ترانه بنییعقوب
شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵
نزدیک به هفت ماه پس از حمله موشکی آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب که جان ۱۵۶ دانشآموز و معلم را گرفت، بازگشایی مدارس در اول مهر امسال بهجای شور همیشگی آغاز سال تحصیلی، شهر را با موجی تازه از اضطراب، ناامنی روانی و سوگ روبهرو کرده است؛ اضطرابی که از کودکان بازمانده به والدین و معلمان سرایت کرده و کمبود رواندرمانگر، مشاورِ روانشناسی در مدارس، مدیریت آن را دشوارتر کرده است.ترانه بنییعقوب گزارشی تفصیلی در باره دو بحران در میناب تهیه کرده است:اضطراب کودکانی که با آغاز فصل تحصیلی باید دوباره وارد فضای مدرسه شوند، و سوگ خانوادههایی که فرزندشان دیگر هرگز بازنخواهد گشت. متن کامل گزارش را در وبسایت کانون زنان ایرانی(که آدرس آن در بیو قابل مشاهده است)ببینید.خلاصه ای از این گزارش را میتوانید در اسلایدها بخوانید.
کمبود رواندرمانگر و مشاور، چالشی جدی
کمبود مشاور در مدارس میناب، بهخصوص در مقطع ابتدایی، یکی از نگرانیهای جدی است.در بسیاری از مدارس متوسطه اول، ساعتهای حضور مشاور محدود است و در مدارس ابتدایی نیز تعداد مشاوران بسیار کم است. این کمبود، در شهری که هنوز بخش بزرگی از دانشآموزان و خانوادههایش با پیامدهای یک حادثه جمعی روبهرو هستند، میتواند به یک چالش جدی تبدیل شود. به گفته مشاوران، تلاش آموزش و پرورش برای اضافه کردن مشاوران بیشتر به مدارس ابتدایی ادامه دارد. همچنین با مدیران مدارس صحبت شده که اگر نشانهای از اضطراب در دانشآموزی مشاهده کردند و نتوانستند خودشان آن را مدیریت کنند، موضوع را به مراکز مشاوره آموزش و پرورش ارجاع دهند تا روند درمان و حمایت از دانشآموز به شکل تخصصی دنبال شود. اما داستان فقط به بچههای شجره ختم نمیشود. صدای انفجار فقط در گوش دانشآموزانی که آن روز در مدرسه بودند نمانده است؛ خانوادههای آنها و بسیاری از خانوادههای دیگر میناب هم آن صدا را با خودشان به خانه بردهاند. کبری فدوی مشاور مدرسه و خواهر یکی از معلمهای شهید(فاطمه فدوی) مدرسه شجره طیبه میگوید: «آن روز، وقتی صدای انفجار در تمام شهر پیچید، بسیاری از والدین خودشان را به مدرسه رساندند و بچهها را به خانه بردند. بعد از آن، ماهها کنار فرزندانشان ماندند. بعضی از بچهها در کلاسهای تابستانی شرکت کردند، به سفر رفتند و با کمک رواندرمانی و حمایت خانواده، کمکم اضطرابشان کمتر شد. اما برای پدر و مادرها، ترس به این راحتی تمام نشد.آنها همسایه یا فامیل یا آشنایی را میشناسند که فرزندش در مدرسه شجره بوده است. از نزدیک دیدهاند که چه بر سر خانوادههای شهدا آمده و همین، فرستادن دوباره فرزندشان به مدرسه را برایشان سخت کرده است.»