(عکس آرشیوی یکشنبههای اعتراضی افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵
۲۵ تیر روز بنیانگذاری یکشنبههای اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی است. شش سال تلاش به جنبشی فرا رویید که قوی و تأثیرگذار در مبارزات جنبش اجتماعی است. امروز نمیتوان از جنبش عمومی آزادیخواهی حرف زد، اما در مورد جنبش بازنشستگان چیزی نگفت.
از سال ۱۳۹۷ و با بازنشسته شدن اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، در جلسات سندیکا از فعالیت در خصوص خواستهای بازنشستگان گفتوگوهایی آغاز شد. دوستان بازنشستهٔ فلزکارمکانیک مصمم به فعالیت پیگیرانه در این عرصه شدند.
دوستان بازنشستهٔ فلزکارمکانیک برای آنکه این جنبش را پایهریزی کنند اقدام به برگزاری جلساتی در جنب سندیکا با دیگر بازنشستگان نمودند. حتی به کانون بازنشستگان تهران رفتند تا از امکانات و ظرفیت فعالیت اطلاع کافی پیدا بکنند، که با رویکرد مافیایی آنجا روبهرو شدند. تلاش کردند یک کانون مستقل به وجود بیاورند، که از سوی وزارت کار اعلام شد: «در یک استان دو کانون نمیتواند فعالیت داشته باشد. بروید در کانون موجود فعالیت کنید.»
لذا تصمیم بر آن شد با دیگر فعالان سندیکایی که بازنشسته شده بودند تماس گرفته شود و گروه مستقلی را در مقابل مافیای کانون تهران و خانهٔ کارگر راهاندازی شود. در همین راستا، با بازنشستگان سندیکای کارگران بافنده سوزنی و چاپ تماس گرفته شد و جلسات مشترکی برگزار گردید.
تا قبل از ۲۵ تیر ۱۳۹۹ بازنشستگان یک جنبش مستقل به شمار نمیرفتند و فعالیت پراکندهٔ آنان به چشم نمیآمد. در آخرین جلسهٔ سندیکا قبل از ۲۵ تیر ۱۳۹۹ مقرر شد فراخوانی برای ۲۵ تیر از سوی سندیکا داده شود تا در سالروز تأمین اجتماعی، که هر سال بهصورت نمایشی برگزار میشود، این روز به اعتراض علیه سیاستهای غلط دولت و تأمین اجتماعی تبدیل گردد.
در ۲۵ تیر ۱۳۹۹ جمع کثیری از بازنشستگان به مقابل وزارت کار آمدند که با دعوت مسئولان وزارت کار، که از این جمعیت خشمگین شگفتزده شده بودند، جهت پاسخگویی به سالن اجتماعات وزارت کار راهنمایی شدند. نشستی با بیش از ۱۰۰ نفر بازنشسته برگزار شد. یکی از معاونان وزیرکار، خانمی که مسئول تعیین فرمول افزایش حقوق بود، و علی اصغر بیات، ریاست کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی، در سالن حضور یافتند. خانم معاون که در مقابل اعتراضهای بازنشستگان هیچ ادلّهٔ محکمی برای افزایش حقوق حقیرانه نداشت سکوت و سپس سالن را ترک کرد. و علی اصغر بیات، که استاد قصهگویی است، جز به هم بافتن اینکه «ما کاری از دستمان برنمیآید» حرفی برای گفتن نداشت، که با اعتراضهای پیدرپی «استعفا، استعفا» روبهرو شد. علی اصغر بیات که قافیه را باخته بود به تمسخر گفت: «شما که از کارگران هفتتپه پیگیرتر نیستید. اگر آنان موفق شدند، شما هم موفق خواهید شد.» هنوز لبخند تمسخر از چهرهٔ کثیف بیات دور نشده بود که آقای گیلانینژاد با فریاد «تو غلط میکنی در مورد کارگران هفتتپه حرف میزنی» بهسمت او رفت و جلسه به تنش کشیده شد.
برای این فراخوان، گیلانینژاد، مسئول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، به مدت ۳ ماه مرتب به پلیس امنیت کرج احضار میشد.
بعد از آن یکشنبه در جلسهٔ سندیکای فلزکارمکانیک مقرر شد یکشنبهها روز اعتراض بازنشستگان قرار گیرد، که تا امروز ادامه دارد.
در روزهایی که تجمع در مقابل مجلس برگزار میشد یکی از اعضای بازنشستهٔ هیئتمدیرهٔ سندیکای کارگران بافنده سوزنی بهدلیل تجربه و پختگی به نمایندگی از بازنشستگان قبل از آغاز تجمع به نیروی انتظامی مستقر در میدان خودش را معرفی و به افسر میدان اعلام کرد: «ما بازنشسته هستیم و به مدت دو ساعت در اینجا تجمع صنفی داریم و خواستار دیدار با نمایندگان مجلس هستیم» تا از تنش و برخورد و دستگیری ممانعت به عمل آید.
تجربه، پختگی، برنامهریزی، سازماندهی شعارها باعث فرارویی این جنبش گردید، که متأسفانه ضربات زیادی را متحمل شد. بارها از سوی تأمین اجتماعی و پلیس سیاسی از بازنشستگان خواسته شد که روز اعتراض را به روز دیگری منتقل کنند، که این خواست رد شد.
بسیاری در ابتدای کار این تجمعها را بیارزش و فاقد مبارزهٔ مؤثر میدانستند و برایش اهمیتی قائل نبودند و به سندیکا توصیه میکردند تمام همّ خودش را به مسائل کارگری معطوف دارد.
اما از همان روزهای نخستین، یکی از بحثهای هفتگی سندیکا در مورد چگونگی تأثیرگذاری این جنبش بود. از جمله مزیتش با جنبش کارگری در این است که در جنبش کارگری ما با اخراج و قطع حقوق روبهرو هستیم، که در این جنبش چنین موضوعی کارکرد ندارد و این نقطهضعف در جنبش بازنشستگان تأثیری ندارد، بهویژه اینکه از وقت کافی برای فعالیت برخوردارند، هرچند پراکندهاند. از سوی دیگر، این بازنشستگان بهدلیل پختگی که در عرصهٔ کارگری به دست آوردهاند میتوانند جنبش را به سطح بالاتری رهنمون باشند.
جنبش یکشنبههای اعتراض که از تهران آغاز شده بود با انتشار «ماهنامهٔ امید» توانست پیام بازنشستگان را به جایجای ایران ببرد و با شهرهای دیگر ارتباط برقرار و مسئولان سندیکا را ترغیب کند با بازنشستگان شهرشان تماس بگیرند و یکشنبههای اعتراض را پایه بگذارند. در روزهای اوج کرونا، یکشنبههای اعتراضی تعطیل نشد و حتی به ۱۵ شهر گسترش یافت.
در طی این سالها یکشنبههای اعتراضی به دستاوردهای زیر دست یافته است:
۱- همبستگی و اعتراض یکپارچه به حقوقهای فقیرانه، فساد در تأمین اجتماعی، و درخواست درمان رایگان.
۲- تحمیل همسانسازی به دولت و تأمین اجتماعی که قرار بود فقط برای بازنشستگان لشکری و کشوری انجام شود.
۳- نبرد حماسی در دورهٔ ریاستجمهوری آقای رئیسی که برای بازنشستگان بالای حداقلبگیر ۲۰درصد افزایش حقوق مصوب کرد، تا زمان تسلیم دولت و تأمین اجتماعی به خواست بازنشستگان و برقراری ۳۸درصد افزایش حقوق از ماندگارترین نبردهاست.
۴- افشا شدن کانونهای بیخاصیت بازنشستگی و خیانتهای آنان به بازنشستگان، و فساد مالی و اخلاقی، بهویژه پنهانکاری در مورد مسائل مالی.
هرچند در این راه، از زمانِ دادن فراخوان در سال ۹۹، مازیار گیلانینژاد، مسئول سندیکای کارگران فلزکارمکانیک، بیش از ۴۰ بار احضار شده است، رفیقی از بازنشستگان صنعت چاپ چند ماهی را در اوین گذارند، اسماعیل گرامی به زندان برده شد، آقایان مرادی و اسالو و موحدیمنش با همدستی کانون بازنشستگان تهران به دست پلیس امنیت و کلانتری داده شدند، فعالان گروه مجازی حداقلبگیر و بازماندگان دستهجمعی تهدید و احضار و مجبور به دادن تعهد شدند، در شوش، اهواز، رشت، کرمانشاه فعالان یکشنبههای اعتراضی برایشان پروندهسازی شد و به زندان برده شدند، که در آخرین مورد آن، کوشندهٔ گیلانی آقای امیر وقاری به زندان برده شد و امروز با ۲۸ مورد اتهامی روبهروست و صدها بازنشستهٔ گمنام دیگری که کوشیدند و میکوشند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
اما، این قافله را سر باز ایستادن نیست و یکشنبههای اعتراضی ماندنی است.
امروز بازنشستگان دریافتهاند که کانونهای بازنشستگی و خانهٔ کارگر جز خانهخرابی بازنشستگان وظیفهٔ دیگری ندارند، پس باید رزمید و حق را گرفت، حتی در شرایط جنگی.
با درود به همّت همهٔ کوشندگانی که برای گسترش این جنبش میکوشند و تفرقه را با چشمانی باز پس میزنند.
بیتردید جنبش بازنشستگان به بازویی توانا در جنبش عمومی اعتراض بدل گشته و در راه بهبودی شرایط زندگی، از جمله حقوقهای انسانی، درمان رایگان، مبارزه با فساد، و در یک کلام مبارزه با سیاستهای غیرانسانی سرمایهداری نولیبرال و بازنشستگی با آرامش میرزمد و از این راه سرباز نخواهد زد.
بارها گفتهایم و باز میگوییم، همانگونه که با ارتجاع داخلی میرزمیم، با دشمن جهانخوار نیز در رزمیم. منافع ملی ما حکم میکند سیاستهای نولیبرال کنار گذاشته شود و ثروت عمومی در جهت منافع مردم به کار گرفته شود، نه اینکه بازیچهٔ مافیا قرار گیرد.
آزادی بدون عدالت و عدالت بدون آزادی معنی ندارد.
اعدام و زندانی کردن مطالبهگران محکوم است.
صلح نانِ زحمتکشان است!
نبرد امروز ما میتواند روزگار نوین و خوشی را برای فرزندانمان رقم زند.
چو مهر میهنت افروز گردد
شب یلدای میهن روز گردد
رسد دوران اهریمن به پایان
سپیدی چیره و پیروز گردد
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۴ تیر ۱۴۰۵
از کانال تلگرام سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران