رهبران سه کشور پاکستان، عربستان سعودی، و ترکیه پیمان دفاعی مکه را امضا کردند.
نوشتهٔ عبدالرحمان الراشد در الشرق الاوسط
شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
اکنون بهوضوح مشخص شده که جنگی که رژیم ایران به راه انداخته علیه سعودی و کشورهای خلیجی دیگر است، نه جنگ ایران علیه آمریکا یا اسرائیل. این رژیم از فوریه گذشته با بیش از هزار پهپاد به سعودی حمله کرد، افزون بر موشکهای بالستیکی که تأسیسات غیرنظامی و نظامی را هدف قرار دادند. ایران با گسترش جنگ از طریق خاک دو کشور عراق و یمن تلاش کرد سعودی را در محاصره قرار دهد.
در مقابل، عربستان سعودی با تشکیل ائتلافی متشکل از سه کشور که از نظر جغرافیایی با ایران مرز دارند، جمهوری اسلامی ایران را غافلگیر کرد. پیمان مکه اکنون موازنهٔ قدرت را علیه نظام ایران تغییر میدهد. ترکیه و پاکستان به کشورهای رویارویی و نه تماشاگر تبدیل شدهاند. این پیمان از عمق راهبردی و توانمندیهای نظامی بیشتری برخوردار است و ۴۰۰میلیون نفر را دربرمیگیرد که چهاربرابر جمعیت ایران است و بر بیش از ۱,۴۰۰ کیلومتر مرز زمینی در مجاورت ایران اشراف دارد.
در سطح بینالمللی نیز ترکیه عضو پیمان غربی «ناتو» است و پاکستان قدرتی هستهیی و از نظر نظامی به چین نزدیک است. این اقدام سعودی ضمن تأثیر آتی بر مدیریت مناقشه و روند مذاکرات، بهتدریج موجب خواهد شد نظام ایران بخش عمدهای از برگهای قدرتی را که در جنگ با آمریکا در اختیار داشت از دست بدهد.
نظام حاکم بر ایران ماه گذشته با گشودن دو جبهه از مرزهای عراق و یمن جنگ را در شمال و جنوب سعودی تشدید کرد. این تحول زمانی اهمیت بیشتری یافت که با فعالیت ولیعهد سعودی برای تنظیم «توافق مکه» و اعلام ائتلاف نظامی سهجانبه با ترکیه و پاکستان همزمان شد که از سال گذشته در حال آمادهسازی بود.
این دومین ائتلافی است که سعودی در فاصلهٔ یک هفته ایجاد و اعلام کرد، پس از آنکه یک ائتلاف نظامی دریایی بینالمللی را نیز به رهبری خودش تشکیل داد.
اهمیت همپیمانی با ترکیه و پاکستان در سه جبهه نمایان میشود: بازدارندگی ایران، بازار نفت، و افکار عمومی عربی و مسلمان.
جبههٔ نخست خود «نظام» ایران است. فعالیت نظامی فزایندهٔ ایران نیات آن کشور برای گسترش دادن دامنهٔ درگیری و چهبسا ایجاد یک واقعیت جغرافیایی جدید در حوزهٔ خلیج فارس را که با زور بر منطقه تحمیل شود آشکار میسازد.
هدف ائتلاف عربستان-ترکیه-پاکستان ایجاد موازنهای است که حکومت ایران را از اندیشیدن به پیشروی در منطقهٔ خلیج فارس و همچنین هدف قرار دادن اردن، سوریه، و یمن بازدارد. گسترش دامنهٔ جنگ هزینهٔ سنگینی برای رهبران ایران خواهد داشت.
راهبرد جمهوری اسلامی در رویارویی با جنگ آمریکا بر گروگان گرفتن نفت استوار بود. بستن تنگهٔ هرمز و حمله به کشورهای تولیدکنندهٔ نفت برگ برندهٔ ایران برای اعمال فشار بر یک قدرت بزرگ بود، قدرتی که رژیم نمیتواند از نظر نظامی بهطور برابر با آن رویارو شود. محور جدید سعودی جمهوری اسلامی ایران را از این برگ برنده محروم میسازد.
مشاهده میکنیم که این ائتلاف سهجانبه از حمایت گستردهٔ بینالمللی برخوردار است، زیرا بیشتر دولتها ترجیح دادهاند در جنگ میان آمریکا، اسرائیل، و رژیم ایران موضعی بیطرفانه اتخاذ کنند. بسیاری از کشورها، حتی کشورهایی که رویارویی با ایران را موجه میدانند، بر این باور بودهاند که جنگ بدون فراهم شدن مقدمات حقوقی و دیپلماتیک کافی آغاز شد.
میتوان حمایت بینالمللی از محور سهجانبهٔ سعودی-ترکیه-پاکستان را از میزان حمایت گستردهٔ جهانی از ائتلاف دریایی چندملیتی که سعودی هفتهٔ گذشته اعلام کرد دریافت. در آن ائتلاف ۴۳ دولت در نشستی در ساختمان وزارت دفاع سعودی در ریاض شرکت کردند. هر دو طرح، یعنی «پیمان مکه» و «دریای سرخ»، ماهیتی دفاعی دارند و علیه تجاوز رژیم ایران جهتگیری شدهاند و هر دو نیز از نظر سیاسی و حقوقی از پیش آماده شدهاند.
جبههای که برای مقابله با رژیم ایران ایجاد شده تنها برای سعودی نیست، بلکه منطقهٔ خلیج فارس و شرق جهان عرب را نیز زیر پوشش قرار میدهد. هدف متوقف کردن ایران است که پس از نابودی «حزبالله» و سرنگونی رژیم اسد در سوریه، متحد ایران، بخش عمدهٔ مراکز نفوذش را از دست داده و در نتیجه تصمیم گرفت منطقه را بیثبات کند و واقعیت ژئوپلیتیکی جدیدی ایجاد کند که به ایران امکان تهدید کشورهای عربی را بدهد.
نشانههای برنامهٔ رژیم ایران از زمان بازگشت جنگ در اواخر فوریه گذشته آشکار شد، زیرا حمههای رژیم ایران بیشتر بر سعودی، دیگر کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس، و اردن متمرکز بود تا دو دشمن خودش در جنگ، یعنی آمریکا و اسرائیل.
جبههٔ دیگری که این ائتلاف از آن دفاع میکند جبههٔ نفت است، نبردی که تمام جهان در انتظار آن است. ایران تنگههای هرمز و بابالمندب را میبندد، تأسیسات تولید و صادرات نفت در کشورهای حاشیهٔ خلیج را هدف قرار میدهد، و میکوشد جهان را در برابر شروط خودش به زانو درآورد.
بلافاصله پس از اعلام ائتلاف سهجانبهٔ جدید، بازارهای نفت واکنش سریعی نشان دادند و بازار بینالمللی نفت با کاهش قیمتها از این وضع استقبال کرد.
جبهه سوم نبرد بر سر افکار عمومی، قلبها، و ذهنهای حدود ۳۰۰میلیون عرب و بیش از یکمیلیارد مسلمان در سراسر جهان است.
به دست آوردن این افکار عمومی شاهد جنگی بود که بهعنوان تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشوری مسلمان و صلحطلب به مردم عرضه میشد. از آنجا که سرنوشت این جنگ در مراحل اولیه رقم نخورد، رژیم ایران تلاش کرد تجاوزش را توجیه و حملههایش به کشورهای همسایه را نیز بهگونهای به تصویر بکشد که گویی این کشورها در اردوگاه آمریکا و اسرائیل قرار دارند.
در برابر این ائتلاف، متقاعد کردن ۱٫۵میلیارد نفر از سوی ماشین تبلیغاتی و رسانههای رژیم ایران با این روایت ساختگی که پاکستان، ترکیه، و سعودی کشورهای ضدعرب و ضدمسلمان هستند دشوار خواهد بود. بدین ترتیب، رهبران ایران که در زیرزمین پنهان شدهاند در جنگ تبلیغاتی نیز بازنده خواهند بود.
طی روزهای آینده تغییر رفتار تهاجمی تهران را شاهد خواهیم بود.