سهشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
م. حامد – اندیشهٔ نو: در دو سال گذشته زندگی در کرانهٔ باختری رود اردن، سرزمین فلسطینی که اسرائیل اشغال کرده است و سالهاست در آن شهرکسازی غیرقانونی میکند، آرامآرام اما پیوسته دگرگون شده است. این دگرگونی نه از طریق یک رخداد ناگهانی، بلکه بر اثر انبوهی از تصمیمها، یورشها، محدودیتها، و سیاستهایی از جانب دولت اسرائیل بوده است که هر روز بر هم انباشته شدهاند. در گزارش تازهٔ بتسیلم با عنوان «پروژهٔ حذف» این دگرگونی همچون روایتی از فرسایش تدریجی جامعهٔ فلسطینی به تصویر کشیده شده است که زیر فشار سازوکاری منسجم از سوی اسرائیل، برای حفظ پیوندهایش با سرزمینهای اشغالشده، حافظهٔ ملی، و آیندهاش میکوشد.
بتسیلم (B’Tselem) یک سازمان حقوق بشری اسرائیلی است که در سال ۱۹۸۹ تأسیس شد و دفتر مرکزی آن در اورشلیم (بیتالمقدس) است. این نهاد از شناختهشدهترین و معتبرترین سازمانهای حقوق بشری و مترقی مستقل در اسرائیل است که نقض حقوق بشر در سرزمینهای اشغالی فلسطین را مستند و گزارش میکند.
هدف اعلامشدهٔ این سازمان پایان دادن به اشغال سرزمینهای فلسطینی از جانب اسرائیل و تضمین آزادی و برابری و عدالت برای همهٔ انسانهایی است که میان رود اردن و دریای مدیترانه زندگی میکنند. بتسیلم تأکید میکند که بدون پایان دادن به رژیم آپارتاید و کنترل نظامی اسرائیل هیچ اصلاح جزئی نمیتواند حقوق فلسطینیان را تضمین کند. این سازمان در گزارش «پروژهٔ حذف» که سالهاست روی آن کار میکند اعلام کرده است که حدود ۲٬۰۰۰ مورد شهادت دادن از فلسطینیان کرانهٔ باختری جمعآوری کرده و آنها را با اسناد رسمی و دادههای تاریخی تطبیق داده است.
در گزارش تأکید میشود که «پروژهٔ حذف» پدیدهٔ جدیدی نیست، بلکه ادامهٔ همان منطق استعماری اسرائیل است که از همان روزهای اول اشغال در جریان نکبه (۱۹۴۷–۱۹۴۹) و اشغال ۱۹۶۷ پس از جنگ ششروزه، و شهرکسازیها تا همین امروز ادامه دارد.
بتسیلم میگوید آنچه امروز در کرانهٔ باختری جریان دارد مجموعهای از نقضهای پراکنده نیست. اینها قطعات یک جورچین (پازل) بزرگترند که هدفش تضعیف شرایط مادّی و اجتماعی کار و زندگی فلسطینیان و از بین بردن امکان تداوم زندگی جمعی آنان است. این روایت از «حذف»، بر پایهٔ نظریهٔ استعمار مهاجر مهاجم، توضیح میدهد که چگونه ساختارهای حکومتی اسرائیل- از نظام حقوقی تا حضور نظامی- در کنار یکدیگر عمل میکنند تا حضور فلسطینیان را محدود، پراکنده، و بیثبات کنند.
در این روایت، خشونت نخستین ابزار است. از اکتبر ۲۰۲۳ تا ژوئن ۲۰۲۶، بیش از ۱٬۰۸۷ فلسطینی در کرانهٔ باختری جان باختهاند که ۲۴۲ کودک در میان آنان بودهاند. یورشهای شبانه، تیراندازیها، بازداشتهای گسترده، و شکنجه رخدادهای جداگانه نیستند، بلکه بخشی از روال روزمرهٔ زندگی فلسطینیان در این منطقهاند. خانوادهها هر شب با صدای شکستن درهای خانهها و فریاد سربازان از خواب میپرند؛ روستاها با حضور شهرکنشینان صهیونیست مسلح به صحنهٔ تهدید دائمی جان فلسطینیان تبدیل شدهاند.
ابزار دوم اعمال محدودیتهای رفتوآمد است که کرانهٔ باختری را به جزیرههای متعدد تبدیل کرده است. جادههایی که روزی مسیر مدرسه و بیمارستان بودند اکنون با خاکریز، بلوک سیمانی، یا باجههای ایست بازرسی بسته شدهاند. برای بسیاری از فلسطینیها رسیدن به زمینهای کشاورزی یا محل کار سفری ناممکن شده است. این جداسازی مکانی نهفقط حرکت، بلکه پیوستگی اجتماعی را هدف گرفته است.
ابزار سوم اقتصاد است. بر اثر لغو شدن مجوزهای کار ۱۴۰هزار کارگر، بیکاری در میان فلسطینیهای کرانهٔ باختری به ۳۱٪ رسیده و خانوادهها با درآمدهای ناچیز و بدهیهای فزاینده دستوپنجه نرم میکنند. نیروهای اسرائیلی و شهرکنشینان صهیونیست افراطی زمینهای کشاورزی را خراب و دامهای فلسطینیها را مصادره میکنند. منابع طبیعی زیر کنترل کامل اسرائیل قرار دارد. اقتصاد همانند بدن بیماری است که اکسیژن کافی به آن نمیرسد و آرامآرام دارد تحلیل میرود.
ابزار چهارم تخریب اجتماعی و سیاسی است. دانشگاهها هدف حمله قرار میگیرند، رسانهها محدود میشوند، و فعالیت سیاسی تقریباً ناممکن شده است. نمادهای فلسطینی در همهجا حذف میشود و فضا با نمادهای اسرائیلی اشباع میشود. با این حال، گزارش بتسیلم یادآوری میکند که زندگی سیاسی و اجتماعی فلسطینیان خاموش نشده و همچنان در خانهها، خیابانها، و شبکههای کوچک محلی جریان دارد.
و سرانجام، ابزار پنجم دولت اشغالگر اسرائیل «پاکسازی» و تصاحب زمین است. بیش از یکسوم کرانهٔ باختری در پنج دههٔ گذشته مصادره شده و فقط در دو سال اخیر ۱۸۵ شهرک جدید ساخته شده است. دهها جماعت چوپانی از خانههایشان رانده شدهاند و در اردوگاههای جنین، طولکرم، و نور شمس ۳۳هزار نفر آواره پناهنده شدهاند. این ابزار استعماری روایت جابهجایی است؛ روایت خانوادههایی است که با چند چمدان و چند رأس دام از تپهای به تپهٔ دیگر رانده میشوند.
بتسیلم در پایان میگوید این روند نه با اصلاحات جزئی، بلکه فقط با پایان دادن به ساختار آپارتاید اسرائیل و پروژهٔ حذف متوقف میشود. به گفتهٔ بتسیلم، جامعهٔ جهانی با نگاه کردن به این وقایع بهعنوان «رخدادهای جداگانه»، و نه پروژهٔ حذف نظاممند، در تداوم این وضع سهم دارد.




