Skip to content
آگوست 8, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • خُبرَویّت در «بی‌دَرکی»
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

خُبرَویّت در «بی‌دَرکی»

(تصویر آرشیوی افزودهٔ اندیشهٔ نو است؛ هیئت‌رئیسهٔ مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی)

عبدالله ناصری

شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

جنگ‌های سه‌گانهٔ ایران و آمریکا، که هم خوی تجاوزِ دونالد ترامپ و نیز توهمِ رهبر مقتول عامل اصلی آنها بود و نیز همین خصلتِ ایران‌سوز رهبر فعلی (اگر زنده باشد) و تمسّک به همان توهمِ پدر و میدان‌داری سپاه در مدیریت کشور، اغلب مردم را نگران کرده است. تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد علی‌الاصول اگر اعلان آشکار و صریحِ مخالفتِ رهبر (بخوانید سپاه پاسداران) با آن نبود، زمینهٔ مناسبات جدید میان دو دولت می‌شد. رئیس‌جمهور فعلی آمریکا با توجه به رفتار و گفتارش خیلی دوست داشت معمارِ مناسبات تازهٔ دو کشور پس از نیم قرن تلقی شود که خیلی برای مردمِ ایران سودمند بود، ولی زیاده‌خواهی سپاه حاکم و توهم رهبر پنجاه‌پنجاهی آن فرصت طلایی را محو کرد.

پیش‌بینی بخشی از تحلیلگران و کارشناسان سیاسی و روابط بین‌الملل این است که سلسله‌ منازعات جمهوری اسلامی و آمریکا دامنه‌دار و فرسایشی خواهد شد تا سقوط حکومت اسلامی و نابودی همهٔ ثروت سرزمین یا پایان ریاست‌جمهوری ترامپ. پیش‌تر نوشته‌ام مجتبی خامنه‌ای زنده باشد یا مرده، تصمیم‌گیری در امور کلان حکومت همیشه متزلزل خواهد بود، آن‌هم در مسئلهٔ بسیار بزرگی مثل جنگ، زیرا طرفداران کم‌تعداد و پُرصدای جنگ و انتقام نهادهای تصمیم‌گیر یا اثرگذار را در اختیار دارند. یکی از آنها مجلسِ خبرگان رهبری است که از نظر ساختاری مشروعیت حقوقی ندارد. جمعی پیر، کسل، بی‌ادراک در کشورداری با مدیریت محدودی از آخوندهای «نافقیه» که اغلب مصداق سخن شاعرِ حکیمِ نابینای شامی- ابوالعلاء معرّی- بوده‌اند: «چه فقیه واعظی که پرده درافتد، جز بدکاره‌ای بیش نیست».

مجلس مذکور اخیراً بیانیه‌ای نشر داده و در آن تفاهم‌نامهٔ اسلام‌آباد را تخطئه کرده و طرفِ امضای ایرانی را خائن می‌داند. در آستانهٔ سالگرد انقلاب «زن، زندگی، آزادی» هستیم، جنبشی که با خروشِ نعرهٔ ژینا، ساناز، حدیث، و گمنامانِ زیادی فصل جدیدی را در نمود و بودِ شکست‌پذیری جمهوری اسلامی رقم زد. همان‌طور که خطی قرمز از خطوطِ چهارگانهٔ رهبر مقتولِ مستبد را وانهادند، ضرورت دارد پایان جنگِ فرسایشی را فریاد زد و فرصتِ «اعدامِ خاموشِ جوانانِ بی‌گناه» را که در زیر غوغاهای جنگ بیشتر می‌شود از سپاهِ پاسدارانِ حاکم گرفت.

در شگفتم از سکوتِ احزابِ فعالِ اهلِ کنش که هنوز به اصلاح حکومت امید دارند، ولی منفعل در برابرِ مجامعِ فراقانونی یا ضدِ روحِ همین قانون اساسی. فریادِ نه به اعدامِ زندانیان بی‌گناهِ سیاسی و هشدارهای دلسوزانهٔ امثال مصطفی تاج‌زاده و ابوالفضل قدیانی قابلیت استمرار و بازگویی دارد. چرا همراهان حکومتِ ایران که مخالف تداوم جنگ و اعدام‌ها هستند از صدور و نشرِ بیانیه‌‌های پُرامضا و نام رویگردان‌اند؟ مخالفان حکومت نیز باید تکلیف مشابه را خطاب به مجامع بین‌المللی و نهادهای مردم‌نهاد انجام دهند.

از تحکیم ملت

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: «ائتلاف» علیه جمهوری اسلامی در سه جبهه
Next: معلمان در میانهٔ جنگ و فشارهای امنیتی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved