شهرام تابعمحمدی
چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵
جشنواره جهانی فیلم تورنتو در حالی برگزار شد که نگرانی از کمبود بودجه و خطر انحلال همچنان بر سر آن سایه افکنده است. با این حال، کیفیت قابل قبول آثار ارائهشده نشان داد که سینمای مؤلف همچنان زنده است؛ از روایتهای شخصی و سیاسی فیلمسازانی چون پگاه آهنگرانی گرفته تا نقد صریح سرمایهداری و روابط انسانی در تازهترین آثار کارگردانان برجستهای چون ریوسوکه هاماگوچی و لی چانگ-دونگ.

پنجاه و یکمین جشنواره جهانی فیلم تورنتو از ۱۰ تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ (۱۹ تا ۲۹ شهریور ۱۴۰۵) در شرایطی برگزار شد که ترس انحلال بهدلیل کمبود بودجه هنوز سایه بر سرش دارد. شاید پایین رفتن دائمی جشنواره هم ریشه در همین هراس دارد. با این حال، تعداد فیلمهای خوب هنوز در حد قابل قبولی بود. در اینجا به چند فیلم اصلی جشنواره امسال میپردازیم.
پگاه آهنگرانی، جمهوری چک و اسپانیا
روایت شخصی پگاه آهنگرانی از تلاشهای ایرانیان برای دستیابی به دموکراسی از انقلاب ۵۷ تا خیزش دی ۱۴۰۴ دستمایهٔ اولین فیلم سینمایی بلند او با عنوان «تمرینهایی برای انقلاب» در جایگاه کارگردان است. او زادهٔ بعد از انقلاب ۵۷ است و مانند خیلی از همنسلهای خودش کودکیاش را در حسرت دیدارهای کوتاه با پدر گذرانده است که داوطلب حضور در جبههٔ جنگ ایران و عراق بود. باز مانند همسن و سالهای خودش کودکیاش در زیر مقنعهای پنهان میشود که یک پارگی کوچک در زیر چانه به تنبیهی بزرگ از سوی مدیر مدرسه میانجامد، و همزمان، به دلبستگی عمیق به معلم ادبیات که- برعکس عفریتهای که مدیر مدرسه است- به کمک او میشتابد و با خوشرویی پارگی مقنعه را میدوزد. این اتفاق ساده نهتنها به دلبستگی او به آن معلم خوشقلب میانجامد، بلکه به خاطرهای با جایگاهی والا در یاد او تبدیل میشود.
این دختر کوچولو در گیرودار جنگ، دیدارهای کوتاه با پدر، احساس گناه از اینکه باعث اخراج معلم محبوبش از مدرسه شده، و پا گذاشتن بر جای پای مادرش بزرگ میشود که در صف اولین زنانی بود که دژ مردانهٔ سینمای ایران را فتح کردند. در گیرودار جنبش تازهپاگرفتهٔ دانشجویی، ریاست جمهوری خاتمی، جنبش سبز، «زن، زندگی، آزادی»، و خیزش ۱۴۰۴ حضور پیدا میکند و لحظههای حساسی را با دوربینش ثبت میکند. و دست آخر، مانند بسیاری دیگر از ایرانیان مجبور به ترک وطن میشود.
شخصی بودن مهمترین ویژگی این روایت در فیلم «تمرینهای برای انقلاب» است و همین است که آن را قابل باور میکند. رد پای پگاه آهنگرانی در سراسر فیلم بهچشم میخورد، و این او را بهعنوان فیلمسازی مؤلف معرفی میکند. ترکیب تصویرهای قدیمی ویدئویی، عکس، انیمیشن، و فیلم جلوهٔ موثری ایجاد میکند که بیآنکه بیننده را خسته کند او را بهدنبال خودش تا پایان فیلم همراه میکند.
ویژگی دیگر این فیلم وارد نشدن در حیطهٔ جانبداری از این و آن است. با اینکه فیلم سرتاپا سیاسی است، اما گروهها و گرایشهای سیاسی در آن جایی ندارند. دو نمونهٔ برجسته یکی سرنوشت داوود، نزدیکترین دوست و یار و یاور پدرش است، و همینطور گرایشی که در خیزش ۱۴۰۴ برجسته شد. داوود از یک نقطهٔ زمانی نامعلوم راهی سوای جمشید، پدر پگاه، در پیش میگیرد. جایی که جمشید رفتن به جبهه را مسئولیت خودش میداند، داوود مخالفت با خمینی را مهمتر ارزیابی میکند و تا آنجا پیش میرود که اعدام را به جان میخرد. تنها پس از این اعدام است که جمشید هم در اعتقاداتش شک میکند و راهی را دنبال میکند که داوود کرد.
اما نکتهای که من میخواهم به آن اشاره کنم این تغییر مسیر نیست، بلکه این است که پگاه آهنگرانی هیچجا اشارهای به وابستگی عقیدتی داوود- که سرنوشت او را رقم زد- نمیکند. همینطور، زمانی که به خیزش ۱۴۰۴ میرسد، با دقت از کنار آن بخش از شعارهایی که رسانههای ایرانی آنها را پُررنگ کردند میگذرد. همین فیلم را بیش از پیش شخصی و بیننده را با خودش همراه میکند.
ادامهٔ بررسی دیگر فیلمهای جشنوارهٔ فیلم تورنتو را در وبگاه رادیو زمانه بخوانید.
