Skip to content
آگوست 19, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جهان بی‌نظم؛ مانیفست تازهٔ قدرت‌های میانی
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

جهان بی‌نظم؛ مانیفست تازهٔ قدرت‌های میانی

مارک کارنی (سمت چپ)، نخست‌وزیر کانادا، و الکساندر استاب، رئیس‌جمهور فنلاند. تصویرساز: Dan Williams/اکونومیست.

سهند ایرانمهر

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵

یادداشت مشترک مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، و الکساندر استاب، رئیس‌جمهور فنلاند، که در تازه‌ترین شمارهٔ اکونومیست [اینجا] منتشر شده، مطلبی در خور تأمل برای فهم تحولات جدید جهان و شناخت ادراکی رهبران آن است. این دو سیاستمدار بیش از آنکه بخواهند دربارهٔ سیاست خارجی کشورهای خودشان سخن بگویند، تصویری از جهانی ترسیم می‌کنند که دیگر شباهت چندانی به جهان پس از جنگ جهانی دوم ندارد؛ جهانی که ستون‌هایش هنوز پابرجاست، اما دیگر وزن گذشته را تحمل نمی‌کند.

نظمی که از سال ۱۹۴۵ شکل گرفت بر این فرض استوار بود که اگر قواعد مشترک، نهادهای بین‌المللی، و تجارت آزاد تقویت شود، رقابت قدرت‌ها نیز قابل مهار خواهد بود. سازمان ملل متحد، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول، و بعدها سازمان تجارت جهانی، محصول همین تصور بودند. اما نویسندگان آن یادداشت معتقدند آن دوران به پایان رسیده است. نه اینکه این نهادها از میان رفته باشند، بلکه دیگر توان تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران‌ها ندارند. رقابت آمریکا و چین، جنگ اوکراین، منازعه‌های خاورمیانه، تحریم‌های اقتصادی، و تبدیل شدن فناوری به میدان اصلی رقابت، همه نشان می‌دهد که سیاست بین‌الملل وارد مرحله‌ای شده است که قواعد دیروز برای توضیح دادن آن کافی نیست.

نکتهٔ جالب اینجاست که نویسندگان نه به آرمان‌گرایی قدیمی دل بسته‌اند و نه به واقع‌گرایی کلاسیکی که همه‌چیز را به موازنهٔ قدرت فرو می‌کاهد. آنها از مفهومی سخن می‌گویند که «واقع‌گرایی مبتنی بر ارزش‌ها» می‌نامند؛ یعنی کشوری می‌تواند از دموکراسی، حاکمیت قانون، یا حقوق بین‌الملل دفاع کند، اما نه صرفاً به‌عنوان آرمان اخلاقی، بلکه چون این ارزش‌ها بخشی از امنیت و منافع بلندمدت خود او نیز هستند. به بیان دیگر، ارزش و منفعت دیگر در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند، بلکه در بسیاری از موارد به هم گره خورده‌اند.

اما شاید مهم‌ترین بخش مقاله توصیفی باشد که از شکل جدید همکاری‌های بین‌المللی ارائه می‌دهد. نویسندگان معتقدند دوران ائتلاف‌های فراگیر و دائمی رو به پایان است. جهان امروز بیشتر شبیه به شبکه‌ای از همکاری‌های موقت است؛ ممکن است کشوری در حوزهٔ هوش مصنوعی شریک شما باشد، در زنجیره تأمین رقیبتان، و در یک بحران امنیتی اصلاً موضعی متفاوت اتخاذ کند. بنابراین، دیگر نمی‌توان با منطق بلوک‌های ثابت قرن بیستم جهان را فهمید.

این همان چیزی است که آنها از آن با عنوان «چندجانبه‌گرایی محدود» یاد می‌کنند؛ همکاری‌هایی که نه جهانی‌اند و نه دائمی، بلکه برای حل یک مسئلهٔ مشخص میان گروهی از کشورها شکل می‌گیرند. امروز ممکن است ائتلافی برای امنیت سایبری تشکیل شود، فردا برای نیمه‌هادی‌ها، و پس‌فردا برای مواد معدنی راهبردی. اعضای این ائتلاف‌ها نیز لزوماً یکسان نخواهند بود.

در لایه‌ای عمیق‌تر، مقاله از جابه‌جایی مفهوم قدرت سخن می‌گوید. زمانی قدرت را با تعداد تانک‌ها، ناوها، و موشک‌ها می‌سنجیدند. امروز هوش مصنوعی، داده، تراشه، انرژی، زیرساخت دیجیتال، و حتی زنجیرهٔ تأمین می‌تواند همان اندازه تعیین‌کننده باشد. به همین دلیل، مرز میان امنیت ملی و اقتصاد روزبه‌روز کمرنگ‌تر شده است. کارخانهٔ تولید تراشه یا شبکهٔ فیبر نوری گاه به اندازه یک پایگاه نظامی اهمیت پیدا می‌کند.

این تحلیل بیش از همه برای قدرت‌های میانی اهمیت دارد، کشورهایی که نه توان تحمیل اراده‌شان را دارند و نه می‌توانند خود را از رقابت قدرت‌های بزرگ کنار بکشند. پیام کارنی و استاب این است که این کشورها باید به‌جای تکیه بر اتحادی ثابت، توانایی حضور در شبکه‌ای از مشارکت‌های متنوع و انعطاف‌پذیر را به دست آورند که با تغییر موضوع، ترکیب آن نیز تغییر می‌کند.

اگر بخواهیم همهٔ این بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت جهان در حال عبور از «نظم» به‌سوی «مدیریت بی‌نظمی» است. در قرن بیستم، سیاست بین‌الملل بر این فرض بنا شده بود که می‌توان نظم جهانی نسبتاً پایداری ساخت. اما اکنون مسئلهٔ اصلی ادارهٔ جهانی است که دیگر نظم واحدی ندارد. تفاوت این دو صرفاً در تغییر واژگانی نیست، بلکه تغییری است در فلسفهٔ روابط بین‌الملل.

شاید به همین دلیل است که این یادداشت را نباید صرفاً مقاله‌ای دربارهٔ سیاست خارجی کانادا یا فنلاند دانست. این متن تلاشی برای نام‌گذاری جهانی است که آرام‌آرام در برابر چشمان ما شکل گرفته است؛ جهانی که در آن ائتلاف‌های دائمی جایشان را به مشارکت‌های سیّال داده‌اند، فناوری به اندازهٔ ژئوپلیتیک اهمیت یافته، و قدرت بیش از هر زمان دیگری در توان سازگار شدن با بی‌ثباتی تعریف می‌شود. این همان تغییری است که احتمالاً تاریخ‌نگاران آینده از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های نظام بین‌الملل پس از سال ۱۹۴۵ یاد خواهند کرد.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: خاموشی در سایهٔ اُفت تولید گاز؛ ایران واردکنندهٔ خالص برق شد
Next: مصاحبه با دکتر مصطفی برغوثی، از رهبران شناخته شدهٔ جنبش مردم فلسطین، در «کنفرانس جهانی ضد جنگ» در لندن
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved