Skip to content
اکتبر 17, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی / اقتصاد سیاسی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • تاراجِ سازمان‌یافتهٔ تراستی‌ها!
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

تاراجِ سازمان‌یافتهٔ تراستی‌ها!

(تصویر آرشیوی افزودهٔ اندیشهٔ است.)

جعفر بخشی بی‌نیاز

سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵

حداقل ۱۵ نفر از تراستی‌ها (افراد مورد اطمینان «نظام» برای انتقال پول نفت) از ایران فرار کرده‌اند و میلیاردها دلار ثروت ملی را با خودشان برده‌اند. این را مجید رضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین گفته. روایتی دردناک نه از زبانِ یک منتقدِ مغرض یا یک روزنامه‌‌نگارِ سیاه‌‌نما، بلکه از زبانِ یکی از استوانه‌های نظامِ اقتصادی کشور که پرده‌ را کنار کشیده تا عمق فاجعه را بیش از پیش عیان کند.

این خبر تنها یک گزارشِ ساده از یک تخلفِ مالی نیست؛ این گزارشِ مرگِ حاکمیتِ قانون و سقوطِ اخلاق در ساختارِ حکمرانی ست. وقتی می‌شنویم ۱۵ نفر که قرار بوده امینِ «نظام» برای دور زدنِ تحریم‌ها و انتقالِ پولِ نفت باشند حالا با جیب‌های پر از دلار در آن سوی مرزها مشغولِ ساختنِ زندگی‌های اشرافی هستند، باید پرسید این امین‌‌ها را چه کسی گزینش کرده بود؟

مردم می‌پرسد چرا نهادهای امنیتی کاری نمی‌کنند. مگر می‌شود بدون چراغ سبز یا غفلتِ عامدانهٔ همین نهادها میلیاردها دلار ثروتِ این ملت را در چمدان گذاشت و از مرزها خارج شد؟ این تراستی‌ها نه دزدانِ عادی بوده‌اند، بلکه مُهرِ تأییدِ سیستم بر پیشانی‌‌شان بوده است. این یعنی فساد نه در حاشیه، بلکه دقیقاً در بطنِ همان سازوکارهایی است که برای «حفظِ نظام» طراحی شده است.

وقتی در توجیه پرداخت نکردن حقوق کارگران یا معلمان ذره‌‌ذرهٔ بودجه را با کمبودِ اعتبار توجیه می‌کنند، چطور می‌توان پذیرفت که میلیاردها دلار از همین ثروت ملی این‌‌گونه به‌راحتی دود شود و به آسمان برود؟ این یعنی سفرهٔ مردم نه به‌دلیل تحریم، بلکه به‌علت تاراجِ سازمان‌‌یافته در حالِ کوچک شدن است. سؤالِ اصلی این نیست که چرا آنها فرار کردند؛ سؤالِ اصلی این است که دستگاه امنیتی که برای کنترلِ یک اعتراضِ سادهٔ مدنی یا یک نوشتهٔ انتقادی هزاران چشم در خیابان‌ها دارد چطور در برابرِ سرقتِ کلان از ثروت ملی به چنین کوریِ مصلحتی دچار شده است؟

آیا این نهادها فقط برای سرکوبِ منتقدان ابهت دارند و در برابر غارتگرانِ خودی خلع‌‌سلاح می‌شوند؟ این تراستی‌ها تنها پولِ نفت را نبرده‌اند، که آنها اعتمادِ آخرین بقایایِ معتقد به این ساختار را هم با خود برده‌اند. آنها به ما یادآور شدند که در این بازیِ نابرابر، تعهد به «نظام» برای عده‌ای پوششی بوده برای ذخیره‌ کردن ثروت در بانک‌های خارجی، و برای مردم چیزی جز فقر، تورم، و بی‌‌عدالتی باقی نگذاشته است.

بی‌گمان سکوت کردن در برابرِ این غارت خیانت است. وقتی امنیتِ اقتصادیِ این ملت فدایِ نفوذِ آقازاده‌ها و تراستی‌هایِ موردِ اطمینان می‌شود، دیگر چه چیزی برای دفاع باقی می‌ماند؟ این خبر سندِ ورشکستگیِ اخلاقی کسانی است که ادعایِ پاسداری از ثروتِ این ملت را دارند. تاریخ نامِ این غارتگرانِ عزیزکرده و ناظرانِ خواب‌‌زده را در کنارِ هم ثبت خواهد کرد و روزی حتماً پاسخشان را خواهد داد.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: سرمایه رفت، کارگر ماند و حتی گران شد؛ زندگی پس از غروب تجارت و گردشگری در جنوب
Next: ملت ما را آزاد بگذارید!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved