Recently updated on ژوئن 24th, 2025 at 01:27 ق.ظ
جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
پژوهش و تنظیم از الف. هوشیار – برای اندیشهٔ نو۱
انسان در عین فردیت منحصربهفردش، موجودی اجتماعی است. فرد انسانی به جهان پیرامونش متصل است. مغز هر فرد انسان با بدنش، محیط طبیعی، و محیط اجتماعی پیرامونش مرتبط است. این ارتباط در بخشی از مهمترین و جذابترین حوزههای میانرشتهای در علوم اعصاب، روانشناسی اجتماعی، و علوم شناختی با عناوینی مانند «علوم اعصاب اجتماعی» (Social Neuroscience)، «ادراک اجتماعی» (Social perception)، و «علوم اعصاب شبکهای» (Network Neuroscience) مورد بررسی قرار گرفته است.
مغز انسان بدنمند است، یعنی دارای «درک تجسمی» (Embodied cognition) است و کارکرد آن به بدن انسان مرتبط است. مغز پیوسته اطلاعاتی از بدن دریافت میکند (مثلاً ضربان قلب، وضعیت عضلات، تنفس، دمای بدن). این فرایند با عنوان «دروندریافت» (Interoception) شناخته میشود. «سیستم عصبی خودمختار» (Autonomic Nervous System)، از جمله «عصب واگ» (Vagus nerve)، ارتباط مستقیم بین مغز و اندامهای داخلی برقرار می کند. پژوهشها نشان داده است که پردازش احساسات و تصمیمگیری در انسانها وابسته به سیگنالهای بدنی است.۲
مغز انسان با محیط فیزیکی نیز از طریق سیستمهای حسی (بینایی، شنوایی، بویایی و…) و سیستم جهتیابی مغزی مانند سلولهای شبکهای (Grid Cells) در هیپوکامپ تعامل دارد۳.
مغز ما فقط نمیبیند، بلکه در فرایندی که آن را میتوان «بازنمایی پنهان عمل» نامید، آنچه را دیده است بازشناسی میکند. مثلاً وقتی «موز» را می بینیم، حتی بدون اینکه کاری بکنیم، مدارهای عصبی مربوط به کارهایی که با موز میتوانیم بکنیم- برای مثال، در دست گرفتن موز، پوست کندن آن، گاز زدن، یا حتی حس مزهٔ آن- فعال میشود۴ و این همه میتواند در ذهن پنهان ما رخ دهد و ما متوجه آن نباشیم. یعنی مغز ما اشیاء را نهفقط بهعنوان «چیز»، بلکه بهعنوان «کاری که میتوانیم با آن چیز بکنیم» درک میکند. چرا این کار را میکند؟ زیرا مغز ما برای بقا و تعامل با جهان طراحی شده است.
پژوهشهای جدیدتر نشان میدهد که ساختار و عملکرد مغز فرد با ساختار شبکهٔ اجتماعی او نیز مرتبط است. برای نمونه، افرادی که در شبکههای اجتماعی گستردهتری قرار دارند معمولاً بخشهایی از مغزشان (مثلاً قشر پیشپیشانی میانی (medial prefrontal cortex) آنها حجم بیشتری دارد. و فعالیت عصبی ما، هنگام مشاهدهٔ دیگران، با جایگاه آنها در شبکهٔ اجتماعی ما همبستگی نشان میدهد۵.
از این رو، انسان دارای ویژگیهای فردی، محیطی، و اجتماعی است. و هرگونه تلاش برای بهبود زندگی فرد به تحول در محیط زندگی و محیط اجتماعی ما وابسته است. بر این اساس، اینکه فرد را بدون توجه به این جنبههای حیاتی محیط طبیعی و اجتماعیاش مورد استناد قرار دهیم و اندیشههای فردگرایانهٔ افراطیای را بر آن اساس بنا و توجیه کنیم اساساً غیرعلمی است.
ادامه دارد…
یادداشتها:
۱. بخش اول: جنبش سوسیالیستی در برابر سلطهٔ فردگرایی (۱)
۲. آنتونیو داماسیو (Antonio Damasio) در نظریهٔ Somatic Marker به این موضوع پرداخته است. کتاب خطای دکارت او به فارسی ترجمه شده و در دسترس است.
۳. Clark, A. (2008). Supersizing the Mind: Embodiment, Action, and Cognitive Extension
۴. Gallese, V., & Lakoff, G. (2005). The Brain’s concepts: The role of the sensory-motor system in conceptual knowledge. Cognitive Neuropsychology.
۵. Parkinson, C., Kleinbaum, A. M., & Wheatley, T. (2017). Spontaneous neural encoding of social network position. Nature Human Behaviour, 1(5), 1–7.