حسین رزاق
چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
آنچه امروز در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده چیزی شبیه به یک بلبشو و آشفتگی ساختاری است؛ آن روز که سیدعلی بود و نظام تیرک اصلی داشت، خیر سرش هر کسی دستش میرسید یک سازی میزد برای خودش. حالا که معلوم نیست جای آن تیرک کی ایستاده و امام مجتبای غایب کجاست، مملکت هم رفته روی اتوپایلوت! این وسط هم هر جریانی برای خودش مدعی و تصمیمگیر.
شاید حتی قوهٔ تصمیمگیری ترامپ هم که در جای درست نادرست عمل میکرد این بار به معنای واقعی کلمه معیوب شده که در این هرجومرجآباد نمیداند با کی باید بجنگد یا با کی مذاکره کند!
یک شب یکی زنگش میزند که «محمدباقرم» و انّا رَجُلِ این مملکت، اما به صبح نرسیده که باقر را در حرم امامرضا با سنگ میزنند. روز دیگر دیگری میزنگد که من «عباسم» و کشتیبانِ سیاست خارجی، اما فردا نشده عباس قهر کرده از این کشتیِ سوراخ و رفته کربلا!
گویا در همین بیصاحبماندگی، که هرکسی ماهی خودش را صید میکند از این تنگهٔ گلآلود، «جنگ برای جنگ» بیشتر افاقه میکند تا «مذاکره برای مذاکره». بالاخره در جنگ حلوای رقیب خیرات میکنند و طناب دار برای مخالفان و پول است که بالا میرود از پاروی فاسدان.
از کانال تلگرام نویسنده