Skip to content
سپتامبر 29, 2026
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  •  کُردها در آینهٔ جمعیت‌شناسی: چند میلیون نفر، چند جامعهٔ متفاوت؟
  • تاریخی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

 کُردها در آینهٔ جمعیت‌شناسی: چند میلیون نفر، چند جامعهٔ متفاوت؟

نگاهی به ‏ جمعیت، شهرنشینی، زبان، مذهب، آموزش، خانواده، و زندگی روزمرهٔ کُردها در ایران، ترکیه، عراق، و سوریه.‏

ف. کنجکاو

دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

گفتار اول

مقدمه

وقتی از «‎کردستان» ‎سخن می‌گوییم، در واقع دربارهٔ مفهوم واحدی صحبت نمی‌کنیم. کردستان می‌تواند به یک «منطقهٔ جغرافیایی ‏تاریخی» در قلب رشته‌کوه‌های زاگرس و شرق آناتولی اشاره داشته باشد؛ می‌تواند نام سرزمینی باشد که بخش‌هایی از آن امروز در ‏ایران، عراق، ترکیه، و سوریه قرار گرفته است؛ و در دوران معاصر، می‌تواند مفهومی سیاسی باشد که با خواست خودمختاری، ‏فدرالیسم، یا تشکیل دولت مستقل کُردی پیوند خورده است.‏

همین چندمعنایی بودن یکی از دلایل اصلی دشواری بحث دربارهٔ تاریخ کُردهاست.‏

آیا کُردها در دوران باستان دقیقاً همان مردمی بودند که امروز «کُرد» نامیده می‌شوند؟ آیا در تاریخ کشوری به نام کردستان وجود ‏داشته است؟ اگر چنین کشوری وجود نداشته، پس چگونه می‌توان از «سرزمین تاریخی کردها» سخن گفت؟ و اگر حکومت‌های کُردی در بخش‌هایی از زاگرس و آناتولی وجود داشته‌اند، آیا باید آنها را دولت‌های مستقل کُردی دانست یا حکومت‌های محلی‌ای که ‏در چارچوب امپراتوری‌های بزرگ‌تر فعالیت می‌کردند؟

پاسخ دادن به این پرسش‌ها نیازمند فاصله گرفتن از دو روایت ساده‌انگارانه است.‏

روایت نخست می‌گوید کردها از هزاران سال پیش دقیقاً به‌شکل یک ملت مدرن وجود داشته‌اند و فقط در قرن بیستم کشورشان را ‏از دست داده‌اند. روایت دوم در نقطهٔ مقابل چنان بر نبود دولت مستقل کُردی تأکید می‌کند که گویی کردها پیش از دوران مدرن ‏هیچ هویت، سرزمین، ساختار سیاسی، یا سابقهُ تاریخی متمایزی نداشته‌اند.‏

هر دو تصویر بخشی از واقعیت را حذف می‌کنند.‏

آنچه منابع تاریخی نشان می‌دهند پیچیده‌تر است: جمعیت‌هایی ایرانی‌زبان و گروه‌های گوناگون در طول قرن‌ها در نواحی کوهستانی ‏زاگرس، شرق آناتولی، و شمال بین‌النهرین زندگی کرده‌اند؛ نام «کُرد» در دوره‌های گوناگون معانی متفاوتی داشته است؛ از قرون میانه به ‏بعد جوامع و گروه‌های کُردی به‌شکل روشن‌تری در منابع تاریخی ظاهر می‌شوند؛ در دوره‌های بعد، خاندان‌ها و حکومت‌های ‏محلی کُردی در بخش‌هایی از این سرزمین‌ها قدرت داشته‌اند؛ و در قرن نوزدهم و بیستم، مفهوم مدرن ملت و ملی‌گرایی کُردی شکل ‏سیاسی تازه‌ای پیدا کرده است.‏

بنابراین تاریخ کردستان را نمی‌توان صرفاً تاریخ «کشوری از دست‌رفته» دانست. در عین حال، نمی‌توان وجود فضای ‏تاریخی، جمعیتی، زبانی، و سیاسی کُردی را نیز انکار کرد.‏

برای فهم این تاریخ باید از زاگرس باستان آغاز کرد، از شکل‌گیری هویت‌های ایرانی و کُردی گذشت، به حکومت‌های محلی قرون ‏میانه و دورهٔ عثمانی و صفوی رسید، و سپس به قرن بیستم و پیدایش مرزهای سیاسی جدید پرداخت.‏

‏۱. کردها از کجا آمدند؟

یکی از دشوارترین پرسش‌ها درباره تاریخ کردها همین است.‏

در روایت‌های عمومی گاهی کردها از اقوامی مانند مادها، کاردوخی‌ها، کاسی‌ها، یا حتی برخی اقوام بسیار قدیمی‌تر زاگرس ‏معرفی می‌شوند. اما تاریخ‌نگاری دانشگاهی در این عرصه بسیار محتاط‌تر است.‏

دلیل این احتیاط روشن است: هویت قومی مدرن را نمی‌توان به‌سادگی به یک قوم باستانی نسبت داد.‏

برای مثال، اینکه امروز یک جمعیت خودش را کُرد می‌داند به این معنا نیست که می‌توانیم هر گروهی را که دوهزار یا سه‌هزار ‏سال پیش در همان منطقه زندگی می‌کرده «کُرد» بنامیم. با این حال، این احتیاط به معنای نبودن ریشه‌های تاریخی نیست.‏

جمعیت‌های گوناگون ایرانی‌زبان و غیرایرانی‌زبان طی هزاران سال در زاگرس و مناطق پیرامونی آن زندگی کرده‌اند و جابه‌جایی، ‏اختلاط، مهاجرت، جنگ، و تغییر زبان در طول تاریخ ساختار جمعیتی منطقه را بارها دگرگون کرده است.‏

بنابراین، بهتر است به‌جای جست‌وجوی «جدّ مستقیم و واحد» برای کردهای امروز، از تداوم تاریخی جمعیت‌ها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها، ‏و مناطق سکونت سخن بگوییم.‏

‏۲. آیا کاردوخی‌ها نخستین کردها بودند؟

یکی از مشهورترین اشاره‌های تاریخی که در بحث دربارهٔ ریشهٔ کُردها مطرح می‌شود مربوط به کاردوخی‌ها ‏‎(Carduchi)‎‏ است.‏

گزنفون، مورخ و فرمانده یونانی، در کتاب آناباسیس از مردمی کوهستانی به نام کاردوخی‌ها یاد می‌کند. این گروه در مسیر بازگشت ‏سپاه یونانی، پس از لشکرکشی کوروش کوچک (پسر کوچک داریوش دوم؛ با کوروش بزرگ، بنیان‌گذار امپراتوری هخامنشی اشتباه نشود) در حدود سال ۴۰۱ پیش از میلاد، در نواحی کوهستانی شمال بین‌النهرین با یونانیان ‏درگیر شدند.‏

شباهت نام «‏Carduchi‏» با نام «‏Kurd‏» باعث شده است که برخی پژوهشگران و نویسندگان کاردوخی‌ها را از پیشینیان ‏کردهای امروزی بدانند.‏ اما اینجا باید احتیاط کرد.‏

دانشنامه ایرانیکا در بررسی «‏Carduchi‏» تأکید می‌کند که شناسایی دقیق این گروه با کردهای امروزی قطعی نیست. ‏گروه‌ها و نام‌های دیگری نیز در منابع کلاسیک مطرح شده‌اند که ممکن است در مطالعهٔ ریشه‌های تاریخی جمعیت‌های کُردی ‏اهمیت داشته باشند.‏ بنابراین می‌توان گفت:‏ کاردوخی‌ها یکی از مهم‌ترین گروه‌های باستانی مورد بحث در مطالعهٔ پیشینهٔ تاریخی کردها هستند، اما نمی‌توان با قطعیت علمی گفت که کاردوخی‌ها ‏همان کردهای امروزی بوده‌اند.‏ این تفاوت میان «احتمال تاریخی» و «اثبات تاریخی» بسیار مهم است.‏

‏۳. آیا کردها همان مادها هستند؟

مادها جایگاه مهمی در تاریخ ایران باستان دارند. آنها در بخش‌های غربی فلات ایران، به‌ویژه در نواحی زاگرس، حضور داشتند و ‏حکومت ماد در سدهٔ هفتم و ششم پیش از میلاد به یکی از قدرت‌های مهم منطقه تبدیل شد.‏ به همین دلیل، در برخی روایت‌های ملی‌گرایانه گفته می‌شود که کردها مستقیماً از مادها به وجود آمده‌اند.‏ اما این ادعا نیز از نظر تاریخی به آن سادگی قابل اثبات نیست.‏

مادها بخشی از جهان اقوام ایرانی‌زبان باستان بودند و قلمرو آنها با بخش‌هایی از مناطق کردنشین تاریخی هم‌پوشانی داشت. ‏همچنین، زبان کُردی در خانوادهٔ زبان‌های ایرانی قرار می‌گیرد.‏ اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که مادها=کُردهای امروزی.‏ تحولات جمعیتی و زبانی در فاصلهٔ میان دوران مادها و شکل‌گیری هویت کُردی بسیار طولانی و پیچیده بوده است.‏

بنابراین رابطهٔ میان تاریخ مادها و تاریخ کردها را بهتر است در چارچوب تاریخ طولانی جمعیت‌ها و زبان‌های ایرانی غربی بررسی ‏کنیم، نه به‌شکل رابطهٔ ساده و مستقیم پدر-فرزندی.‏

‏۴. واژهٔ «کُرد» از چه زمانی وارد تاریخ شد؟

یکی از نکات بسیار مهم در مطالعهٔ تاریخ کردها این است که واژهٔ «کُرد» در همهٔ دوره‌های تاریخی معنای امروزی را نداشته ‏است.‏

در منابع اسلامی قرون میانه واژهٔ «‎کُرد» ‎گاهی برای اشاره به گروه‌های مشخصی از مردم به کار رفته، اما در برخی موارد نیز ‏معنایی اجتماعی یا شیوه زندگی داشته است.‏

در بعضی منابع «‎کُرد» ‎می‌توانسته به گروه‌های دام‌دار و کوچ‌رو در مناطق کوهستانی اشاره کند، بدون آنکه لزوماً معنای دقیق ‏قومیتیِ مدرن را داشته باشد.‏

به همین دلیل، هنگامی که در متون قرون وسطایی واژهٔ «‎کرد» ‎را می‌بینیم نباید بدون بررسی زمینهٔ تاریخی فرض کنیم که ‏نویسنده دقیقاً همان مفهوم «ملت کُرد» امروزی را در نظر داشته است.‏ این موضوع دربارهٔ بسیاری از هویت‌های قومی پیشامدرن صادق است.‏

ملت به معنای امروزی با مرزهای مشخص، شهروندی، دولت ملی، زبان رسمی، و حاکمیت سرزمینی خاص در اساس محصول یکی‌ دو قرن اخیر ‏است. هویت‌های قومی بسیار قدیمی‌ترند، اما لزوماً همان ساختار سیاسی و ملی مدرن را نداشته‌اند.‏

‏۵. پس آیا سرزمینی تاریخی به نام کردستان وجود داشته است؟

اگر منظور از «کردستان» کشوری مستقل با مرزهای بین‌المللی، پایتخت، حاکمیت متمرکز، و دولت مدرن باشد، پاسخ خیر است. ‏اما اگر منظور منطقه‌ای تاریخی و جغرافیایی با حضور گستردهٔ جمعیت‌های کُرد باشد، پاسخ متفاوت است.‏

مناطق کوهستانی زاگرس و شرق آناتولی در طول قرن‌ها محل زندگی گروه‌های متعددی از کردها بوده‌اند. این مناطق در دوره‌های گوناگون زیر حاکمیت قدرت‌های بزرگ‌تر قرار داشته‌اند، اما در بسیاری از آنها ساختارهای محلی کُردی نیز وجود داشته است.‏

بنابراین «کردستان» را در بسیاری از دوره‌های تاریخی باید بیشتر به‌عنوان جغرافیایی تاریخی و اجتماعی فهمید تا کشوری ‏مستقل.‏ این تمایز در ادامهٔ بحث بسیار مهم است.‏

‏۶. حکومت‌های محلی کُردی چه بودند؟

در طول قرون، به‌ویژه در مناطق کوهستانی، خاندان‌ها و گروه‌های کُرد متعددی توانستند حکومت‌های محلی تشکیل دهند.‏

برای مثال می‌توان از حکومت محلی اردلان، حکومت محلی بابان، بوتان، بادینان، سوران، هکاری، و دیگر ساختارهای سیاسی محلی نام ‏برد.‏ این حکومت‌ها معمولاً خاندان حاکم، قلمرو مشخص، نیروهای نظامی، و تا حد زیادی استقلال در ادارهٔ امور داخلی داشتند.‏ اما معمولاً معادل «کشور مستقل مدرن» نبودند.‏

برای مثال، یک حکومت محلی کُرد ممکن بود در شرایطی با عثمانی یا صفویه رابطهٔ تابعیت، اتحاد، یا مصالحه داشته باشد و در ‏عین حال در امور داخلی‌اش آزادی زیادی داشته باشد.‏ به بیان ساده، ساختار سیاسی آن دوره را نباید با مفهوم امروزی دولت-ملت یکی دانست.‏ حکومت محلی ≠ کشور مستقل مدرن.‏

این حکومت‌های محلی اهمیت زیادی دارند، زیرا نشان می‌دهند که جوامع کُرد فقط جمعیت‌هایی بدون ساختار سیاسی نبودند، بلکه ‏در دوره‌هایی توانسته بودند ساختارهای سیاسی محلی و منطقه‌یی ایجاد کنند.‏

‏۷. اردلان: یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها

یکی از مهم‌ترین حکومت‌های محلی کُرد اردلان بود که مرکز آن در منطقهٔ سنندج قرار داشت.‏ خاندان اردلان قرن‌ها در بخش‌هایی از کردستان ایران نفوذ داشتند و رابطهٔ آنها با دولت‌های بزرگ‌تر به‌ویژه صفویان و سپس ‏قاجاریان در دوره‌های گوناگون تغییر کرد.‏

اهمیت اردلان فقط در قدرت سیاسی آن نیست.‏ این حکومت نمونه‌ای از ساختار سیاسی‌ است که در آن یک خاندان محلی می‌توانست در چارچوب نظام سیاسی بزرگ‌تر بخش چشمگیری از امور منطقه‌اش را خودش اداره کند.‏ اما اردلان را نباید «کشور مستقل کردستان» با مفهوم امروزی نیز معرفی کرد.‏ ساختار اردلان به‌صورت حکومتی محلی و تاریخی بود که در شبکهٔ پیچیده‌ای از روابط میان قدرت مرکزی، خاندان‌های محلی، قبایل، و ‏نیروهای منطقه‌یی فعالیت می‌کرد.‏

‏۸. بابان، سوران، و دیگر حکومت‌های محلی

در بخش‌های دیگری از کردستان تاریخی نیز ساختارهای مشابهی وجود داشته است.‏

بابان در منطقهٔ سلیمانیه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد و در دوره‌ای به یکی از مراکز مهم سیاسی و فرهنگی کردها تبدیل شد.‏

سوران نیز در شمال عراق امروزی از حکومت‌های محلی مهم بود.

در منطقه بوتان خاندان‌های محلی کُرد قدرت داشتند و در بخش‌هایی از هکاری و بادینان نیز ساختارهای مشابهی شکل گرفته ‏بود.‏

این حکومت‌ها در بسیاری از موارد با عثمانی رابطه‌ای پیچیده داشتند.‏ گاهی تابعیت اسمی عثمانی را می‌پذیرفتند، اما در امور داخلی استقلال زیادی داشتند.‏ بنابراین نظام سیاسی منطقه چیزی میان دو قطب «استقلال کامل» و «کنترل مستقیم» بود.‏ این نکته به فهم تاریخ کردستان کمک زیادی می‌کند، زیرا نشان می‌دهد که نبود دولت مستقل واحد به معنای نبود قدرت ‏سیاسی محلی نبود.‏

‏۹. نقش صفویان و عثمانی‌ها در تاریخ کردستان

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ سیاسی کردها رقابت میان صفویان ایران و امپراتوری عثمانی بود. در قرن شانزدهم، این دو قدرت ‏بزرگ در بخش‌های وسیعی از خاورمیانه با یکدیگر رقابت داشتند و جغرافیای کردنشین دقیقاً در یکی از مناطق مهم این رقابت ‏قرار گرفته بود.‏ نبرد چالدران در سال ۱۵۱۴ نقطه‌عطف مهمی در این رقابت بود.‏ پس از آن، بخش‌هایی از مناطق کردنشین عملاً در حوزهٔ نفوذ دو قدرت بزرگ قرار گرفتند.‏

اما نباید تصور کرد که مرزهای امروزی ایران و ترکیه در همان سال ۱۵۱۴ به شکل نهایی ایجاد شدند.‏ فرایند تعیین و تثبیت مرز بسیار طولانی‌تر بود.‏

‏۱۰. آیا پیمان زهاب کردستان را تقسیم کرد؟

گاهی گفته می‌شود که «پیمان زهاب در سال ۱۶۳۹ کردستان را بین ایران و عثمانی تقسیم کرد.»‏ این گزاره از نظر تاریخی بیش از حد ساده‌ شده است.‏ پیمان زهاب یا قصر شیرین در سال ۱۶۳۹ یکی از مهم‌ترین توافق‌های میان عثمانی و صفویه بود و در تثبیت حوزه‌های نفوذ دو ‏قدرت اهمیت داشت، اما مرزهای ایران و عثمانی پس از آن نیز بارها مورد مذاکره، اختلاف، و اصلاح قرار گرفتند.‏

بنابراین بهتر است بگوییم: رقابت طولانی عثمانی و صفویه و سپس روندهای مرزبندی در قرون بعد به‌تدریج فضای سیاسی‌ای ایجاد کرد ‏که بخش‌های گوناگون مناطق کردنشین را در دو حوزهٔ سیاسی متفاوت قرار داد.‏ این روند را نمی‌توان به یک قرارداد یا یک سال مشخص تقلیل داد.‏

‏۱۱. چرا حکومت‌های محلی کُردی ضعیف شدند؟

در قرن نوزدهم تحول بزرگی در غرب آسیا (خاورمیانه) رخ داد. امپراتوری‌های بزرگ، به‌ویژه عثمانی و ایران قاجاری، به‌سمت تمرکز بیشتر ‏قدرت حرکت کردند. حکومت‌های مرکزی تلاش کردند مالیات‌گیری، سربازگیری، نظام اداری، و کنترل نظامی را مستقیماً در ‏مناطق زیر نظرشان اعمال کنند.‏ این روند برای حکومت‌های محلی کُرد مشکل‌ساز شد.‏

ساختارهایی که پیش‌تر می‌توانستند با نوعی استقلال داخلی فعالیت کنند به‌تدریج با قدرت مرکزی درگیر شدند.‏ در امپراتوری عثمانی اصلاحات قرن نوزدهم و سیاست تمرکزگرایی موجب تضعیف بسیاری از حکومت‌های محلی کُرد شد.‏ در ایران نیز دولت مرکزی در دورهٔ قاجار تلاش کرد کنترل بیشتری بر مناطق پیرامونی اعمال کند.‏ در نتیجه، یکی از ویژگی‌های مهم سیاست کُردی در قرن نوزدهم مقاومت در برابر تمرکز قدرت مرکزی بود.‏

‏۱۲. آیا این مقاومت‌ها از ابتدا ملی‌گرایانه بود؟

نه لزوماً. این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که باید در تاریخ کردستان به آن توجه کرد.‏

برای مثال، هر شورش یا مقاومت یک خاندان یا رهبر کُرد در برابر حکومت مرکزی را نمی‌توان «جنبش ملی‌گرایانهٔ ‏کُردی» نامید.‏ در بسیاری از موارد انگیزه‌ها ترکیبی از عوامل مختلف بود:‏

‏•‏ ‏ حفظ قدرت محلی
‏•‏ ‏ استقلال خاندان حاکم
‏•‏ ‏ منافع اقتصادی
‏•‏ ‏ اختلاف مذهبی
‏•‏ ‏ رقابت قبایل
‏•‏ ‏ مخالفت با مالیات و سربازگیری
‏•‏ ‏ و گاهی نیز احساس هویت قومی

ملی‌گرایی مدرن کُردی عمدتاً در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت.‏

بنابراین نباید همهٔ تاریخ مقاومت‌های کُردی را از ابتدا با مفاهیم ملی‌گرایی قرن بیستم تفسیر کرد.‏

‏۱۳. شیخ عبیدالله: نقطه‌عطف قرن نوزدهم

یکی از مهم‌ترین وقایع در این تحول حرکت شیخ عبیدالله نهری در سال ۱۸۸۰ بود. شیخ عبیدالله رهبر مذهبی و اجتماعی قدرتمندی ‏بود که در مناطق کردنشین عثمانی و ایران نفوذ داشت. جنبش او را برخی پژوهشگران یکی از نخستین تلاش‌های مهم برای ایجاد ‏یک ساختار سیاسی کُردی فراتر از حکومت‌های محلی پیشین می‌دانند. با این حال، ماهیت جنبش او نیز پیچیده بود و نمی‌توان آن را ‏دقیقاً برابر با ملی‌گرایی سکولار کُردی قرن بیستم دانست.‏

با این حال، اهمیت تاریخی آن در این است که نشان می‌دهد در اواخر قرن نوزدهم ایدهٔ نوعی اتحاد سیاسی کردها در برابر قدرت‌های ‏مرکزی در حال شکل‌گیری بود.‏

‏۱۴. زبان کردی چگونه شکل گرفت؟

زبان کُردی بخشی از خانواده بزرگ زبان‌های ایرانی است، اما زبان کردی نیز زبانی کاملاً یکپارچه و بدون تفاوت‌های ‏درونی نیست.‏ شاخه‌ها و گونه‌های مهم آن شامل:‏
‏•‏ ‏ کرمانجی (یا کورمانجی)،
‏•‏ ‏ سورانی،
‏•‏ ‏ کردی جنوبی، ‏
و گونه‌های زبانی دیگری است که در مناطق مختلف رواج دارند.‏

این تنوع زبانی نتیجهٔ تاریخ طولانی جغرافیایی و اجتماعی کُردهاست.‏ جالب آنکه یکی از نخستین تلاش‌های شناخته‌شده برای ثبت و توصیف زبان کردی در دوران جدید به مائوریتسیو گارزونی در ‏اواخر قرن هجدهم مربوط می‌شود. (او یک کشیش ایتالیایی بود که در قرن هجدهم میلادی در موصل زندگی می‌کرد و نخستین دستور زبان کُردی را نوشت. او را «پدر کُردشناسی» می‌شناسند.)

این موضوع نشان می‌دهد که زبان کُردی پیش از ظهور ملی‌گرایی سیاسی مدرن دارای ساختارهای زبانی و ادبی قابل مطالعه بوده ‏است.‏

‏۱۵. نقش «شرف‌نامه» در شناختن تاریخ کردها

یکی از مهم‌ترین منابع تاریخ سیاسی کردها کتاب شرف‌نامه نوشتهٔ شرف‌الدین خان بدلیسی است که در اواخر قرن شانزدهم، در سال ‏‏۱۵۹۷، به پایان رسید.

شرف‌نامه تاریخ خاندان‌ها و حکومت‌های محلی کُرد را ثبت کرده و اطلاعات مهمی دربارهٔ ساختارهای سیاسی، خاندان‌ها، و ‏مناطق گوناگون کردستان ارائه می‌دهد. اهمیت شرف‌نامه در این است که نشان می‌دهد در دورهٔ پیشامدرن نیز مجموعه‌ای از ‏خاندان‌ها و ساختارهای سیاسی کُرد در منطقه وجود داشته‌ است.‏ اما باز هم باید از یک اشتباه تاریخی پرهیز کرد: شرف‌نامه سند وجود «کشور متحد کردستان» نیست، بلکه سندی مهم دربارهٔ ‏تاریخ سیاسی و اجتماعی مجموعه‌ای از حکومت‌های محلی و خاندان‌های کُردی است.‏

‏۱۶. صفویان: انتقال جمعیت و کردهای خراسان

تاریخ کردستان تنها به غرب ایران و شرق ترکیه محدود نمی‌شود. در دورهٔ صفوی بخشی از گروه‌های کُرد به مناطق گوناگون ‏ایران منتقل شدند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها حضور جوامع کُرد در خراسان است.‏

بر اساس منابع تاریخی، حکومت صفوی گروه‌هایی از کردها را برای تقویت مرزهای شمال‌شرقی ایران و مقابله با تهدیدهای ‏منطقه‌یی به خراسان منتقل کرد. این مهاجرت‌ها نشان می‌دهد که پراکندگی جمعیت کُردها در ایران تنها نتیجهٔ تحولات قرن بیستم ‏نیست. در واقع برخی جوامع کُرد در خارج از هستهٔ اصلی مناطق کردنشین سابقه‌ای چندصدساله دارند.‏

‏۱۷. ظهور ملی‌گرایی کُردی

تا اینجا باید میان دو مفهوم تفاوت بگذاریم:‏
هویت کُردی و ملی‌گرایی کُردی. هویت کُردی سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر دارد، اما ملی‌گرایی، به معنای سیاسی امروزی آن، ‏محصول قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. چرا؟ زیرا مفهوم ملت مدرن، دولت ملی، حاکمیت سرزمینی، و حق تعیین سرنوشت در همین دوره در خاورمیانه و جهان گسترش یافت. ‏کردها نیز در معرض همین تحولات قرار گرفتند.‏

روزنامه‌ها، مدرسه‌ها، ادبیات مدرن، مهاجرت به شهرها، ارتباط با اروپا، و فروپاشی امپراتوری عثمانی همگی به شکل‌گیری نوع ‏جدیدی از آگاهی سیاسی کُردی کمک کردند. از این مرحله به بعد موضوع فقط «حفظ حکومت محلی» نبود.‏ پرسش جدید این بود:‏ آیا کُردها یک ملت‌اند، و اگر هستند، چه نوع ساختار سیاسی باید داشته باشند؟

‏۱۸. جنگ جهانی اول- نقطه‌عطف

جنگ جهانی اول ساختار سیاسی غرب آسیا (خاورمیانه) را دگرگون کرد. امپراتوری عثمانی فروپاشید و قدرت‌های اروپایی نقش بیشتری در ‏طراحی نظم سیاسی جدید منطقه پیدا کردند.‏

برای کردها این دوره بسیار مهم بود، زیرا برای نخستین بار در سطح بین‌المللی مسئلهٔ آیندهٔ سیاسی مناطق کردنشین به‌شکلی جدّی ‏مطرح شد.‏

یکی از مهم‌ترین اسناد این دوره پیمان سور در سال ۱۹۲۰ بود.‏

‏۱۹. پیمان سور چه وعده‌ای به کردها داد؟

پیمان سور برخلاف تصور رایج به‌صورت مستقیم یک کشور مستقل کُردی ایجاد نکرد.‏ اما مواد ۶۲ تا ۶۴ آن سازوکاری برای نوعی خودگردانی کُردی در بخش‌هایی از قلمرو امپراتوری عثمانی پیش‌بینی می‌کرد و در ‏شرایطی امکان حرکت به‌سوی استقلال را نیز مطرح می‌کرد.‏

این تفاوت بسیار مهم است. بنابراین، اگر بخواهیم دقیق باشیم، نباید بگوییم: «پیمان سور کشور کردستان را ایجاد کرد»، بلکه باید ‏گفت «پیمان سور برای نخستین بار در چارچوب یک پیمان بین‌المللی امکان ایجاد یک ساختار خودگردان کُردی و در شرایط مشخص حرکت به‌‏سوی استقلال را پیش‌بینی کرد.» اما این طرح هرگز به‌شکل پیش‌بینی‌شده عملی نشد.‏

‏۲۰. چرا پیمان سور اجرا نشد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل اجرا نشدن پیمان سور ظهور جنبش ملی‌گرای تُرک به رهبری مصطفی کمال آتاتورک بود. نیروهای ملی‌گرای ترک پیمان سور را ‏نپذیرفتند و جنگ استقلال ترکیه آغاز شد. پیروزی جنبش ملی‌گرای ترکیه معادلات سیاسی را تغییر داد. در نهایت، پیمان سور در سال ۱۹۲۳ جایش را به پیمان لوزان داد.‏

در پیمان لوزان چارچوب جدید جمهوری ترکیه تثبیت شد و موضوع ایجاد دولت یا منطقهٔ خودمختار کُردی به‌شکل پیش‌بینی‌شده در ‏سور دیگر در متن نهایی وجود نداشت. این مقطع زمانی یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ سیاسی معاصر کردهاست.‏

‏۲۱. آیا قرارداد سایکس ـ پیکو کردستان را تقسیم کرد؟

این یکی از رایج‌ترین روایت‌های تاریخی است.‏ گاهی گفته می‌شود که بریتانیا و فرانسه در قرارداد سایکس-پیکو در سال ۱۹۱۶ نشستند و «کردستان را بین چهار کشور تقسیم ‏کردند». این روایت بیش از حد ساده شده است.‏

سایکس-پیکو در واقع توافقی محرمانه میان بریتانیا و فرانسه دربارهٔ حوزه‌های نفوذشان در بخش‌هایی از امپراتوری عثمانی بود، اما ‏مرزهای سیاسی نهایی منطقه نتیجه فرایندی بسیار طولانی‌تر بود.‏

در شکل‌گیری وضع کنونی باید مجموعه‌ای از عوامل را در نظر گرفت:‏

‏•‏ ‏ رقابت تاریخی عثمانی و صفویه
‏•‏ ‏ مرزبندی‌های تدریجی میان ایران و عثمانی
‏•‏ ‏ تمرکزگرایی دولت‌های عثمانی و ایران
‏•‏ ‏ جنگ جهانی اول
‏•‏ ‏ فروپاشی عثمانی
‏•‏ ‏ سیاست‌های بریتانیا و فرانسه
‏•‏ ‏ تشکیل نظام قیمومت در عراق و سوریه
‏•‏ ‏ جنبش ملی‌گرایی ترکیه
‏•‏ ‏ پیمان سو
‏•‏ ‏ پیمان لوزان
‏•‏ تثبیت دولت‌های جدید در منطقه

بنابراین نمی‌توان تاریخ تقسیم مناطق کردنشین را فقط به یک قرارداد در سال ۱۹۱۶ نسبت داد.‏

‏۲۲. چگونه کردها در چهار کشور امروزی قرار گرفتند؟

در نتیجهٔ تحولات قرن بیستم، جمعیت‌های بزرگ کُرد در چهار کشور اصلی امروزی قرار گرفتند: ایران، ترکیه، عراق، و سوریه.‏

البته جوامع کُرد در کشورهای دیگر نیز هستند، اما این چهار کشور هستهٔ اصلی جغرافیای تاریخی کردها را تشکیل ‏می‌دهند. این تقسیم سیاسی لزوماً به این معنا نبود که کشور واحد کُرد از قبل وجود داشته و سپس این چهار کشور آن را تقسیم ‏کرده باشند.‏ واقعیت تاریخی پیچیده‌تر از این است.

پیش از شکل‌گیری دولت‌های مدرن نیز کردها در ساختارهای سیاسی متفاوت زندگی می‌کردند و ‏مناطق کردنشین دارای حکومت‌های محلی، قبایل، شهرها، و روابط سیاسی گوناگون بودند. اما شکل‌گیری مرزهای مدرن باعث شد ‏که این جمعیت‌ها در چارچوب چهار نظام سیاسی متفاوت قرار گیرند.‏

از اینجا به بعد تاریخ کردها در هر کشور مسیر متفاوتی پیدا کرد.‏

۲۳. کردهای ایران

کردهای ایران عمدتاً در استان‌های غربی و شمال‌غربی کشور، به‌ویژه در مناطق کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی، و بخش‌هایی ‏از ایلام و خراسان حضور تاریخی داشته‌اند.‏ در ایران ساختارهای کُردی پیش از دولت مدرن نیز وجود داشتند، از جمله در حکومت محلی اردلان.‏

پس از شکل‌گیری دولت مدرن و تمرکزگرایی در دورهٔ رضاشاه، ساختارهای سنّتی قدرت محلی به‌شکل جدّی تضعیف شدند.‏ در دهه‌های بعد، رابطهٔ دولت مرکزی با مناطق کردنشین، زبان، فرهنگ، توسعهٔ اقتصادی، و مطالبات سیاسی به یکی از ‏موضوع‌های مهم تاریخ معاصر ایران تبدیل شد.‏

این بخش از تاریخ را در قسمت سوم این مجموعه به‌طور مفصل بررسی خواهیم کرد.‏

‏۲۴. کردهای عراق

در عراق نیز جمعیت کُردها بیشتر در شمال آن کشور متمرکز است. پس از جنگ جهانی اول، وضع کردها در ساختار سیاسی عراق ‏جدید یکی از موضوع‌های مهم شد.‏

تاریخ کردهای عراق در مقایسه با ایران و ترکیه و سوریه مسیر متفاوتی طی کرده است.‏

جنبش‌های سیاسی کُردی در عراق در قرن بیستم رشد کردند و پس از دهه‌ها درگیری با دولت مرکزی، در نهایت منطقهٔ کردستان ‏عراق به ساختار خودگردان سیاسی مهمی دست یافت.‏

۲۵. کردهای ترکیه

بخش بزرگی از جمعیت کُردها در ترکیه زندگی می‌کنند. در جمهوری ترکیه موضوع هویت کُردی دهه‌ها با سیاست‌های ‏یکسان‌سازی ملی و مناقشه‌های سیاسی همراه بوده است.‏

در قرن بیستم حزب‌ها و جنبش‌های متعدد کُردی شکل گرفتند و برخی از آنها وارد مبارزهٔ مسلحانه شدند. این موضوع به‌ویژه از ‏دههٔ ۱۹۸۰/۱۳۶۰ به بعد به یکی از مهم‌ترین مناقشه‌های داخلی ترکیه تبدیل شد. اما تاریخ کردهای ترکیه نیز فقط تاریخ درگیری نیست، ‏بلکه تاریخ شهرنشینی، ادبیات، سیاست انتخاباتی، مهاجرت داخلی، و تحول اجتماعی گسترده نیز هست.‏

‏۲۶. کردهای سوریه

جمعیت کردهای سوریه بیشتر در شمال و شمال‌شرق کشور متمرکز است. تحولات سوریه در قرن بیستم و سپس جنگ داخلی سوریه ‏ساختار سیاسی این مناطق را به شدت تغییر داد. از سال ۲۰۱۲ به بعد نیروهای سیاسی کُرد در شمال سوریه ساختارهای ‏خودگردان جدیدی ایجاد کردند.‏

این تجربهٔ سیاسی نیز با تحولات عراق و ترکیه و ایران تفاوت دارد. در بخش سوم، هنگام بررسی سیاست معاصر کردها، این تجربه را ‏جداگانه بررسی خواهیم کرد.‏

‏۲۷. آیا می‌توان گفت کردها یک ملت‌اند؟

چگونگی پاسخ دادن به این سؤال بستگی زیادی به تعریف «ملت» دارد. اگر ملت را صرفاً دولت مستقل بدانیم، کردها دولت ملی مستقل ‏ندارند. اما اگر ملت را جامعه‌ای انسانی با احساس هویت مشترک، زبان‌ها و فرهنگ‌های مرتبط، حافظهٔ تاریخی، و نوعی تصور ‏مشترک از تعلق تعریف کنیم، موضوع پیچیده‌تر می‌شود.‏

در دوران مدرن بخش زیادی از کردها خودشان را یک ملت یا بخشی از ملت کُرد تعریف کرده‌اند.‏ اما این به معنای یکسان بودن تجربهٔ همه کردها نیست.‏ کردهای ایران، ترکیه، عراق، و سوریه تجربه‌های سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی متفاوتی داشته‌اند.‏ حتی در داخل هر کشور نیز تفاوت‌های مذهبی، زبانی، طبقاتی، شهری، و سیاسی چشمگیری وجود دارد.‏

‏۲۸. پس «ملت بدون دولت» چه معنایی دارد؟

اصطلاح «‎ملت بدون دولت» ‎برای توصیف وضع کردها در دوران مدرن بسیار استفاده شده است. این اصطلاح از یک لحاظ ‏مفید است، زیرا نشان می‌دهد جمعیتی که هویت ملی مشترکی برای خودش قائل است فاقد دولت ملی مستقل است.‏ اما این اصطلاح نیز نباید باعث شود که تاریخ پیشامدرن کردها را با عینک دولت مدرن امروزی ببینیم.‏

کردها پیش از قرن بیستم مجموعه‌ای از جوامع، قبایل، خاندان‌ها، شهرها، و حکومت‌های محلی داشتند. آنها دولت ملی یکپارچه‌ای ‏نداشتند.‏ این دو گزاره می‌توانند هم‌زمان درست باشند.‏

‏۲۹. یک اشتباه مهم: «نبود دولت» مساوی «نبود تاریخ سیاسی» نیست

یکی از خطاهای رایج در بحث دربارهٔ کردها این است که تاریخ ملت‌ها را فقط با تعداد دولت‌های مستقل آنها اندازه‌گیری کنیم. اگر ‏چنین کنیم، بسیاری از جوامع تاریخی را نمی‌توانیم درست بفهمیم.‏ در مورد کردها، شواهد تاریخی از وجود:‏

‏•‏ ‏ مناطق جغرافیایی با جمعیت‌های عمدتاً کُرد
‏•‏ ‏ زبان‌های کُردی
‏•‏ ‏ ادبیات کُردی
‏•‏ ‏ خاندان‌های سیاسی کرد
‏•‏ ‏ حکومت‌های محلی
‏•‏ ‏ شبکه‌های مذهبی و اجتماعی
‏•‏ ‏ شهرهای مهم کردنشین
‏•‏ ‏ هویت‌های جمعی کُرد
حکایت می‌کند.‏

آنچه وجود نداشت دولت ملی کُردی واحد و پایدار با حاکمیت سرزمینی مدرن بود.‏

این تفاوت باید در هر بحث تاریخی دربارهٔ کردستان حفظ شود.‏

۳۰. کردستان را چگونه باید فهمید؟

اگر بخواهیم تمام این بحث را در یک چارچوب منسجم قرار دهیم، شاید بهترین راه این باشد که «کردستان» را در سه منظر ‏متفاوت ببینیم:

‏ نخست: کردستان به عنوان جغرافیا
منطقه‌ای کوهستانی در گسترهٔ زاگرس، شرق آناتولی، و شمال بین‌النهرین، که طی قرن‌ها جمعیت‌های کُرد در بخش‌های مهمی از ‏آن زندگی کرده‌اند.‏

‏ دوم: کردستان به‌عنوان مفهومی تاریخی
مجموعه‌ای از مناطق، شهرها، جوامع، حکومت‌های محلی، و شبکه‌های فرهنگی و اجتماعی که در دوره‌های گوناگون با هویت ‏کُردی ارتباط داشته‌اند.‏

‏سوم: کردستان به‌عنوان پروژهٔ سیاسی مدرن
ایده‌ای که از اواخر قرن نوزدهم و به‌ویژه در قرن بیستم به‌شکل‌های گوناگون مطرح شده است: از خودمختاری و ادارهٔ محلی گرفته ‏تا فدرالیسم و استقلال. این سه مفهوم را نباید با یکدیگر یکی گرفت.‏

‏جمع‌بندی

تاریخ کردستان نه داستان سادهٔ کشوری مستقل و ازدست‌رفته است و نه داستان مردمی بدون سرزمین و تاریخ سیاسی.‏

کردها در منطقه‌ای زندگی کرده‌اند که از دیرباز یکی از پیچیده‌ترین مناطق غرب آسیا (خاورمیانه) بوده است، منطقه‌ای کوهستانی که در مرز ‏میان قدرت‌های بزرگ قرار داشته و بارها شاهد جابه‌جایی جمعیت، جنگ، مهاجرت، و تغییرات سیاسی بوده است.‏

ریشه‌های تاریخی جمعیت‌های کُرد را نمی‌توان به قوم باستانی واحدی فروکاست. ارتباط میان کردهای امروز و جمعیت‌هایی ‏مانند مادها یا کاردوخی‌ها موضوع پژوهش تاریخی است، اما نمی‌توان آن را به‌شکل زنجیره‌ای قطعی و ساده ارائه کرد.‏

از قرون میانهٔ میلادی به بعد هویت کُردی و جوامع کُرد در منابع تاریخی آشکارتر دیده می‌شود. در دوره‌های بعد، خاندان‌ها و حکومت‌های محلی ‏کُرد در بخش‌هایی از زاگرس و آناتولی شکل گرفتند، از اردلان و بابان گرفته تا سوران، بادینان، بوتان، و دیگر ساختارهای ‏سیاسی.‏ اما این حکومت‌های محلی دولت‌های ملی مدرن نبودند.‏

تحول بزرگ زمانی رخ داد که مفهوم ملت و دولت ملی در قرن نوزدهم و بیستم وارد سیاست غرب آسیا شد. از این مرحله به ‏بعد بخشی از نخبگان و جنبش‌های کردی هویت قومی و فرهنگی را به پروژهٔ سیاسی مدرن پیوند زدند.‏

جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی نقطه‌عطف دیگری بود. پیمان سور امکان ایجاد نوعی خودگردانی کُردی و در ‏شرایط مشخص حرکت به‌سوی استقلال را مطرح کرد، اما اجرای آن با پیروزی جنبش ملی‌گرای ترکیه و تغییر نظم منطقه‌یی ‏منتفی شد. پیمان لوزان در سال ۱۹۲۳ چارچوب جدیدی را تثبیت کرد.‏ در نتیجه، جمعیت‌های بزرگ کُرد در چهار کشور اصلی- ایران، ترکیه، عراق، سوریه- قرار گرفتند.‏

بنابراین، اگر بخواهیم به پرسش اصلی این مقاله پاسخ دهیم، باید چند گزاره را هم‌زمان بپذیریم:‏

  • کردها ریشه‌های تاریخی عمیقی در منطقهٔ زاگرس و پیرامون آن دارند، اما نمی‌توان هویت مدرن کُردی را بدون واسطه به یک قوم باستانی ‏مشخص نسبت داد.‏
  • کردستان به‌عنوان منطقهٔ تاریخی و جغرافیایی وجود داشته است، اما یک کشور مستقل کُرد با مرزهای مدرن و حاکمیت ملی واحد در تاریخ ‏پیش از قرن بیستم وجود نداشته است.‏
  • حکومت‌های محلی کُردی در دوره‌های گوناگون وجود داشته‌اند، اما این حکومت‌ها را نباید با دولت ملی مدرن یکی دانست.‏

و سرانجام:‏

  • تقسیم جمعیت‌های کُرد میان ایران، ترکیه، عراق، و سوریه نتیجهٔ یک حادثه یا یک قرارداد منفرد نبود، بلکه محصول فرایندی ‏چندصدساله بود که از رقابت‌های عثمانی و صفوی آغاز شد و با تمرکزگرایی دولت‌ها، جنگ جهانی اول، فروپاشی عثمانی، و ‏شکل‌گیری دولت‌های مدرن در غرب آسیا به شکل امروزی درآمد.‏

اما این فقط نیمی از داستان است.‏ برای فهمیدن کردستان امروز باید از تاریخ به جمعیت‌شناسی برسیم.‏ چند میلیون کرد در ایران، ترکیه، عراق، و سوریه زندگی می‌کنند؟ جمعیت آنها در هر کشور چه ویژگی‌هایی دارد؟ شهرهای اصلی ‏کردنشین کدام‌اند؟ چه تفاوت‌هایی در مذهب، زبان، تحصیلات، ازدواج، فرزندآوری، ساختار سِنی، شهرنشینی، و وضع اقتصادی ‏وجود دارد؟

و مهم‌تر از همه، آیا «کردها» از نظر اجتماعی و جمعیتی واقعاً جامعه‌ای یکپارچه‌اند یا چهار تجربهٔ متفاوت تاریخی در چهار ‏کشور متفاوت شکل گرفته است؟

این پرسش‌ها موضوع قسمت دوم این مجموعه خواهد بود.‏


برخی منابع:

 1. Encyclopaedia Iranica, Carduchi.

2. Encyclopaedia Iranica, Bedlisi, Sharaf al-Din Khan B.

3. Encyclopaedia Iranica, Khorasan XVII. The Kurdish Communities of Khorasan.

4. Encyclopaedia Iranica, Studies of Modern Kurdish History.

5. Encyclopaedia Iranica, Baban.

 6. Encyclopaedia Iranica, Baradust.

7. Encyclopaedia Iranica, Boundaries I.

8. Cambridge University Press. The Cambridge History of the Kurds: The Kurdish Movement and the End of the Ottoman Empire, 1880–1923.

9. Treaty of Sèvres, 1920, Articles 62–64. Qatar Digital Library.

 10. Treaty of Lausanne, 1923.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: موج استعفای معلمان- خروج اجباری معلمان عاشق در اعتراض به ساختار سرکوبگر و نادیده‌انگاری آموزش
Next: مای ساتو خواستار تعلیق فوری مجازات اعدام در ایران شد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved | Kreeti by AF themes.