صادق کار
جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
کمتر معمول و مقبول است کە در کشوری کە در حال جنگ است و خطرات جنگ کشور و مردم را تهدید میکند، مقامات دولت در وسط جنگ بر سر قدرت چنان بە جان هم بیفتند و همدیگر را تهدید نمایند کە عالم و آدم از آن اطلاع پیدا کنند. این برخوردها بهراستی شرمآور است و نشان می دهد کە سرکردگان جناحها بهجای اینکە در فکر نجات کشور باشند، بە منافع جناحی و شخصی خودشان میاندیشند و آن را بە منافع مردم و کشور ارجح میدانند. وجود اینگونە اختلافها ناچار بە سوءاستفادۀ دشمنان کشور منجر میشود و مذاکرات صلح را هم طولانی میکند.
دوشنبۀ این هفتە، ١٣ مرداد، در این رقابت و جنگ قدرت، یکی از جریانهای حکومتی- کە برای وادار کردن دولت بە کنارەگیری از قدرت در حال تکاپو و توطئەچینی است- ادعایی را مطرح کرد کە جنجالی شد و بازخوردهای زیادی به دنبال داشت.
این شخص جنجال آفرین، کە بە نظر میرسد پشتش بە منبع قدرتی گرم است، کسی غیر از محمدباقر خرازی نبود کە خودش را «دبیرکل حزبالله ایران» مینامد. خلاصۀ حرفهای جنجالی او این بود کە بە نقل از مجتبی خامنەای گفت پزشکیان تا کنون ٢٨ بار از مقامش استعفا دادە، ولی او [مجتبی] نپذیرفتە است، ولی اگر یک بار دیگر استعفا بدهد، مجتبی با آن موافقت خواهد کرد. این حرفها را نیز طوری بیان کرد کە انگار با خامنەای تماس دارد و از محارم نزدیک اوست و مجتبی از عملکرد پزشکیان و دولت رضایت ندارد و بە استعفای او تمایل دارد.
اظهارات دبیرکل حزبالله ایران بلافاصلە بە نقل از دفتر مجتبی خامنەای تکذیب شد. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهوری نیز در مطلبی که در شبکهٔ اجتماعی ایکس منتشر کرد نوشت: «ادعای مرتبط با استعفای رئیسجمهور واهی و کذب محض است.»
دبیرکل حزبالله همچنین با اشارە بە پیشبینیهای قبلیاش کە مدعی شد همۀ آنها درست از کار درآمدە است، افزود که مطمئن است کە پزشکیان دورەاش را بە پایان نخواهد رساند و استعفا خواهد کرد.
قبل از این جنجال نیز البتە فشار اقلیت جنگطلب بە پزشکیان و وزیرانی کە از مذاکرە بهجای جنگ دفاع میکنند برای کنارەگیری تشدید شدە بود، اما نە نیروی طرفداران جنگ در درون حکومت آنقدر بود کە بتواند کار دولت را یکسرە کند و دولت مطلوب آنها را بر جای دولت کنونی بنشاند و نە مردم از جنگطلبان حمایت میکنند.
با این همە، تداوم حملههای جنگطلبان، بەرغم ناکامی در ساقط کردن دولت، همچنان ادامە دارد. آنان امیدوارند با همراە کردن مجتبی خامنەای با خودشان و خرابکاری در طرحهای آتشبس بتوانند کار دولت را یکسرە کنند.
اختلاف بین دارودستەهای مدافع دولت با محافظەکاران تندروتر البتە فقط شامل برخورد با جنگ و صلح نمیشود. در حوزههای اجتماعی و سیاسی نیز اختلافهای آنها مشهود است. اما در ارتباط با مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی اختلافهایشان بە حدی نیست کە نتوانند با هم سازگاری داشتە باشند. بهویژە، سیاستهای هر دو جناح عمدە در برخورد با عدالت اجتماعی و حقوق نیروی کار تقریباً یکدست است. به همین دلیل مردم رغبتی به حمایت از هیچ جناحی نشان نمیدهند، چون میدانند اختلافهای آنها بیشتر مربوط بە سهمشان از قدرت و ثروت است.
در ارتباط با سرکوب و اعدام، گرچە سکاندار همان جریانهای تندرو هستند، ولی بخشی از جریانهای موسوم بە اصلاحطلب و اعتدالیون هم با اعدام و سرکوب بە شرط تعدیلهایی مخالفتی ندارند و اساساً حدی از استبداد و سرکوب را کە بە بقای حکومت مساعدت کند ضروری میدانند. این واقعیتی است کە آنها آن را هم در موضعگیریهای سران شناختەشدۀ این جریانها و هم در سکوتشان در مقابل اعدامهای پُرشمار اخیربهوضوح نشان دادەاند.
دولت پزشکیان غیر از موضعش در برخورد با جنگ و صلح، کە از مذاکرە جانبداری میکند، کارنامۀ سیاهی طی دو سال گذشتە در عرصههای مختلف بهویژە عدالت اجتماعی داشتە است، کە جز فاجعە دستاورد دیگری برای اکثریت بزرگ جامعە در بر نداشتە است.
دولت پزشکیان جز تشدید مداوم رکود، بیکاری، تورم، فقر، و تشدید تهاجم بە حقوق و سفرەهای زحمتکشان و تهیدستان، گرانسازی لگامگسیختۀ خدمات دولتی مانند آب، برق، بنزین، و پیشبرد سیاست شوکدرمانی، واگذاری سرمایەهای عمومی کشور بە اغنیا و ثروتمندان وابستە بە حکومت دستاوردی نداشتە است. به همین دلایل این دولت، کە از ابتدا با فشار خامنەای بە مردم تحمیل شد، امروزە ضمن اینکە فاقد حداقل پشتیبانی مردمی است، از سوی جناح تندروتر رژیم نیز مورد تهدید قرار دارد. حامی اصلیاش علی خامنەای را نیز بالای سرش ندارد کە بتواند از حمایت تعیینکنندۀ او بهرهمند شود. به همین دلیل هم زمینە برای سقوطش وجود دارد و هم مردم حاضر نیستند در جنگ جناحها بر سرکسب یا حفظ قدرت جانب او یا جناح رقیب را بگیرند.
اما مردم از پایان یافتن جنگ، برقراری صلح و آزادی و رفاە و برابری، و نیرویی کە بخواهد چنین هدفهایی را دنبال کند حمایت میکنند. هر دو جناح عمدۀ رژیم در عمل نشان دادەاند کە نە ظرفیت پیشبرد چنین هدفهایی را دارند و نە منافعشان آن را ایجاب میکند. جنگ کنونی جناحها ربطی با مطالبات عمومی و دموکراتیک مردم ندارد. آنها بهدنبال افزایش قدرت و جایگاە اقتصادی و سیاسی خودشاناند. به همین دلیل است کە حتی در هنگام جنگ نیز حاضر نیستند بهخاطر منافع کشور و مردم دست از جنگ و ستیز با هم و با مردم بردارند و بهجای دست برداشتن از جنایتها، اعدام و سرکوب را تشدید کردەاند. اینها علائمیاند کە نشان میدهند حاکمان قصد دارند استبداد و سرکوب و استثمار را در آیندە ادامە دهند. جناح جنگطلب و سرکوبگرتر آیندەاش را در ادامۀ جنگ میبیند. در چنین اوضاع و احوالی، مردم بدون اینکە لازم باشد از یکی از جناحها حمایت کنند باید در دفاع از صلح برای تغییر معادلات بە صحنە ورود کنند.
از وبگاه به پیش