Skip to content
سپتامبر 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • خسارت‌های جنگ اخیر آمریکا بر ضدِ ایران و بررسی تحلیلیِ آثار کوتاه‌مدت و بلندمدت آن‌ها
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

خسارت‌های جنگ اخیر آمریکا بر ضدِ ایران و بررسی تحلیلیِ آثار کوتاه‌مدت و بلندمدت آن‌ها

دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵

جنگ میان جمهوری اسلامی ایران، از یک سو، و ایالات متحد آمریکا، از سوی دیگر، که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) با عملیات مشترک هوایی آغاز شد، یکی از پرهزینه‌ترین و اثرگذارترین درگیری‌های نظامی معاصر در منطقهٔ خاورمیانه است و با دوره‌هایی از آتش‌بس شکننده و سپس تشدید مجدد درگیری همراه بوده است. این جنگ جزو گسترده‌ترین درگیری‌های نظامی در تاریخ معاصر خاورمیانه به‌ شمار می‌رود.

مرحلهٔ آغازین این عملیات بر مبنای دکترین «شوک و فروپاشی سریع» طراحی شده بود که هدفش وارد کردن ضربه‌ای ناگهانی و گسترده به ساختار فرماندهی، توان تصمیم‌گیری، و زیرساخت‌های راهبردی بود، از جمله از طریق هدف قرار دادن مرکزهای حساس و فرماندهان ارشد به‌منظور تضعیف سریع توان مقاومت. بر پایهٔ برخی تحلیل‌ها، این راهبرد با این فرض طراحی شده بود که حذف رهبران و فرماندهان ارشد و ازهم‌گسیختن ساختار فرماندهی زمینهٔ فروپاشی نظام سیاسی و تغییر حکومت را فراهم خواهد کرد. با این حال، برخلاف برآوردهای اولیه، درگیری به جنگی فرسایشی تبدیل شده است و خسارت‌های انسانی، نظامی، اقتصادی، و زیرساختی‌ گسترده‌‌ای بر جای گذاشته است. آمارهای ارائه‌شده از سوی منابع مختلف تفاوت‌هایی قابل‌ توجه با یکدیگر دارند، بااین‌همه همگی بر مقیاس وسیع تخریب تأکید می‌کنند. این مقاله خسارت‌های اصلی این جنگ را در دو برههٔ کوتاه‌مدت و بلندمدت بررسی می‌کند.

برآوردهای رسمی و مستقل نشان می‌دهد که تلفات انسانی در ایران سنگین‌ترین بخش جنگ بوده است. مقام‌های ایرانی رقم کشته‌شدگان را در حدود ۳هزار و ۴۶۸‌ تا بیش از ۳هزار و۵۰۰ نفر اعلام کرده‌اند که شامل شماری قابل‌ توجه از غیرنظامیان است. گروه‌های حقوق بشری‌ مانند هرانا تا اوایل آوریل/ فروردین‌ بیش از ۳,۶۰۰ مرگ را تأیید کرده‌اند که حدود ۱,۷۰۰ مورد آن از میان غیرنظامیان بوده است. برآوردهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل تلفات نظامی ایران را بیش از ۶هزار نفر می‌داند. شمار مجروحان بین ۱۵ تا ۲۶هزار نفر گزارش شده‌ است و حدود ۳٫۲میلیون نفر آواره شده‌اند.

در سوی مقابل، تلفات آمریکا تا اواخر ژوئیه/ مرداد حدود ۱۳ تا ۱۹ نظامی و چند پیمانکار کشته و بیش از ۴۰۰ تا ۶۰۰ نفر زخمی بوده است.

حمله به مدرسهٔ ابتدایی دخترانه «شجره طیبه» در میناب، در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بنا بر گزارش‌ها به کشته شدن حدود ۱۵۶ تا ۱۶۸ نفر، عمدتاً کودکان، انجامیده است. همچنین، بر اساس گزارش‌های وزارت آموزش و پرورش و منابع ایرانی، صدها دانش‌آموز و معلم کشته یا مجروح شده‌اند و صدها مدرسه و ده‌ها دانشگاه، از جمله دانشگاه‌های علم و صنعت، صنعتی شریف، و شهید بهشتی آسیب دیده‌اند. منابع بین‌المللی نیز آسیب دیدن بیش از ۱۰۰ مرکز آموزشی را ثبت کرده‌اند.

گزارش‌های ایرانی از آسیب دیدن مسجد جامع اصفهان و برخی مکان‌های مذهبی‌ دیگر حکایت دارد. همچنین، وارد شدن آسیب به تعدادی از بناهای تاریخی و مذهبی در جریان حمله‌های اولیه ثبت شده است. آسیب رسیدن به بیمارستان‌هایی مانند گاندی، خاتم‌الانبیا، و دیگر مرکزهای درمانی در تهران و استان‌های دیگر کشور گزارش شده است. منابع ایرانی از آسیب دیدن بیش از ۳۰۰ مرکز درمانی، از جمله انستیتو پاستور، خبر داده‌اند. منابع ایرانی همچنین از آسیب دیدن شدید یا نابودی کارخانه‌هایی مانند توفیق دارو، داروپخش، و اختلال در تأمین داروهای حیاتی از جمله آنتی‌بیوتیک‌ها و انسولین خبر داده‌اند. حمله‌‌هایی به تأسیسات ساحلی، نیروگاه‌ها، و سامانه‌های آب‌شیرین‌کن در جنوب کشور، از جمله در هرمزگان و برخی جزایرگزارش شده است.

در مرحلهٔ تیر و مرداد ۱۴۰۵ حمله‌‌های آمریکا به زیرساخت‌های مرتبط با بندرها و شبکه‌های ارتباطی تشدید شده است. منابع ایرانی نیز از قطع آب و برق در برخی منطقه‌ها خبر داده‌اند. حمله‌‌هایی به تأسیسات نفتی، گازی، و صادراتی در منطقه‌هایی مانند عسلویه، جزیره خارک، و دیگر منطقه‌های جنوبی نیز گزارش شده است. منابع ایرانی از کاهش فاحش تولید و وقوع نشت نفت سخن گفته‌اند، هرچند گزارش‌هایی دربارهٔ حجم دقیق نشت همچنان نیازمند تأیید مستقل است.

در مرحله‌های بعدی جنگ تمرکز حمله‌‌ها بیشتر بر زیرساخت‌های نظامی، دریایی، و حمل‌ونقل ساحلی بوده است. در حمله‌‌های اولیه، آسیب دیدن برخی پل‌ها و جاده‌ها گزارش شد و در تیر و مرداد ۱۴۰۵ حمله‌‌هایی گسترده‌تر به پل‌ها، خطوط راه‌آهن، تونل‌ها، و زیرساخت‌های ارتباطی اطراف بندرعباس، بندر خمیر، و دیگر منطقه‌های هرمزگان صورت گرفت. بر اساس گزارش‌ها، دست‌کم ۶ تا ۸ پل و چند تونل آسیب دیدند که اختلال گسترده در حمل‌ونقل زمینی جنوب کشور را موجب شد. آسیب دیدن فرودگاه‌هایی مانند مهرآباد و برخی فرودگاه‌های جنوبی و غربی کشور نیز گزارش شده است، اما نابودی گستردهٔ هواپیماهای مسافربری تا کنون به‌طورمستقل تأیید نشده است و برخی منبع‌های خبری از نابود شدن حدود ۲۰ فروند هواپیمای مسافربری خبر داده‌اند.

منابع ایرانی از آسیب دیدن ده‌ها هزار واحد مسکونی و در برخی گزارش‌ها بیش از ۱۰۰هزار واحد خبر داده‌اند. منابع حقوق بشری و جمعیت هلال احمر نیز وارد شدن خسارت‌های گسترده به واحدهای مسکونی و تجاری را تأیید کرده‌اند، هرچند آمار دقیق میان منبع‌های خبری با یکدیگر متفاوت است. حمله‌ به بندرهای مهم جنوبی، از جمله بندر شهید رجایی، بندر بوشهر، بندر چابهار، بندر عسلویه، و مناطق اطراف بندرعباس نیز گزارش شده است. در مرحله‌های اخیر درگیری‌ها، تمرکز حمله‌ها بر برج‌های نظارتی، اسکله‌ها، و زیرساخت‌های دریایی بوده است که اختلال در فعالیت‌های صادراتی را موجب شده است. همچنین، منابع ایرانی از آسیب دیدن مجتمع‌های فولاد خوزستان و فولاد مبارکه خبر داده‌اند. درنهایت، گزارش‌هایی از آسیب دیدن برخی آثار تاریخی و میراث فرهنگی، از جمله تخت جمشید، پاسارگاد، و بناهای تاریخی اصفهان منتشر شده است.

در هر درگیری نظامی زیرساخت‌ها از مهم‌ترین هدف‌ها یا قربانیان غیرمستقیم‌اند. آسیب دیدن نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، بندرها، فرودگاه‌ها، راه‌آهن، شبکهٔ برق، سامانه‌های مخابراتی، و تأسیسات صنعتی هزینه‌های بسیار سنگینی برای بازسازی به بار می‌آورد. تجربه کشورهای متعدد نشان داده است که بازسازی کامل زیرساخت‌های آسیب‌دیده ممکن است سال‌ها یا حتی دهه‌ها زمان ببرد.

در اینجا ذکر این موضوع ضروری است که بسیاری از زیرساخت‌ها، به‌خصوص زیرساخت‌های انرژی، آب و برق، جاده و راه‌آهن، پل‌ها، و مجتمع‌های فولاد و پتروشیمی، که محصولات آنها حلقهٔ اولیهٔ زنجیرهٔ تأمین صنایع دیگر است، جنایت جنگی محسوب می‌شود. ولی ترامپ به‌طورعلنی قوانین بین‌المللی و هرگونه مبنای اخلاقی و هنجارهای حداقلی را زیر پا می‌گذارد و درعمل اعلام می‌کند که هیچ‌چیز جلودارش نیست. اینکه رژیم ترامپ حقوق بین‌الملل را که در چارچوب و در خدمت به نظام سرمایه‌داری جهانی و فرمانروایی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته است به این شکل نادیده می‌گیرد و لگدمال می‌کند نشان از بحرانی جدّی در درون این نظام سرمایه‌داری دارد. حمله به کشوری دیگر صرفاً به این دلیل که ترامپ از حکومت آن کشور خوشش نمی‌آید جنایت جنگی است. طبق این منطق معیوب ترامپ، پس هر کشوری باید بتواند علیه هر کشوری دیگر که حکومتش را «سرکوبگر» می‌داند جنگ راه بیندازد. ترامپ بارها ثابت کرده است که هیچ خط قرمزی ندارد.

اقتصاد ایران بزرگ‌ترین قربانی مستقیم جنگ بوده است. طبق برآوردهای داخلی، خسارت مستقیم و غیرمستقیم در حدود ۲۷۰میلیارد دلار (نزدیک به کل تولید ناخالص داخلی پیش‌بینی‌شدهٔ سال) بوده است. مطالعات مستقل، از جمله بررسی‌های «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» و «مرکز تحقیقات الحبتور»، این رقم را بین ۱۴۴ تا ۱۸۷میلیارد دلار تا پایان سال ۲۰۲۶ برآورد می‌کنند که معادل حدود ۴۰ تا ۸۰درصد تولید ناخالص داخلی ایران پیش از جنگ است. آسیب دیدن بخش انرژی، شامل میدان پارس جنوبی، جزیرهٔ خارک، و پالایشگاه‌ها، همچنین صنایع فولاد و پتروشیمی و بندرها و زیرساخت‌های حمل‌ونقل، از اصلی‌ترین عامل‌های این خسارت‌ها بوده است. بیش از ۲۰درصد واحدهای صنعتی آسیب دیده‌اند و بیش از یک‌میلیون شغل مستقیم از دست رفته است؛ برخی برآوردها نیز ریسک از دست رفتن ۱۰ تا ۱۲میلیون شغل را مطرح کرده‌اند. کاهش تولید صنعتی، اختلال در زنجیرهٔ تأمین، کاهش صادرات، و اُفت سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی نیز از مهم‌ترین پیامدهای اقتصادی این جنگ بوده‌ است.

تورم به سطحی تاریخی رسیده است (تا بیش از ۵۷درصد سالانه و در برخی ماه‌ها ۸٫۸درصد ماهانه). قیمت مواد غذایی بیش از ۱۰۰درصد افزایش یافته و ارزش ریال به‌شدت سقوط کرده است. هم‌زمان، کاهش ارزش پول ملی، افزایش هزینه‌های دفاعی، افزایش بدهی دولت، و کاهش رشد اقتصادی فشار مضاعفی بر اقتصاد کشور وارد کرده است. بازارهای مالی نیز با نوسان‌هایی شدید مواجه شده‌اند و فضای نااطمینانی فعالیت بخش خصوصی را محدود کرده است. قطع شدن اینترنت تا هفته‌ها نیز خسارتی مستقیم به اقتصاد دیجیتال وارد کرده است.

برای آمریکا، هزینه‌های مستقیم نظامی تا اواسط جنگ در حدود ۲۹ تا ۳۷٫۵میلیارد دلار برآورد شده است. با احتساب بازسازی پایگاه‌ها و جایگزینی تجهیزات، این رقم به ۵۰میلیارد دلار یا بیشتر می‌رسد. هزینه‌های غیرمستقیم برای مصرف‌کنندگان آمریکایی، از جمله افزایش قیمت بنزین، ده‌هامیلیارد دلار بوده است. اسرائیل نیز ده‌ها‌میلیارد دلار هزینه کرده است.

در سطح جهانی، بسته شدن تنگهٔ هرمز، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین اختلال‌های عرضهٔ نفت در تاریخ، باعث جهش قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه در اوج بحران شده و رشد اقتصادی جهان را کاهش داده است. برآوردها از زیان تولید جهانی تا پایان سال ۲۰۲۶ حدود ۰٫۸تریلیون دلار و تا سال ۲۰۳۰ / ۱۴۰۹ بیش از ۱٫۴تریلیون دلار حکایت دارد. بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیدهٔ ایران، به‌ویژه مجتمع‌های پتروشیمی و انرژی، ممکن است بیش از یک دهه زمان ببرد و به صدهامیلیارد دلار سرمایه نیاز داشته باشد. اقتصاد ایران که پیش از جنگ نیز تحت تحریم و مشکلات ساختاری بوده است با شکاف تولید پایدار، کاهش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، و دشواری دسترسی به بازارهای سرمایهٔ بین‌المللی روبه‌روست. همچنین، کاهش رشد اقتصادی، افزایش بدهی دولت، تداوم افت ارزش پول ملی، فشارهای تورمی، کاهش تولید صنعتی، اختلال در زنجیرهٔ تأمین و کاهش صادرات از جمله پیامدهای بلندمدت این جنگ به‌ شمار می‌روند. بازارهای مالی نیز ممکن است سال‌ها با نوسان‌های شدید مواجه باشند و فضای نااطمینانی فعالیت‌های اقتصادی و روند سرمایه‌گذاری را محدود کند. افزایش هزینه‌های دفاعی نیز می‌تواند منابع مالی دولت را برای سال‌های متمادی زیر فشار قرار دهد.

افزایش فقر، بیکاری ساختاری، فرار مغزها، و آسیب‌های روانی و آموزشی به نسل جوان از دیگر پیامدهای ماندگار این جنگ خواهد بود. آسیب دیدن محیط زیست، از جمله آلودگی ناشی از حمله‌ها به تأسیسات انرژی، نیز آثار منطقه‌یی و بلندمدت خواهد داشت.

از منظر ژئوپلیتیک (جغرافیاسیاست)، جنگ موازنهٔ قدرت منطقه‌یی را تغییر داده است، توان نظامی ایران را کاهش داده است، اما در‌عین‌ حال روایت مقاومت را تقویت کرده است. برای آمریکا و متحدانش هزینه‌های بلندمدت شامل بازسازی ذخیره‌های تسلیحاتی، مراقبت از کهنه‌سربازان، و تأثیر بر اعتبار راهبردی بوده است. بازارهای انرژی جهانی نیز ممکن است سال‌ها با ریسک ناشی از ناپایداری تنگهٔ هرمز مواجه بمانند.

جنگ اخیر ایران و آمریکا نشان داده است درگیری‌های مدرن، حتی بدون اشغال زمینی گسترده، می‌توانند خسارت‌های انسانی، اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، و ژئوپلیتیکی‌ گسترده‌‌ای بر جای بگذارند. اگرچه این جنگ پیامدهایی فراتر از مرزهای دو کشور داشته است، اما بار اصلی آن بر دوش مردم و زحمتکشان به‌ویژه غیرنظامیان قرار گرفته است، یعنی بر دوش مردمی که با جان ‌باختن عزیزانشان، آوارگی، فقر، بیکاری، تخریب زیرساخت‌ها، و کاهش کیفیت زندگی سنگین‌ترین هزینه‌های جنگ را پرداخته‌اند.

جنگ اخیر ایران و آمریکا با بستن تنگهٔ هرمز قیمت نفت را از حدود ۷۰ دلار به بیش از ۱۲۰ دلار رساند و شرکت‌های بزرگ نفتی جهانی را به سودهای بادآورده‌ای چندصدمیلیارد دلاری رساند. فقط در سه‌ماههٔ دوم سال، شرکت اکسون‌ موبیل بیش از ۱۴٫۵میلیارد دلار و شورون بیش از ۱۲میلیارد دلار سود خالص گزارش کردند که چندبرابر سال قبل بود. هم‌زمان، مصرف انبوه موشک‌های پاتریوت و تاماهاوک باعث شد شرکت‌های تسلیحاتی آمریکایی مثل لاکهید مارتین، آر‌تی‌ایکس، و نورتروپ گرومن با قراردادهای ده‌هامیلیارد دلاری و بک‌لاگ‌های (سفارش‌های عقب‌افتادهٔ)‌ رکوردشکن تا بیش از ۲۳۰میلیارد دلار سودهایی هنگفت کسب کنند. سهام این شرکت‌ها در دوره‌هایی ۴۰ تا ۴۵درصد رشد کرد و ارزش بازارشان ده‌هامیلیارد دلار افزایش یافت.

پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) برای جبران کردن خالی شدن ذخیره‌های مهمات با مدیران فورد و جنرال‌ موتورز مذاکره کرد تا از ظرفیت کارخانه‌هایشان برای تولید قطعه‌های ساختاری و اجزای مرتبط با تسلیحات استفاده شود. جنرال‌ موتورز با لاکهید مارتین برای ساختن قطعه‌های مشترک وارد مذاکره شد و شرکت دفاعی‌اش تا کنون بیش از ۶۲۰میلیون دلار قرارداد نظامی داشته است. فورد نیز قرارداد نمونه‌سازی کامیون‌های تاکتیکی ارتش را گرفت و در صورت برنده شدن تولید نهایی، می‌تواند بزرگ‌ترین قرارداد نظامی‌اش از دوران جنگ سرد را به‌ دست آورد. در اروپا هم فولکس‌ واگن برای تولید قطعه‌های سامانه‌های دفاع هوایی مانند Iron Dome و رنو برای ساختن پهپادهای نظامی وارد همکاری شدند. درمجموع، از اواخر ۱۴۰۴ تا میانهٔ ۱۴۰۵ این سه بخش صنعتی (نفت، تسلیحات، و خودروسازی) به‌طور مستقیم و غیرمستقیم صدهامیلیارد دلار از پیامدهای جنگ ایران و آمریکا بهره برده‌اند.

تجربهٔ این درگیری بار دیگر نشان داده است که جنگ حتی در صورت تحقق برخی هدف‌های نظامی به‌ندرت امنیت و ثبات پایدار به‌ وجود می‌آورد و آثار آن تا سال‌ها در اقتصاد، جامعه، و توسعه باقی می‌ماند. از این‌ رو، گفت‌وگو و دیپلماسی و همکاری‌های بین‌المللی مؤثرترین راه برای پیشگیری از تکرار چنین بحران‌هایی است و از رنج انسان‌ها می‌کاهد. صلح نه نشانهٔ ضعف، بلکه بیانگر عقلانیت، مسئولیت‌پذیری، و احترام به کرامت انسانی و پایدارترین راه برای حفظ امنیت، توسعه، و آیندهٔ ملت‌هاست.

مردم آزادهٔ ایران و جهان در سراسر جهان باید به هر طریق ممکن علیه این جنگ خانمان‌سوز تا تحقق کامل صلح اعتراض کنند.

از «نامۀ مردم» ۲ شهریور ۱۴۰۵

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: «سیلاب ناگهانی» در نپال چگونه رخ داد؟
Next: «اقتصادِ پوششی»؛ نئوفئودالیسمِ رانتی در ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved