(تصویر آرشیوی اعتراضها افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
محمدرضا دادگستر
یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
مطالعهٔ صندوق بینالمللی پول درباره تأثیر افزایش قیمت سوخت بر ناآرامیهای اجتماعی در ۱۰۱ کشور بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰ نشان میدهد که اثر افزایش قیمت سوخت در دورههای رکود اقتصادی و زمانهایی که نرخ ارز نوسان شدیدی دارد بهمراتب قویتر است. به عبارت دیگر، زمانی که اقتصاد در وضع نامناسبی قرار دارد و معیشت مردم زیر فشار است، افزایش قیمت سوخت میتواند جرقهای برای انفجار خشم عمومی باشد. این یافته بر نظریهٔ محرومیت در جامعهشناسی سیاسی مُهر تأیید میزند، چون که مردم در شرایط سخت اقتصادی افزایش قیمت سوخت را ضربهای غیرقابل تحمل تلقی میکنند.
نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که در کشورهایی که سرانهٔ مخارج دولت (بهویژه در بخشهای سلامت و آموزش) بیشتر است، افزایش قیمت سوخت به میزان کمتری به ناآرامی منجر میشود. این یافته از نظر سیاستگذاری بسیار حائز اهمیت است و نشان میدهد که اگر دولتها همزمان با اصلاح قیمت سوخت، یارانههای صرفهجوییشده را بهسمت حمایت از بخشهای بهداشت و درمان و آموزش هدایت کنند، میتوانند خشم عمومی را کاهش دهند. همچنین، در جوامعی با نابرابری درآمدی بیشتر و شاخصهای نامطلوب اقتصادی-اجتماعی، اثر افزایش قیمت سوخت بر ناآرامی بهشکل بارزی شدیدتر است.
کیفیت حکمرانی هم نقشی کلیدی در تخفیف رابطهٔ افزایش قیمت سوخت و بروز اعتراضهای جمعی ایفا میکند. کشورهایی که شاخصهای بهتری در عرصهٔ پاسخگویی دموکراتیک، کیفیت بوروکراسی، اثربخشی دولت، و حق اظهارنظر و پاسخگویی دارند، در زمان افزایش قیمت سوخت، ناآرامیهای کمتری تجربه میکنند. این یافته نشان میدهد که وقتی شهروندان احساس میکنند دولت به نیازهایشان پاسخ میدهد و نهادها کارآمد و غیرسیاسیاند، افزایش قیمت سوخت را کمتر بیعدالتی تلقی میکنند.
یکی از یافتههای بدیع این پژوهش رسیدن محققان به مفهوم آستانههای بحرانی است که اگر از آنها عبور شود، اوضاع برای دولتها غیرقابل کنترل میشود. اولین آستانه مربوط به رشد اقتصادی است. محققان دریافتند که اگر رشد اقتصادی کشوری مثبت باشد (حتی اندک)، افزایش قیمت سوخت اثر کمتری بر ناآرامی دارد، چون مردم کموبیش از وضع اقتصادی راضیاند. اما به محض اینکه رشد اقتصادی به زیر صفر میرود و کشور وارد رکود میشود، افزایش قیمت سوخت تبدیل به بمب ساعتی میشود و احتمال ناآرامی بسیار زیاد میشود. بنابراین، مرز رکود و رونق آستانهای حیاتی محسوب میشود.
آستانهٔ بحرانی دوم نوسان نرخ ارز است. در ۷۲درصد کشورهایی که نوسان ارز نسبتاً اندکی دارند افزایش قیمت سوخت اثر چندانی بر ناآرامی ندارد. اما ۲۸درصد کشورهایی که نرخ ارزشان بسیار ناپایدار است در زمان گرانی سوخت بهشدت آسیبپذیرند.
سومین آستانهٔ بحرانی فساد است. کشورهایی که در زمرهٔ ۲۰درصد فاسدترین کشورهای جهان هستند در زمان افزایش قیمت سوخت با طوفانی از اعتراضها روبهرو میشوند. در این کشورها مردم نهفقط بهخاطر گرانی بنزین، بلکه بهخاطر سالها بیعدالتی و اختلاس خشم انباشتهای دارند و افزایش قیمت سوخت بهانهای برای تخلیهٔ این خشم میشود. اما در کشورهایی که فساد کمتر است (بالاتر از صدک بیستم)، این رابطه به همان شدت دیده نمیشود.
از کانال تلگرام نویسنده