سران کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان در نشست مشورتی غیررسمی در شهر چولپون-آتا، قرقیزستان، ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ (۹ مرداد ۱۴۰۵). از چپ به راست: الهام علیاف (رئیسجمهور آذربایجان)، قاسم ژومارت توکایف (رئیسجمهور قزاقستان)، سردار بردیمحمداف (رئیسجمهور ترکمنستان)، امامعلی رحمان (رئیسجمهور تاجیکستان)، سادیر جباروف (رئیسجمهور قرقیزستان - کشور میزبان)، شوکت میرضیایف (رئیسجمهور ازبکستان)
یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
قرقیزستان در پایان ماه گذشتهٔ میلادی (اوایل مرداد ۱۴۰۵)، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان بود. در پایان این نشست، رهبران شش کشور بیانیهٔ «چولپون-آتا» را امضا کردند. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 (پنج کشور آسیای مرکزی) در نوامبر سال گذشته (۲۰۲۵) با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 (شش کشور آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) تبدیل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه رخداد خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقهٔ بسیاری دارد. با وجود این، پذیرش آذربایجان بهعنوان عضو- و نه صرفاً شریک- در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارهای کریدوری و توسعهیی به آذربایجان اعطا شده است.
نقش آذربایجان در کریدور میانی
موقعیت جغرافیایی ویژهٔ آذربایجان در ابتکارهای کریدوری و حملونقل منطقهیی مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهیی آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین)- مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی، و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه)، علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر الگوی حمل، رشد ترافیک پنجبرابری در کمتر از هفت سال داشته است. بهویژه پس از جنگ اوکراین، این کریدور در زمرهٔ اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران جهانی و منطقهیی، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعهٔ کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامهٔ کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزایندهٔ کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
در این کریدور، قلمرو آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر است. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست. این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را در پهنهٔ خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در مرحلههای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. شبکهٔ وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بهویژه بازارهای اروپایی) است. طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هُلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشتهٔ درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه به شریک توسعهیی مناسبی برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزهٔ میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی، یا اروپا متمرکز بود. اما در سالهای اخیر «سوکار» به حوزهٔ بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژهای نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تأسیس پالایشگاههای مشترک را داده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهیی آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزهٔ معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعهٔ انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان دید.
جمعبندی
ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالبهای مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است. ایجاد سازمان دولتهای ترک با محوریت ترکیه متأخرترین نمونهٔ آن است. سازمان دولتهای ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر نبود. ترکمنستان در راستای سیاست بیطرفیاش به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان، بهموجب هویت غیرترک، از مشارکت در آن سر باز زد. علاوه بر این، سایهٔ امیال و اهداف منطقهیی ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی میکرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور، با توجه به نقش ویژهٔ آن کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکتهای آذری در ابتکارهای توسعهیی آسیای مرکزی، میتواند بازدهی بهمراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم هدفهای منطقهیی ترکیه) داشته باشد.