تصویر از مؤسسهٔ علوم و امنیت بینالمللی.
جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵
در میانهٔ نبرد آمریکا و ایران بر سر تنگهٔ هرمز، تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ بار دیگر مسئلهٔ برنامهٔ هستهیی ایران را برجسته کرد. این دفعه صحبت بر سر تأسیسات جدیدی در منطقهٔ کوه کُلنگ اصفهان است. ترامپ در اظهاراتش اعلام کرد که به این تأسیسات حمله خواهد کرد، این در حالی است که در دو جنگ ۱۲روزه و رمضان حملهای به این تأسیسات رخ نداده بود. به ادعای آمریکا و اسرائیل، فعالیتهایی در اطراف این تأسیسات وجود دارد که وضع بازسازی احتمالی برنامهٔ هستهیی ایران را برای آنها مبهم میکند.
مشخصات تأسیسات کوه کلنگ
تأسیسات هستهیی جدید ایران در اعماق کوه کلنگ گزلا (در فاصلهٔ چندکیلومتری تأسیسات نطنز) قرار دارد. پس از انفجار در تأسیسات سطح زمین مونتاژ سانتریفیوژ نطنز در سال ۱۳۹۹، در مهر همان سال ایران اعلام کرد که سایت زیرزمینی جدیدی را در منطقهٔ کوه کلنگ برای عملیات مونتاژ تأسیس میکند. طبق تخمینها، عمق این تأسیسات بیش از ۱۰۰ متر و وسعت آن تقریباً ۲٫۵برابر سایت غنیسازی فردو است که آن را عمیقترین و بزرگترین تأسیسات هستهیی شناختهشده در ایران میکند.
ابهام در مورد فعالیتهای کوه کلنگ
آمریکا و اسرائیل ادعا میکنند که نامشخصبودن فعالیتهای زیرزمینی در کوه کلنگ یکی از عوامل نگرانی آنها دربارهٔ این تأسیسات است. طبق گزارشها، ایران هزاران سانتریفیوژ را به تأسیسات هستهیی واقع در کوه کلنگ منتقل کرده و با استقرار آنها در اعماق زمین دسترسی و هدف قرار دادن این تجهیزات در حملههای هوایی را بهمراتب دشوارتر کرده است.
غرب و آژانس بینالمللی انرژی اتمی معتقدند که ایران قصد دارد از این سایت برای فعالیتهایی فراتر از مونتاژ استفاده کند، هرچند جمهوری اسلامی ایران این ادعا را تکذیب کرده است. به گزارش سیانان، ایران بخشی از ذخایر اورانیوم را به داخل این تأسیسات برده است. چند ماه پیش نیز مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تحلیل کرده بود که وسعت بسیار زیاد این تأسیسات در زیر کوه کلنگ میتواند آن را گزینهٔ مناسبی نهفقط برای مونتاژ سانتریفیوژ، بلکه ایجاد سالنهای غنیسازی و حتی تبدیل کردن گاز اورانیوم به فلز (از آخرین مراحل ساخت سلاح هستهیی) کند.
سناریوهای مواجههٔ آمریکا با این تأسیسات
در سناریوی نخست، آمریکا از طریق مذاکره و توافق سیاسی موفق به ایجاد دسترسی نظارتی در این تأسیسات، تعلیق ساختوساز/غنیسازی، یا توقف دائمی فعالیتها در کوه کلنگ شود. هرچند با توجه به زدوخوردهای چند روز گذشته میان ایران و آمریکا احتمال دستیابی به توافق کاهش یافته است.
در سناریوی دوم، آمریکا با اجرای عملیات ویژه وارد تأسیسات میشود و اقدام به نابودی یا سرقت تجهیزات/ذخایر اورانیوم میکند. با وجود این، همچنان مخاطرات و ابهامهای فراوانی در خصوص اجرای این عملیات وجود دارد.
در سناریوی سوم، آمریکا از طریق حملههای نظامی هوایی به ورودیها و تأسیسات سطحی کوه کلنگ خواهد کوشید که تا حد ممکن ورود و خروج و فعالیت هستهیی را مختل و متوقف کند. چنین اقدامی طی جنگ رمضان برای تأسیسات موشکی ایران هم شده بود. با وجود این، این گزینهٔ نظامی نمیتواند راهحل بلندمدت برای آمریکا باشد.
آیا آمریکا توانایی نابود کردن تأسیسات کوه کلنگ را دارد؟
به نظر نمیرسد که تسلیحات متعارف آمریکا توانایی نابود کردن یا زدن آسیب جدّی به این تأسیسات را داشته باشند. امروزه قویترین بمب سنگرشکن آمریکا GBU-57 است که قدرت نفوذش برای تأسیساتی با عمق کوه کلنگ کافی نیست. به همین دلیل، تا کنون از آن برای حمله به این سایت استفاده نشده است.
در نتیجه، بحث استفادهٔ احتمالی از تسلیحات غیرمتعارف، یعنی سلاح هستهیی، برجسته شده است. روی کاغذ برخی سلاحهای هستهیی تاکتیکی سنگرشکن آمریکا توانایی نفوذ و تخریب این تأسیسات عمیق را دارند. بمبهای سقوط آزاد B61-11 و B61-13 با سر انفجاری به ترتیب ۴۰۰ و ۳۶۰ کیلوتُنی اصلیترین گزینههای آمریکا برای حمله کردن به این تأسیساتاند. با وجود این، استفاده از سلاح هستهیی برای آمریکا بیشتر از ملاحظات فنی، ملاحظات سیاسی و بینالمللی دارد.
آنچه تأسیسات کوه کلنگ را به مسئلهای راهبردی بدل میکند نهتنها عمق و وسعت آن، بلکه اطلاعات اندک آمریکا و آژانس انرژی اتمی دربارهٔ فعالیتهای درون آن است. گزینههای آمریکا نیز محدودیت دارند؛ مذاکره با موانع سیاسی مواجه است، عملیات ویژه ریسک نظامی زیادی دارد، و حملههای هوایی متعارف احتمالاً توان نابود کردن کامل این تأسیسات را ندارد. استفاده از تسلیحات هستهیی تاکتیکی نیز هزینههای سیاسی و راهبردی سنگینی خواهد داشت. بنابراین، کوه کلنگ احتمالاً در ماههای آینده به یکی از مهمترین نقاط چانهزنی و تنش در پروندهٔ هستهیی ایران تبدیل خواهد شد.
از کانال تلگرام اندیشکده تهران