لیندا سارنگ*
یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
کتاب دنیا تا دیروز (The World Until Yesterday) با عنوان فرعی آنچه از جوامع سنّتی میتوانیم بیاموزیم، نوشتهٔ جرد دایموند (Jared Dimond)، نویسندهٔ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر و پژوهشگر برجستهٔ مردمشناسی و جغرافیای انسانی، اهل آمریکا، است که نخستین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است. این کتاب تلاشی است برای پاسخ دادن به این پرسش که: جوامع سنّتی که میلیونها سال زیست بشر را شکل دادهاند چه درسهایی برای جهان مدرن دارند؟
جرد دایموند کتاب معروف و اثرگذار دیگری با عنوان اسلحه، میکروب، و فولاد (۱۹۹۷) دارد که در آن تلاش میکند به این پرسش مهم پاسخ دهد که «چرا برخی جوامع به نقاط دیگر جهان رفتند و آنجاها را فتح کردند، و نه برعکس؟» برای مثال، چرا اروپاییها به استرالیا رفتند و آنجا را تصرف کردند، و نه برعکس. به عبارت دیگر، چرا بومیان استرالیایی اروپا را فتح و تصرف نکردند؟ در این کتاب دایموند با تمرکز بر جغرافیا، محیط زیست، و بیماریها نگاهی ماتریالیستی به تاریخ دارد و توضیح میدهد که چرا اروسیا (سرزمین پیوستهٔ اروپا و آسیا) در تاریخ جامعهٔ بشری مسیر توسعهٔ سریعتری داشت. نتیجهٔ نهایی او در آن کتاب این است که برتری تمدنهای اروسیایی نتیجهٔ عوامل مادّی جغرافیایی و زیستمحیطی بود، نه برتری فرهنگی یا نژادی که برخی ادعا میکنند. این کتاب از جمله نقدی جدّی بر نژادگرایی و برتریطلبی نژادی است.

دایموند در این کتاب بر اهمیت چگونگی پیدایش کشاورزی و فلزکاری (فولاد) در شکلگیری و توسعهٔ جوامع انسانی تأکید میکند که مستقیماً با موضوع «رشد نیروهای تولیدی» بهمثابهٔ زیربنای توسعهٔ جامعهٔ انسانی همخوانی دارد که مارکس در ماتریالیسم تاریخی به آن پرداخته است. با وجود این، بزرگترین نقد مارکسیستی به دایموند این است که او جامعه را یکپارچه میبیند و تضاد طبقاتی را نادیده میگیرد. او توضیح نمیدهد که پس از پیدایش کشاورزی چگونه «طبقه حاکم» مازاد تولید را غصب کرد و استثمار شکل گرفت. منتقدان چپگرا میگویند دایموند همهچیز را به گردن جغرافیا میاندازد و از جمله نقش نظام سرمایهداری را کمرنگ میکند.
شبکه پیبیاس آمریکا و نشنال جئوگرافیک در سال ۲۰۰۵ از روی این کتاب یک مستند تلویزیونی نیز ساختهاند.
شناختهشدهترین ترجمهٔ فارسی «اسلحه، میکروب، و فولاد» به قلم حسن مرتضوی است که نشر بازتابنگار (۱۴۰۲) منتشر کرده است.

دایموند در «اسلحه، میکروب، و فولاد» (Guns, Germs, and Steel) توضیح میدهد که چگونه جهان مدرن شکل گرفت. و در «دنیا تا دیروز» توضیح میدهد که چه چیزهایی را در این مسیر از دست دادهایم.
به بیان دیگر، اولی دربارهٔ ریشههای نابرابری جهانی است و دومی دربارهٔ ریشههای رفتار انسانی. بسیاری از پژوهشگران این دو کتاب را مکمل یکدیگر دانستهاند؛ یکی از بیرون به تاریخ نگاه میکند، دیگری از درون تاریخ، آنچه گذشت، به انسان مینگرد.
«دگرگونی: کشورها چگونه بحرانهای ملی را پشت سر میگذارند» (۲۰۱۹)، «فروپاشی: چگونه جوامع انتخاب میکنند که بقا یابند یا نابود شوند» (۲۰۰۵)، «چرا سکس جالب است؟» (۱۹۹۷)، و «شامپانزهٔ سوم: تکامل آیندهٔ انسان» (۱۹۹۱) از دیگر کتابهاییاند که جرد دایموند نوشته است.
از کتاب «دنیا تا دیروز» یک ترجمه به فارسی در چند نوبت، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، منتشر شده است. مترجم فارسی کتاب علی مجتهدزاده است و ناشر کتاب نشر کتاب پارسه است.

اکنون نگاهی میاندازیم به کتاب «دنیا تا دیروز»
محتوا و محورهای اصلی
دایموند با اتکا به دههها پژوهش میدانی در پاپوا گینهٔ نو و مطالعات تطبیقی در دهها جامعهٔ سنتی تصویری روشن از شیوههای زیست انسان در گذشتهٔ تکاملیاش ارائه میکند. او نشان میدهد که بسیاری از رفتارهای امروز ما- از تربیت کودک تا حل اختلاف- ریشه در همان جهان سنّتی دارند و هنوز با آن منطق سازگارترند تا با زندگی مدرن.
کتاب در قالب روایتهای میدانی و تحلیلهای علمی به موضوعهایی چون شیوههای زیست سنتی، جنگ، صلح و عدالت غیررسمی، تربیت کودک و مراقبت از سالمندان، درک خطر و واکنش به تهدید، زبان، دین و ساختارهای اجتماعی میپردازد و با آوردن مثالهایی از ۳۹ جامعهٔ ابتدایی تفاوتهای بنیادین میان جهان سنّتی و امروز را برجسته میکند.
«دنیا تا دیروز» نه ستایش رُمانتیک از گذشته است و نه نقد سادهانگارانهٔ دنیای معاصر و مدرن امروزی. دایموند با رویکردی بینرشتهیی نشان میدهد که جوامع سنّتی آزمایشگاههای زندهٔ تاریخ بشرند و برای برخورد با چالشهای امروز- از روابط خانوادگی تا مدیریت خطر- و یافتن راهحلهایی عملی و آزموده میتوان از مطالعهٔ این جوامع درسهایی آموخت و به کار گرفت.
دایموند در این کتاب بیش از آثار پیشینش از تجربههای شخصی بهره میگیرد. روایت او ترکیبی از مردمشناسی، زیستشناسی دگرگشتی (یا تکاملی)، جامعهشناسی، و یادداشتها و مشاهدات میدانی است، ترکیبی که کتاب را به متنی روشنگر، خواندنی، و قابل استفاده برای مخاطبان عمومی تبدیل میکند.
این کتاب برای علاقهمندان به تاریخ بشر و جامعهٔ بشری، مردمشناسی، توسعهٔ اجتماعی، و خوانندگانی که خواهان شناخت رفتارها و روابط اجتماعی و انسانی امروزی از راه مطالعهٔ جوامع سنّتیاند انتخابی مناسب است.
آغاز کتاب
دایموند کتاب را با مقایسهٔ فرودگاه مدرن پورت مورزبی، در پایتخت کشور پاپوآ گینهٔ نو، با عکسهای سال ۱۹۳۱ آغاز میکند، زمانی که مردم همان منطقه هنوز با ابزار سنگی زندگی میکردند. این تضاد نقطهٔ شروع پرسش اصلی کتاب است: چگونه جهان سنّتی در چند دهه دگرگون شد و ما از آن چه آموختیم؟
بخش اول: جوامع سنّتی و مدرن
جهان سنّتی و جهان امروز
دایموند با مقایسهٔ زندگی در پاپوا گینهٔ نو و جوامع مدرن نشان میدهد که انسان امروزی فقط چندهزار سال است که از شیوهٔ زیست سنّتی فاصله گرفته است. او پرسش اصلی کتاب را چنین طرح میکند: چه چیزهایی از جهان سنّتی میتوانیم دوباره بیاموزیم؟
دوستی، دشمنی، و ساختارهای اجتماعی
در جوامع سنّتی روابط اجتماعی بر پایهٔ خویشاوندی و شناخت مستقیم افراد شکل میگیرد. دایموند توضیح میدهد که چگونه این ساختارها به امنیت و همکاری و گاهی خشونت در این جوامع شکل میدهد.
یکی از جالبترین قسمتهای این بخش این است که نشان میدهد در جامعهٔ سنّتی یا قبیلهیی، آزادی مطلق برای سفر به هر جایی وجود ندارد. مردم این جوامع دنیا و افراد اطرافشان را به سه گروه تقسیم میکردند: دوستان (در میان آشنایان)، دشمنان (در میان آشنایان)، و غریبهها، که فوری به چشم تهدید یا دشمن به آنها مینگریستند.
دایموند در این بخش میخواهد ذهن مخاطب امروزی را از سوگیریهای زندگی شهری و دولتمحور امروزی خالی کند تا خواننده درک کند که اجداد انسان چطور میلیونها سال جهان پیرامون و امنیت خودشان را مدیریت میکردند.
بخش دوم: صلح و چنگ، حل اختلاف، عدالت، و خشونت
جنگ در جوامع سنّتی
دایموند با مثالهایی از قبایل گینهٔ نو، آمازون، و صحرای کالاهاری (در جنوب آفریقا، که سه کشور بوتسوانا، نامیبیا، و آفریقای جنوبی را در بر میگیرد) نشان میدهد که جنگ در جوامع سنّتی اغلب شخصی، پراکنده، و طولانی بوده است، برخلاف جنگهای امروزی که سازمانیافته است. در همین بخش او به انگیزههای جنگ و اینکه مردم برای چه کسانی میجنگیدند میپردازد. به تأثیر تماس جوامع سنّتی با اروپاییها نیز در همین قسمت از کتاب اشاره شده است.
صلح و میانجیگری
در نبود دادگاه و پلیس در جوامع سنّتی این جوامع از میانجیگری بزرگان قبایل، جبران خسارت، و گفتوگو برای حل اختلاف استفاده میکردند. دایموند در این فصل از کتابش این شیوهها را با نظامهای حقوقی مدرن در جامعهٔ بشری امروز مقایسه میکند.
عدالت
او در این قسمت از کتاب توضیح میدهد که عدالت سنّتی بر «ترمیم رابطه» استوار است، نه «تنبیه». این نگاه میتواند برای اصلاح نظامهای قضایی امروز الهامبخش باشد.
بخش سوم: خانواده، کودکان، سالمندان
تربیت کودکان
دایموند شیوههای تربیت کودک در جوامع سنّتی- از استقلال و بازیهای کودکانه تا نحوهٔ آموزش و مراقبت جمعی- را بررسی میکند و نشان میدهد که برخی از این روشها با نیازهای تکاملی کودک سازگارترند. در همین فصل او کودکان جوامع سنّتی را با کودکان امروزی مقایسه میکند.
سالمندان و نقش اجتماعی آنان
در جوامع سنّتی، سالمندان حامل دانش و حافظهٔ جمعی بودهاند. دایموند با مرور ارزشها و قوانین جامعه، تفاوت میان احترام سنّتی به سالمندان و چالشهای جهان مدرن در این مورد را تحلیل میکند.
بخش چهارم: خطر، تغذیه و سلامت
درک خطر و واکنش به تهدید
انسان سنّتی دائم در معرض خطرهای طبیعی (از جمله جانوران وحشی) است و واکنشهای سریع و دقیقی باید داشته باشد تا زنده بماند. دایموند نشان میدهد که چرا انسان مدرن در ارزیابی خطرهای واقعی و خیالی بارها دچار خطا میشود.
غذا، تغذیه، و بیماری
او تفاوت میان رژیمهای غذایی سنّتی و مدرن را بررسی میکند و نتیجه میگیرد که بیماریهای عفونی در جوامع سنّتی کمتر، اما خطرهای محیطی و سوءتغذیه بیشتر بوده است. دایموند توضیح میدهد که چگونه تغییرات غذایی مدرن بیماریهای مزمن در جوامع امروزی را افزایش داده است.
بخش پنجم: زبان، دین، سلامت، و آیندهٔ جوامع سنّتی
زبانهای کوچک و بزرگ
دایموند دربارهٔ تنوع زبانی حیرتانگیز جوامع سنّتی و نقش زبان در شکلگیری هویت و جهانبینی این جوامع بحث میکند.
دینها، آیینها، و معنای زندگی
او نشان میدهد که دین در جوامع سنّتی نه فقط نظام اعتقادی، بلکه سازوکار اجتماعی برای برقراری نظم، اخلاق، و همبستگی بوده است.
تغذیه و سلامت
دایموند در این بخش انتهایی کتاب به ازدیاد مصرف نمک و ارتباطش با افزایش فشار خون، بیماری دیابت در جوامع سنّتی و تأثیر ژنها بر آن، و آینده بیماریهای غیرواگیردار میپردازد.
جمعبندی نهایی کتاب
دایموند در فصل پایانی کتاب تأکید میکند که جوامع سنّتی لزوماً «بهتر» یا «بدتر» از جهان مدرن نیستند، بلکه آزمایشگاههای زندهٔ تاریخ بشرند. بسیاری از شیوههای زیست سنّتی- از تربیت کودکان تا حل اختلاف- در این جوامع میتواند برای جهان امروز الهامبخش باشد، بیآنکه بخواهیم به گذشته بازگردیم.
دایموند برخلاف برخی نویسندگان جوامع سنّتی را آرمانی نمیداند و حالت نوستالژی به این جوامع و «بازگشت به طبیعت» ندارد. او خشونت، ناامنی جانی و غذایی، مرگومیر کودکان، و محدودیتهای این جوامع را بهصراحت بین میکند و نشان میدهد.
نقدها
بزرگترین نقدی که به دایموند میشود این است که در این کتابش گاهی جوامع سنّتی را یکدست و خیلی شبیه به یکدیگر فرض میکند، در حالی که تفاوتهای فرهنگی، تاریخی، و محیطی میان آنها بسیار زیاد است. منتقدان میگویند دایموند گاهی از یک قبیلهٔ خاص نتیجهای میگیرد که گویی دربارهٔ همهٔ جوامع سنّتی صدق میکند.
همچنین، این نقد به کتاب دایموند میشود که نوع نگاه آن به جوامع سنّتی ممکن است به تقلیلگرایی تاریخی و خطی فرض کردن تکامل اجتماعی منجر شود، زیرا جوامع سنّتی خودشان نیز در طول زمان تغییر کردهاند و «ایستا» نبودهاند.
نقد دیگری که به دایموند شده این است که ناخواسته جوامع سنّتی را از بیرون و با معیارهای مدرن امروزی ارزیابی میکند.
بهعلاوه، منتقدان معتقدند که دایموند کمتر به نقش استعمار، دولتهای مدرن، اقتصاد جهانی، و ساختارهای قدرت در شکلگیری جوامع امروزی و تحول جوامع سنّتی میپردازد. به باور منتقدان، این کاستی تحلیل او را گاهی «فراتاریخی» جلوه میدهد.
با همهٔ اینها، «دنیا تا دیروز» کتابی جذاب، آموزنده، و البته بحثبرانگیز- البته با بار مثبت، برای کاوشگری- است. دایموند توانسته است تجربهٔ میدانی، روایتگری، و تحلیل علمی را در قالبی قابل فهم برای مخاطبان عمومی و غیرمتخصص ارائه کند. ارزش اصلی کتاب در این است که ما را وادار میکند دوباره بپرسیم: از کجا به اینجا رسیدیم و چه چیزهایی را از گذشتهٔ طولانی بشر فراموش کردهایم؟
*متن این نوشتار بر اساس کتاب اصلی به زبان انگلیسی تهیه شده و در تهیهٔ آن از امکانات هوشواره نیز استفاده شده است. اطلاعات مربوط به ترجمهٔ فارسی کتاب محض اطلاع خواننده است.