پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵
لیندا سارنگ – اندیشهٔ نو: مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، در یادداشتی که روز پنجشنبه ۸ اکتبر، ۱۶ مهر، در شبکهٔ اجتماعی ایکس منتشر کرد به موضوع خیزش «زن، زندگی، آزادی» و سرکوبهای حکومتی در جریان آن خیزش و بعد از آن، از جمله اعدام معترضان دی ۱۴۰۴، پرداخت.
خانم ساتو اهل ژاپن است و دکتری حقوق از کینگز کالج لندن دارد. تخصص اصلی او مجازات اعدام و اصلاح نظامهای قضایی است. او در سال ۲۰۲۴ جانشین جاوید رحمان شد و از تابستان همان سال کارش را آغاز کرد. وظایف او شامل نظارت بر وضع حقوق بشر در ایران، دادن گزارشهای مستمر به شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل متحد، و بررسی موارد نقض حقوق بشر است.
او در یادداشتش نوشت:
چهارسال از مرگ ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد میگذرد، اما همچنان به نارضایتیهایی که علت جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود بیاعتنایی میشود. اعتراضهای دی [۱۴۰۴] لایهٔ دیگری از رنج را بر رنجهای پیشین مردم افزود. هر دور از اعتراضها، بهجای پاسخگویی [حکومت] به مطالبات مردم، اعتراض با سرکوب مواجه شده است، و بنابراین نارضایتیها پابرجا باقی مانده است.
ایران پیشینهای طولانی در اعتراض دارد، و واکنش حکومت هم الگویی آشنا را دنبال میکند: استفاده از نیروی مرگبار، بازداشتهای خودسرانه، اعدام، متهم کردن معترضان به جاسوسی و تروریسم، و اعمال فشار بر خانوادههای معترضان. آنچه تغییر کرده است فقط [افزایش] شدت این واکنشها بوده است. در همین حال، فضای موجود برای اعتراض کاملاً بسته شده است. محدویتهای قانون اساسی، الزام به دریافت مجوز، جرایم امنیتی با تعاریف کلی، و قانون تشدید مجازات جاسوسی مصوب ۱۴۰۴ باعث شده که تقریباً هر نوع اعتراضی غیرقانونی تلقی شود.
محبوبه شعبانی، اهل مشهد، از موتورسیکلت خودش استفاده میکرد تا افرادی را که در جریان اعتراضهای دی ماه [۱۴۰۴] زخمی شده بودند به محلی امن یا به مراکز درمانی برساند. اکنون او بر اساس قانون جاسوسی به اتهام «اقدام عملی برای تقویت اسرائیل، آمریکا، و عوامل وابسته به رضا پهلوی» به اعدام محکوم شده است. او در پیامی صوتی از زندان در مورد زندانیانی که با اعدام روبهرو هستند ابراز نگرانی کرد و آسیبهای روانی ناشی از زندگی با این ترس را توصیف کرد. دو روز بعد، او را به سلول انفرادی منتقل کردند که معمولاً پیش از اجرای حکم اعدام صورت میگیرد. او هنوز فرصت درخواست تجدیدنظر نداشته است.
علی زارعی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ بر اثر اصابت ساچمه، که گفته میشود نیروهای انتظامی شلیک کرده بودند، آسیب چشمی جدّی دید. او پس از بازگشت به ایران در اردیبهشت ۱۴۰۵ بازداشت شد و اکنون به اتهام «افساد فیالارض» در ارتباط با «فعالیتهای سیاسی گسترده» به اعدام محکوم شده است. او نیز در تاریخ ۳۰ شهریور به سلول انفرادی منتقل شد.
من پیش از این به افراد دیگری که در ارتباط با اعتراضها حکم اعدام گرفتهاند اشاره کردهام: محسن اسلامخواه، رئوف شیخمعروفی، محمد فرجی، شروین باقریان جبلی، ترانه رحیمی، و بنیامین نقدی. علیرضا سپاهی در روز ۱۳ مهر اعدام شد. (لطفاً در نظر داشته باشید که من فقط میتوانم از مواردی نام ببرم که رضایت افراد را دریافت کردهام.)
کمک به زخمیها، مطالبهٔ تغییر، و آمدن [برای اعتراض] به خیابان: در ایران امروز، هریک از این اقدامات میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود. با وجود این، بیش از چهار دهه تاریخ [جمهوری اسلامی ایران] نشان میدهد که سرکوب نتوانسته است آمدن مردم معترض به خیابانها را متوقف کند. این سرکوب فقط نارضایتیهایی را که مردم بهخاطر آنها به خیابان میآیند عمیقتر کردهاست.
از مقامات [ایران] میخواهم که همهٔ اعدامها را متوقف و صدور همهٔ احکام اعدام مرتبط با اعتراضها را لغو کنند، و مخالفت و اعتراض مسالمتآمیز را نه تهدید، بلکه بخشی از جامعهٔ سالم بدانند.
مکاتبهٔ دفتر من در مورد محبوبه شعبانی و علی زارعی بهزودی در اینجا منتشر خواهد شد
مکاتبهٔ دفتر من در مورد محسن اسلامخواه، رئوف شیخمعروفی، و محمد فرجی
مکاتبهٔ دفتر من در مورد شروین باقریان جبلی
پاسخ مقامات دریافت شده، اما هنوز منتشر نشده است. بهزودی در اینجا در دسترس قرار خواهد گرفت.
مکاتبهٔ دفتر من در مورد ترانه و رومینا رحیمی هنور منتشر نشده است، ولی بهزودی در اینجا در دسترس خواهد بود.
مکاتبهٔ دفتر من در مورد بنیامین نقدی بهزودی در اینجا همراه با پاسخ مقامات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.