Skip to content
جولای 29, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ملت ما را آزاد بگذارید!
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

ملت ما را آزاد بگذارید!

مجتبی نجفی

سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵

در این شرایط سهمگین سیاسی اعتراض شهروندانی از اصفهان به اعدام بازداشت‌شدگان رخداد دی ماه یک کنش شجاعانه بود. اگرچه برخورد قدرت و آزار معترضان باعث اندوه است، اما همین حساسیت مردمی به اعدام تداوم بارقهٔ امیدی است از زنده بودن وجدان جمعی ایرانیان و روحیهٔ ظلم ستیزی.

من اگر جای اصحاب قدرت بودم، اول با چنین مردمی مهربانی می‌کردم و این روحیهٔ ظلم‌ستیزی و دیگرخواهی را در خدمت توسعهٔ ملی به کار می‌گرفتم. اما افسوس که ما در حسرت یک دولت ملی برآمده از ارادهٔ شهروندان در بستر دموکراتیک مانده‌ایم. والّا کدام دولت ملی در بی‌قراری مرزها دارها را همچنان برقرار می‌کند؟ واقعیت این است مردم ایران از بیرون و درون مرزها سیبل یک جنگ ناعادلانه‌اند. یکی موشک می‌زند و دیگری دار.

من مخالف اعدامم. جان برگشت‌ناپذیر است و البته حرمت دارد. جمهوری اسلامی دهه‌هاست در برابر انذارهای [اعلام‌خطر، هشدار] دلسوزانه و کنشگری مدنی سیاست حذف و اعدام را در پیش گرفته و در جنگ هم این سیاست تشدید شده است.

در جمهوری اسلامی دادرسی عادلانه‌ای وجود ندارد. انباشته از تاریکخانه است و قوهٔ قضا نه خانهٔ عدالت، که کانون بی‌عدالتی و ابزار نهاد قدرت برای حذف «دیگری» است. نظام حاکم هنوز هم متوجه نیست چرا رنگ سبز جنبش سبز هشتاد و هشت به رنگ سرخ جنبش «زن، زندگی، آزادی» تبدیل شد و چرا در دی‌ماه شهروندان خطر کشته شدن را پذیرفتند و چرا قتل‌ها و زندان‌های گذشته در برابر اعتراض‌ها بازدارنده نشده است.

جمهوری اسلامی می‌خواهد پاسخ بحران ساختاری را با حذف و اعدام بدهد، در حالی که نه حذف، که گفت‌وگو و شناسایی شهروند صاحب حق چارهٔ راه است.

یکی به من گفت خسته نمی‌شوید «نه به اعدام» می‌گویید و اعدام‌ها تداوم دارد؟ گفتم نه. هرگز نباید میدان زبان را به خشونت‌پرستان واگذار کرد. این خشونت ساختاری یک جا باید پایان یابد، گفتمان دادخواهی جای انتقام، صلح جای استبداد، و گفت‌وگو جای حذف را بگیرد. تا آن زمان «نه به اعدام» شعار راهبردی و محوری است، و «اعدام نکنید» زبان به‌مثابهٔ توصیف نیست، زبان به‌مثابهٔ کُنش است.

ما طرفداران گفتمان «نه جنگ، نه استبداد» نه بمب می‌خواهیم نه دار، نه خشونت خارجی نه داخلی. این خطی است که امتداد دو حلقهٔ جدایی‌ناپذیری است که با ایدهٔ محوری «صلح» به هم پیوند می‌خورند؛ صلح فقط در آرامش مرزها خلاصه نمی‌شود، در حفاظت از جان‌ها هم تعریف می‌شود.

«ملت ما را آزاد بگذارید» خطاب به هر نهاد قدرت است که بیرون و درون مرزها به عاملیت شهروند ایرانی هجوم آورده و کسی که را که «نه به جنگ» و «نه به اعدام» می‌گوید نفی می‌کند؛ [چنین قدرتی] نه صلح‌طلب، که خشونت‌طلب است، زیرا که استبداد شکلی از خشونت است.

بمب یا دار؟ فرقی ندارد، خون شهروند ایرانی حُرمت دارد.

از من پرسیده‌اند که فیلم اعدام‌شده‌ها را دیده‌ای که چگونه خشونت کرده‌اند. اول اینکه خطاب به نهاد قدرت بگویید حق شهروند ایرانی را برای تغییر به رسمیت بشناسد. همین روزهای اخیر آقایان بهشتی شیرازی، جواد دردکشان، و دانشفر را به‌خاطر بیانیهٔ درخواست رفراندوم قانون اساسی به زندان محکوم کرده‌اند. نظام حاکم رهبر «انسداد تغییر» شده و زمینه‌ساز انباشت خشم. پس خطاب به حکومت بگویید «تغییر» حکومت و حاکم حق شهروند ایرانی است.

دوم، زندان‌ها تاریکخانه‌اند. «شفافیت» حلقهٔ گمشدهٔ حکومت است و شکنجه در هر شکلی، روانی و جسمانی، محکوم است.

سوم، به «دادرسی عادلانه» احترام بگذارید. هر متهمی حق دسترسی به وکیل، دادگاه علنی، و عادلانه دارد. جمهوری اسلامی در ازای هر نیروی کشته‌شده ده نفر را می‌کشد و حتی به قانون «قصاص» خودش- که مبنایی با آن مخالفم- باور ندارد.

ایران هیچ‌گاه روی آرامش نخواهد دید، مگر اینکه حاکم شمشیرِ کشیده‌اش را به‌سمت مردم غلاف کند. تا فرهنگ شهروندمدار در این سرزمین حاکم نشود، از توسعهٔ پایدار خبری نیست. حاکم باید یاد بگیرد به ما شهروندان احترام بگذارد و حق حاکمیت ملی ما بر این سرزمین را به رسمیت بشناسد. تا آن زمان، اگر جنگی هست، «نه به جنگ»؛ اگر اعدامی هست، «نه به اعدام»؛ اگر فسادی هست، «نه به فساد»؛ اگر زندانی هست، «نه به دیوارهای استبداد» برقرار است.

ما هم استقلال ملی می‌خواهیم (تعامل با همهٔ ملت‌ها در چارچوب ایران با حفظ احترام و شخصیت ملی‌مان) هم آزادی در معنای آرنتی (حق کلمه و کنش، تشکیل حوزه‌های عمومی، استقلال از نهاد دولت، و حق همبستگی از پایین). تا آن زمان، همهٔ «نه»ها در قالب کلمات به کارند: نه به جنگ، نه به استبداد، نه به اعدام و انتقام در یک خط و مطالبهٔ مشترک حرکت می‌کنند: ملت ما را آزاد بگذارید.

از صفحهٔ اینستاگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تاراجِ سازمان‌یافتهٔ تراستی‌ها!
Next: تلفیق مطالبات معیشتی با سیاسی حلقۀ پیوند اعتراض‌های پراکندە است
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved