(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است)
دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
گرچە گرفتن جان ژینا (مهسا) امینی، دختر سقزی، بەخاطر پوششی کە امروزە بسیار معمول و متعارف مینماید آنقدر شوکآور و تلخ بود کە حتی یادآوری آن هم میتواند دل میلیونها انسان را بە درد آورد. اما جنبش ژینا تنها واکنشی اعتراضی به این رویداد نبود، بلکه بیان نارضایتی عمیقی بود که طی دههها در لایههای مختلف جامعهٔ متکثر ایران شکل گرفته بود و شهادت ژینا امینی در بازداشتگاە گشت ارشاد به جرقهای تبدیل شد که بخشهای گستردهای از جامعه را به میدان آورد.
ماهیت و میزان اعتراضها بەعلاوۀ مطالباتی کە آشکار کرد نشان داد که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب اعتراضهای مقطعی یا محدود به منطقه و استانی خاص هم توضیح داد. تفاوت جنبش ژینا با بسیاری از جنبشهای پیش از آن در این بود که دیگر صرفاً معطوف به مرکز و اصلاح ساختار قدرت نبود، بلکه خواستهایی را نمایندگی میکرد که در طول صد سال گذشته، در نتیجهٔ نگاه امنیتی و گفتمانهای مرکزگرا، به حاشیه رانده یا از عرصهٔ عمومی حذف شده بود. این جنبش تکثر موجود در جامعه ایران را بهشکلی آشکار به نمایش گذاشت و خواستار بازاندیشی در تعریف ایران و بازتعریف مناسبات سیاسی و اجتماعی بر اساس حقوق برابر همهٔ شهروندان و گروههای مختلف جامعه شد.
شعار «ژن، ژیان، ئازادی» (زن، زندگی، آزادی) نیز از همین رو فراتر از یک شعار اعتراضی مورد اقبال قرار گرفت و به بیان فشردهای از مجموعهٔ مطالبات جنبش تبدیل شد.
«زنان» گرچە نیمی از جامعه را تشکیل میدهند، اما بهدلیل نابرابری در دسترسی به قدرت، سرمایه، و فرصتهای اجتماعی در موقعیتی فرودست و اقلیتگونە قرار گرفتهاند و از این رو به نمادی از مبارزه با تبعیض و سلطه جنسیتی تبدیل شدند.
«زندگی» بیانگر مطالبهٔ کرامت، رفاه، امنیت، آسایش، و حق انتخاب بود، و
«آزادی» نمایانگر خواست رهایی فرد و تمامی بخشهای جامعه از ستم، حذف، و سرکوب بود.
پیوند این سه مفهوم تصویری تازه از خواست بخش بزرگی از جامعهٔ ایران ارائه کرد که در آن آزادی فردی، برابری اجتماعی، کرامت انسانی، و حق تعیین سرنوشت از یکدیگر جداییناپذیرند.
یکی از مهمترین ویژگیهای جنبش ژینا نقش بیسابقهٔ زنان در شکلگیری و تداوم آن بود. زنان نه صرفاً یکی از گروههای معترض، بلکه در بسیاری از نقاط به نیروی محرک اعتراضها تبدیل شدند. مقاومت در برابر حجاب اجباری و دیگر شکلهای کنترل بر بدن و زندگی زنان به بخشی از مقاومت مدنی گستردهتر تبدیل شد. این تحول نشان داد که مسئلهٔ زنان در ایران صرفاً مسئلهای حقوقی یا فرهنگی نیست، بلکه با ساختار قدرت، قانون، اقتصاد، خانواده، و مناسبات اجتماعی پیوندی عمیق دارد. از این منظر، مبارزه برای حقوق زنان بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای دموکراسی، برابری، و آزادی در ایران است.
حضور گستردهٔ نوجوانان و جوانان (کە در متون سیاسی و رسانەیی آن مقطع «نسل زِد» نام گرفت) همراە با نوع مطالباتی کە مطرح نمودند یکی دیگر از مشخصەهای بارز جنبش ژینا بود. این نسل، که بخش مهمی از زندگی و ارتباطاتش را در فضای اینترنت، شبکههای اجتماعی، و ارتباط با جهان گستردهتر شکل داده است، سبک زندگی و روابط اجتماعی و آیندهای متفاوت را مطالبه میکند. بسیاری از آنان پیش از ورود گسترده به عرصهٔ اعتراضهای اجتماعی در زندگی فردی و خانوادگی نیز در برابر ساختارهای سنّتی و پدرسالارانە مقاومت کرده بودند و جنبش ژینا فرصتی برای بروز این شکاف و اعتراض در سطح جامعه فراهم کرد.
به همین دلیل، حتی با وجود سرکوب شدید، شکاف میان نسل جدید و ساختار سیاسی نهتنها کاهش نیافته، بلکه در بسیاری از عرصهها آشکارتر شده است. جنبش ژینا نشان داد که زنان، نوجوانان، و جوانان میتوانند/میخواهند در تعریف دستور کار سیاسی و اجتماعی کشور نقشی تعیینکننده داشته باشند و مرزهای آنچه را پیشتر «دشوار» یا «ناممکن» تصور میشد جابهجا کنند.
یکی دیگر از وجوه مهم جنبش ژینا ظرفیت آن در ایجاد همبستگی میان گروههای مختلف اجتماعی و مناطق گوناگون ایران بود. شعار «ژن، ژیان، ئازادی» گرچه با شهادت ژینا امینی از کردستان سر برآورد، اما بەسرعت به شعاری فراگیر در سراسر کشور تبدیل شد و همگان خواستهایشان را در آن دیدند. حتی بعدها، در کشورهای دیگر هم این شعار بە فریاد مردم و معترضان در برابر سیاستهای دولتها تبدیل شد.
بنابراین، مسئلهای کە برای یک خانوادۀ کُرد در پایتخت بە وجود آمد بەدلیل سویەهای گوناگون و پیوندها و اشتراکاتی کە با دیگر مناطق و مردمان این جغرافیا داشت به مسئلهای ملی و فراگیر تبدیل شد و گروههای گوناگون اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار داد.
این تجربه نشان داد که دفاع از حقوق زنان، حقوق ملیتها، آزادیهای مدنی، و عدالت اجتماعی میتواند نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در قالب یک پروژهٔ مشترک دموکراتیک معنا پیدا کند و بە شکلگیری نوعی همبستگی تازه بر پایهٔ به رسمیت شناختن تفاوتها و احترام به حقوق برابر همهٔ بخشهای جامعه منجر شود.
البتە، در مقابل هیچ دستاوردی نمیتوان و نباید رنجها و خاطرات تلخ آن دوران را تخفیف داد یا از یاد برد. «جان باختن هزاران انسان معترض بە بیعدالتی، گرانی، و بیکاری»، «بازداشت، پروندهسازی، و فشار بر سایر معترضان»، و «محدود کردن فضای عمومی و رسانهیی کشور» هم روح و روان جامعە را بەشدت زخمی و متاثر نمود و هم شکاف میان مطالبات مشروع شهروندان و سازوکارهای رسمی پاسخگویی را عریانتر کرد.
درس مهم جنبش ژینا این است که برای ساختن آینده و ایجاد هرگونە تحول پایدار نیازمند سازمانیابی مدنی، گفتوگوی فراگیر، و پذیرش تنوع و تکثر هستیم. آیندهٔ این کشور نمیتواند بر پایهٔ حذف و سرکوب گروهی از جامعه به سود گروهی دیگر بنا شود، بلکه باید بر پایۀ مشارکت همهٔ شهروندان و تضمین حقوق برابر آنان استوار باشد. شعار «ژن، ژیان، ئازادی» بیانگر افقی برای آینده است که در آن آزادی و برابری و کرامت انسانی به حقوقی همگانی تبدیل شوند. وظیفهٔ امروز ما حفظ دستاوردهای این جنبش، دفاع از حقیقت و کرامت قربانیان، تقویت همبستگی اجتماعی، و تبدیل مطالبات آزادیخواهانه به برنامهای روشن و امیدبخش برای آینده است.
انجمن صنفی معلمان کردستان ضمن گرامیداشت یاد شهیدان جنبش ژینا و همدردی با دیگر قربانیان، بر این باور است که سرکوب مطالبات اجتماعی هیچگاە مسائل را حل نکردە است و نخواهد کرد، بلکە مشکلات را پیچیدەتر و هزینەهای انسانی و مادّی را افزونتر میکند. اگر در جنبش ژینا بە شیوەای عقلایی و انسانی با مطالبات و اعتراضهای برحق شهروندان تعامل میشد، شاید شاهد اعتراضهای خونین ۱۴۰۴ و دو جنگ ویرانگر اخیر نمیبودیم کە مملکت گرفتار این حجم از مرگ، خشم، ناامیدی، گرانی، خسارت، و ویرانی بشود.
انجمن صنفی معلمان کردستان (سقز و زیویه، مریوان و سروآباد، سنندج)
شهریور ۱۴۰۵
از کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان