Recently updated on ژوئن 30th, 2025 at 01:14 ق.ظ
پژوهش و تنظیم از الف. هوشیار – برای اندیشهٔ نو*
شنبه ۷ تیر ۱۴۰۴
برنامهریزی و توسعهٔ شهری در بسیاری از جوامع- بهویژه در بستر سرمایهداری و بهخصوص سرمایهداری نولیبرال- بهگونهای سازماندهی شده است که آگاهانه یا ناآگاهانه به تقویت فردگرایی منجر میشود. این پدیده محصول ترکیبی از عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و فناورانه است که در طراحی فضای شهری تجسم یافتهاند. مهمترین عوامل برنامهریزی شهری که به این روند دامن زدهاند از این قرارند:
۱- الگوی توسعه مبتنی بر بازار آزاد و لیبرالیسم اقتصادی
- اولویت منافع فردی بر جمعی: در برنامهریزی شهری در نظامهای نولیبرال-سرمایهداری با تأکید بر مالکیت خصوصی و حداقل مداخلهٔ دولت، فضاها بهگونهای طراحی میشود که مصرفگرایی و انزوای فضایی تشدید شود. برای مثال، گسترش حومهنشینی و ویلاهای مسکونی شخصی جایگزین فضاهای جمعی سنتی شده است.
- تبدیل شهر به کالا: شهر بهعنوان فضایی برای انباشت سرمایه بازتعریف میشود؛ مراکز تجاری عظیم (مالها)، برجهای لوکس، و فضاهای اختصاصی نیاز به «تمایز فردی» را تقویت میکنند و دسترسی طبقات کمدرآمد به فضاهای عمومی را محدود میسازند .
۲- طراحی کالبدی و معماری یکسویه
- تضعیف فضاهای جمعپذیر: معماری مدرن با اولویت دادن به ساختمانهای بلندمرتبه، محوطههای محصور، و فضاهای نیمهخصوصی (مانند مجتمعهای مسکونی گیتدار)، تعاملات چهرهبهچهره و نظارت اجتماعی را کاهش داده است.
- حذف نشانههای هویت جمعی: بناهای نمادین شهری (مانند بناها و میدانهای تاریخی) جای خود را به مراکز مالی و تجاری دادهاند که به نوبهٔ خود گسست از هویت جمعی را تشدید کرده است.
- فقدان عدالت فضایی: توزیع نامتوازن خدمات شهری (پارکها، مراکز فرهنگی) بین محلات غنی و فقیر شکاف اجتماعی را عمیقتر کرده است و حس تعلق به «کل شهر» را تضعیف میکند.
۳- سیاستهای نولیبرالی در مدیریت شهری
- خصوصیسازی فضاهای عمومی: در نتیجهٔ واگذاری فضاهایی مانند پارکها، سواحل، و پیادهروها به بخش خصوصی، این فضاها به کالاهای مصرفی تبدیل شده است. این فضاها دیگر «مکانی برای همه» نیستند، بلکه پروژههای سودمحوریاند که فقط قشر خاصی توان استفاده از آنها را دارد.
- کاهش نقش دولت در رفاه جمعی: در نتیجهٔ اجرای سیاستهایی مانند کاهش مالیات بر ثروتمندان، تخریب دولت رفاه، و واگذاری خدمات عمومی به بازار، مسئولیتپذیری فردی جایگزین حمایتهای جمعی شده است. این امر در شهرسازی به شکل کاهش سرانهٔ فضای سبز عمومی و مسکن اجتماعی نمود یافته است.
۴- فرهنگ مصرفگرایی و رسانهها
- تبلیغات شهری بهمثابهٔ ابزار هویتسازی: بیلبوردهای تبلیغاتی و نمایشگاههای خودرو در مراکز شهر پیامهایی مانند «سبک زندگی منحصربهفرد» و «مصرف بهعنوان نشانهٔ موفقیت» را ترویج میکنند. در این فرایند، هویت فردی بر هویت جمعی اولویت مییابد.
- شهرسازی مبتنی بر اتومبیل: طراحی خیابانهای عریض، پارکینگهای گسترده، و حذف پیادهروها تعاملات تصادفی شهروندان را کاهش میدهد و انزوا را نهادینه میکند.
نتیجهگیری:
برنامهریزی شهری لزوماً نباید به فردگرایی بینجامد، اما تحت سلطهٔ پارادایم نولیبرالی، این روند تشدید شده است. برای تعدیل آن میتوان از راهبردهایی مانند توسعهٔ درونزا با محوریت مشارکت مردمی، احیای فضاهای عمومی با هویت جمعی، و بازتعریف «حق بر شهر» بهجای «حق مالکیت فردی» بهره گرفت.
البته چنین تغییراتی مستلزم خروج از منطق سودمحور سرمایهداری و بازگشت به کارکرد اجتماعی شهر بهمثابهٔ بستری برای زندگی جمعی است.
ادامه دارد…
* بخش اول: جنبش سوسیالیستی در برابر سلطهٔ فردگرایی (۱)
* بخش دوم: فرد انسانی به محیط طبیعی و اجتماعیاش مرتبط است (۲)
* بخش سوم: فردگرایی چگونه شکل گرفته و گسترش یافته است؟ (۳)
* بخش چهارم: گسترش فردگرایی تحولی خودبهخودی است یا سازمانیافته و هدفمند؟ (۴)