. در سوریه و عراق ساختار جمعیت هنوز نسبتاً جوان است. در منطقهٔ کردستان عراق بیش از ۶۰درصد جمعیت در سن کار قرار دارند و سهم سالمندان هنوز نسبتاً کم است.[7] اما در ایران کاهش شدید باروری به‌تدریج جامعهٔ کردها را به‌سمت پیر شدن جمعیت می‌راند. در ترکیه نیز کاهش باروری و شهرنشینی باعث تغییر ساختار سِنی شده است. بنابراین نمی‌توان دربارهٔ «ساختار سِنی کردها» حکم واحد صادر کرد.

۲۸. مهم‌ترین تحول جمعیتی کردها چیست؟

اگر بخواهیم تمام داده‌ها را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت: مهم‌ترین تحول جمعیتی کردها در قرن بیستم تبدیل شدن جامعه‌ای عمدتاً روستایی و محلی به مجموعه‌ای عمدتاً شهری باسوادتر و بسیار متحرک‌تر بوده است.

این تحول از چند جنبه مهم است. کردها دیگر عمدتاً در روستاهای کوهستانی زندگی نمی‌کنند. بخش بزرگی از آنان در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند. دانشگاه و آموزش عالی نقش بیشتری پیدا کرده است. زنان در بسیاری از مناطق دسترسی بیشتری به آموزش پیدا کرده‌اند. ازدواج در حال تغییر است. اندازهٔ خانواده رو به کاهش دارد. و مهاجرت داخلی و خارجی ساختار اجتماعی را دگرگون کرده است.

۲۹. آیندهٔ جمعیت کُرد چگونه ممکن است باشد؟

هیچ پیش‌بینی قطعی نمی‌توان ارائه کرد. اما روندهای موجود چند جهت کلی را نشان می‌دهند. نخست، شهرنشینی ادامه خواهد یافت. دوم، باروری در بسیاری از مناطق کاهش خواهد یافت. سوم، میزان تحصیلات افزایش خواهد یافت. چهارم، مهاجرت و پراکندگی شهری اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. پنجم، تفاوت میان چهار جامعهٔ اصلی کُرد احتمالاً بیشتر خواهد شد. کُردهای ایران در چارچوب گذار جمعیتی سریع ایران حرکت می‌کنند. کردهای ترکیه در چارچوب جمعیت‌شناسی کشوری در حال پیر شدن قرار دارند. کردهای عراق هنوز جمعیتی جوان‌تر و باروری بیشتری دارند. کردهای سوریه نیز به‌علت جنگ و مهاجرت و بی‌ثباتی با شرایطی متفاوت روبه‌رو هستند. در نتیجه، آیندهٔ جمعیت کردها مسیری واحد نخواهد داشت.

نتیجه‌گیری

بخش اول این مجموعه نشان داد که کردستان را نمی‌توان صرفاً «کشور از دست‌رفته» دانست. بخش دوم نیز نشان می‌دهد که کردها را نمی‌توان جمعیتی کاملاً یکدست تصور کرد.

کردها جمعیتی بزرگ و فرامرزی‌اند که بخش اصلی آنها در چهار کشور ایران، ترکیه، عراق، و سوریه زندگی می‌کنند، اما میلیون‌ها نفر نیز در شهرهای دیگر این کشورها و در اروپا و آمریکای شمالی پراکنده‌اند. آمار دقیق آنها مشخص نیست، زیرا در کشورهای اصلی محل زندگی‌شان آمار قومی کامل و قابل مقایسه وجود ندارد. حتی با وجود این محدودیت آماری، یک واقعیت روشن است: کردها یکی از بزرگ‌ترین جوامع قومی غرب آسیا بدون دولت ملی مستقل‌اند.

اما این جامعه از درون بسیار متنوع است. از نظر مذهبی، اکثریت مسلمان سُنّی‌اند، اما شیعه‌ها، علوی‌ها، ایزدی‌ها، یارسان، و دیگر گروه‌ها نیز حضور دارند. از نظر زبانی، کُرمانجی و سورانی و دیگر گونه‌های کردی طیف زبانی متنوعی ایجاد می‌کنند. از نظر جغرافیایی، جمعیت کردها دیگر محدود به روستاها و مناطق کوهستانی نیست. جامعه کردی امروز عمدتاً شهری است. اربیل، سلیمانیه، دهوک، دیاربکر، کرمانشاه، سنندج، مهاباد، وان، و دیگر شهرها به مراکز بزرگ جمعیتی، دانشگاهی، و اقتصادی تبدیل شده‌اند.

در منطقه کردستان عراق حدود ۶٫۵میلیون نفر زندگی می‌کنند و بیش از ۵٫۵میلیون نفر از آنها شهری‌اند. امید به زندگی حدود ۷۵٫۷ سال است و میزان باروری حدود ۳٫۵ فرزند به ازای هر زن است.[3] این جامعه هنوز جوان است، اما هم‌زمان وارد مرحلهٔ گذار جمعیتی شده است.

در ایران و ترکیه و سوریه نیز شهرنشینی، کاهش باروری، و افزایش آموزش در حال تغییر ساختار اجتماعی کردهاست.

به این ترتیب، شاید مهم‌ترین نکتهٔ جمعیت‌شناختی این باشد که کردستان امروز دیگر همان جامعه‌ای نیست که در قرن نوزدهم بود. کردها از جامعه‌ای عمدتاً روستایی و قبیله‌یی به مجموعه‌ای از جوامع شهری، تحصیل‌کرده، مهاجر، و متصل به اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.

اما این تحول یک پرسش مهم‌تر را پیش می‌آورد: اگر کردها دیگر عمدتاً روستایی و پراکنده نیستند؛ اگر شهرهای بزرگ، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و مهاجرت بین‌المللی آنها را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده‌ است؛ و اگر در چهار کشور متفاومت تجربه‌های سیاسی متفاوتی پیدا کرده‌اند، پس هویت سیاسی کُردی امروز دقیقاً بر چه پایه‌ای استوار است؟ آیا حزب‌های کُرد نمایندهٔ واقعی این جوامع‌اند؟ چرا برخی از آنها خواستار استقلال‌اند، برخی فدرالیسم، برخی خودمختاری، و برخی صرفاً حقوق فرهنگی و زبانی؟

در ایران، کردها در پنجاه سال گذشته چه مسیری را طی کرده‌اند؟ چه حزب‌هایی در کردستان ایران شکل گرفته‌اند، چه گروه‌های اجتماعی از آنها حمایت کرده‌اند، و چه هزینه‌هایی پرداخته‌اند؟ و مهم‌تر از همه، آیا می‌توان مواضع حزب‌های کُردی را با دیدگاه عموم مردم کُرد یکی دانست؟

این پرسش‌ها ما را از جمعیت‌شناسی به سیاست می‌برد که موضوع بخش سوم این مجموعه خواهد بود.

(بخش اول را در اینجا و بخش سوم را در اینجا بخوانید.)

ضمیمه را هم در ادامهٔ همین متن، بعد از «منابع» این بخش، بخوانید.


برخی منابع:

[1]: The Kurds in Turkey – waiting for a turning point, OSW Centre for Eastern Studies
[2]: The Kurdish population
[3]: Population and Labor force
[4]: 2.7.1. Kurds | European Union Agency for Asylum
[5]: ʿAŠĀYER – Encyclopedia Iranica
[6]: KHORASAN xvii. The Kurdish Communities of Khorasan – Encyclopedia Iranica
[7]: Complete Data: Iraq’s December 2024 National Census – The National Context
[8]: مؤشرات التشغيل والبطالة – هيأة الإحصاء ونظم المعلومات الجغرافية
[9]: مؤشرات التشغيل والبطالة – هيأة الإحصاء ونظم المعلومات الجغرافية
[10]: Iran | World Development Indicators
[11]: Life expectancy at birth, total (years) | Data
[12]: Demographic differentials and demographic integration of Turkish and Kurdish populations in Turkey – Hacettepe University
[13]: Education and Health
[14]: Iran, Islamic Rep. | Data
[15]: Expected Challenges and Limitations

*****

ضمیمه – گزارشی کوتاه از وضع اجتماعی-اقتصادی کُردهای ایران

از نظر اقتصادی، مناطق کردنشین ایران در زمرهٔ مناطقی‌اند که با محرومیت توسعه‌یی، بیکاری بیشتر، مشارکت اقتصادی کمتر و محدودیت فرصت‌های شغلی پایدار مواجه‌اند. بانک جهانی در ارزیابی‌هایش استان‌هایی مانند کردستان و کرمانشاه و ایلام را در میان استان‌هایی با شاخص‌های توسعه‌یی پایین‌تر قرار داده و تأکید کرده است که تفاوت‌های منطقه‌یی بازار کار ایران با عواملی مانند زیرساخت، سرمایه‌گذاری، بودجه عمومی، و موقعیت جغرافیایی مرتبط است.[1]

برای نمونه، در زمستان ۱۴۰۳ میزان بیکاری رسمی در استان کردستان ۱۳٫۷درصد و در کرمانشاه ۱۵٫۲درصد گزارش شد، در حالی که میزان بیکاری کل کشور ۷٫۸ درصد بود. البته این ارقام فصلی‌اند و نباید آنها را مستقیماً به کل جمعیت کردهای ایران تعمیم داد.[۲]

در عین حال، در سال ۱۴۰۴ میانگین سالانهٔ بیکاری کردستان به گفتهٔ مقام اقتصادی استان به ۸٫۷درصد کاهش یافت، در مقابل ۷٫۵درصد برای کل کشور؛ بنابراین، روند سالانه اخیراً بهتر شده، اما فاصله با میانگین کشور همچنان باقی است.[۳]

مشکل فقط میزان بیکاری نیست. یکی از مسائل اساسی کیفیت و نوع اشتغال است. اقتصاد بسیاری از مناطق کردنشین به اندازهٔ کافی صنعتی و متنوع نشده و بخش‌هایی از اشتغال به کشاورزی، خدمات کم‌بازده، مشاغل غیررسمی، و فعالیت‌های مرزی وابسته است. برای نمونه، داده‌های مربوط به سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد که سهم اشتغال صنعتی در کردستان حدود ۲۷٫۷درصد و در کرمانشاه حدود ۲۳٫۷درصد بوده، در حالی که بخش کشاورزی نیز سهم چشمگیری از اشتغال را به خودش اختصاص داده است.[۴]

مسئلهٔ کول‌بَری، نشانهٔ مشکلی بزرگ‌تر

در این میان کول‌بَری شاید یکی از آشکارترین نشانه‌های مشکلات ساختاری بازار کار در مناطق مرزی کردستان ایران باشد. نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که همهٔ کول‌بَران کُرد هستند یا همهٔ مردم مناطق کردنشین کول‌بَری می‌کنند. اما گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که نبود فرصت‌های شغلی پایدار، فقر، و ضعف زیرساخت اقتصادی در مناطق مرزی بخشی از نیروی کار را به اقتصاد غیررسمی مرزی سوق داده است. گزارش دولت بریتانیا با استناد به گزارش‌های سازمان ملل متحد می‌گوید بیکاری و فقر گسترده در استان‌های کردستان، کرمانشاه، و آذربایجان غربی از عواملی بوده که برخی ساکنان را به حمل غیررسمی کالا در مرزها سوق داده است.[5]

بنابراین کول‌بَری را بهتر است نه صرفاً «شغل مرزی»، بلکه نشانه‌ای از شکاف میان نیروی کار محلی و فرصت‌های شغلی رسمی و پایدار تحلیل کرد.

درآمد و معیشت

در مورد درآمد متوسط کردهای ایران آمار رسمی قابل اتکایی وجود ندارد، زیرا سرشماری‌ها درآمد را بر اساس قومیت منتشر نمی‌کنند. بنابراین نمی‌توان با دقت علمی گفت «درآمد کردها فلان مقدار است».

اما می‌توان از وضع استان‌های کردنشین به‌عنوان شاخص تقریبی استفاده کرد. برآورد بانک جهانی از فقر در سال ۲۰۲۲/۲۳ نشان‌دهندهٔ تفاوت‌های چشمگیر میان استان‌های ایران بود. استان‌های ناحیهٔ زاگرس، از جمله کردستان و کرمانشاه، در گروه مناطقی با مشکلات توسعه‌یی و فقر بزرگ‌تر و گسترده‌تر قرار داشتند.[6]

در نتیجه، مسئله را بهتر است این‌گونه صورت‌بندی کنیم: مشکل اصلی فقط کم بودن درآمد نیست؛ مسئله ترکیب درآمد کم با اشتغال ناپایدار، تورم، ضعف سرمایه‌گذاری، و محدود بودن امکان تحرک اقتصادی است. این ترکیب باعث می‌شود خانوار حتی زمانی که یک یا چند نفر شاغل‌اند همچنان با ناامنی اقتصادی روبه‌رو باشند.

یک نکتهٔ مهم دربارهٔ «محرومیت»

در اینجا باید از یک ساده‌سازی مهم پرهیز کرد. نمی‌توان گفت «کرد بودن» به‌خودی‌خود موجب فقر است. همچنین، نمی‌توان تمام مشکلات اقتصادی مناطق کردنشین را صرفاً به قومیت نسبت داد. عوامل دیگری نیز هستند که بسیار مهم‌اند:

  • کوهستانی و مرزی بودن بخش بزرگی از منطقه
  • فاصله از مراکز اصلی صنعتی کشور
  • ضعف شبکه حمل‌ونقل
  • سرمایه‌گذاری صنعتی محدود
  • پیامدهای جنگ ایران و عراق
  • وجود مناطق روستایی گسترده
  • ضعف بخش خصوصی
  • سیاست‌های اقتصادی کلان کشور

اما در کنار این عوامل برخی سازمان‌های حقوق بشری و مطالعات مربوط به اقلیت‌ها نیز از محرومیت ساختاری و توزیع نابرابر فرصت‌های توسعه‌یی در مناطق کردنشین سخن گفته‌اند.[7] بنابراین، تعبیر دقیق‌تر این است که کردهای ایران در مناطقی زندگی می‌کنند که در بخش‌هایی از آنها مجموعه‌ای از محرومیت‌های تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، و سیاسی روی هم انباشته شده است. این تعبیر علمی‌تر از آن است که همهٔ مشکلات اقتصادی را به علتی واحد نسبت دهیم.

وضع اجتماعی؛ از روستا به شهر

از نظر اجتماعی نیز جامعهٔ کردهای ایران طی چند دههٔ گذشته تغییر بزرگی کرده است. جامعهٔ کردها امروز دیگر جامعه‌ای عمدتاً روستایی و عشایری نیست. سنندج، کرمانشاه، مهاباد، بوکان، سقز، مریوان، بانه، و دیگر شهرهای کردنشین مراکز شهری مهمی‌اند و بخش شایان توجهی از نسل جوان در دانشگاه‌ها و بازارهای کار شهری حضور دارد. اما همین شهرنشینی یک تناقض ایجاد کرده است: انتظارات اجتماعی و آموزشی افزایش یافته، در حالی که ظرفیت اقتصاد محلی برای جذب نیروی تحصیل‌کرده با همان سرعت رشد نکرده است.

در نتیجه، بخشی از جوانان تحصیل‌کرده برای یافتن کار به تهران، کرج، تبریز، اصفهان، و دیگر مراکز اقتصادی مهاجرت می‌کنند. یک گزارش دولت بریتانیا نیز با استناد به پژوهش‌های موجود اشاره می‌کند که نبود فرصت کار در مناطق کردنشین بخشی از کردها را به مهاجرت به شهرهایی مانند تهران، کرج، و تبریز سوق داده است.[8] این مهاجرت از یک طرف می‌تواند فرصت اقتصادی ایجاد کند، اما از طرف دیگر موجب خروج بخشی از نیروی انسانی جوان و تحصیل‌کرده از منطقه می‌شود.

 اگر بخواهیم این بخش را در یک جمله جمع‌بندی کنیم می‌توان گفت که وضع اجتماعی-اقتصادی کردهای ایران را نمی‌توان با عبارت سادهٔ «فقیرند» توصیف کرد. تصویر دقیق‌تر این است:

جامعهٔ کردهای ایران طی دهه‌های اخیر شهری‌تر، تحصیل‌کرده‌تر، و از نظر اجتماعی متحرک‌تر شده، اما بخش‌هایی از مناطق کردنشین همچنان با شکاف توسعه‌یی، بیکاری بیشتر از میانگین کشور، اشتغال غیررسمی، درآمد ناکافی، مهاجرت نیروی جوان، و ضعف سرمایه‌گذاری صنعتی مواجه‌اند.

و شاید مهم‌ترین نکته برای بخش سوم این باشد که این وضع اقتصادی به‌خودی‌خود توضیح‌دهندهٔ گرایش سیاسی مردم کرد نیست. فقر، بیکاری، یا محرومیت را نباید مستقیماً به معنای حمایت از این یا آن حزب یا جریان سیاسی تفسیر کرد. برای فهم سیاست کردهای ایران، در بخش سوم پایگاه اجتماعی حزب‌ها، تاریخ سرکوب، هویت قومی، مذهب، نسل جوان، شهر و روستا، و تجربهٔ پنجاه سال گذشته را جداگانه بررسی می‌کنیم.


منابع ضمیمه:

[1]: Iran Economic Monitor, Spring 2022, World Bank

[۲]: «نرخ بیکاری در ۲۴ استان تک‌رقمی شد – تسنیم»
[۳]: «کاهش نرخ بیکاری کردستان به ۸٫۷درصد/تداوم برنامه‌های اشتغال‌زایی – تسنیم»
[۴]: «حقوق کارگران در ایران، شماره ۲۹، بهار ۱۴۰۳»

[5]: Country policy and information note: smugglers, Iran, September 2025, (accessible) – GOV.UK
[6]: Iran Economic Monitor, Spring 2024, World Bank
[7]: Kurds in Iran – Minority Rights Group
[8]: Country policy and information note: Kurds and Kurdish political groups, Iran, October 2025 (accessible) – GOV.UK

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بریکس به‌دنبال نظام پرداخت دوجانبه است، نه ارز مشترک
Next: جنگ نسل‌کشی چه بر سر ساختمان‌های غزه آورده است؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved