Skip to content
جولای 11, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • دیوارِ طبقاتیِ آموزش
  • اجتماعی
  • جوانان و دانشجویان
  • دیدگاه‌ها

دیوارِ طبقاتیِ آموزش

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

آنها که از ابتدا در مسابقهٔ ازپیش‌باخته‌اند

یک کودکِ هفت‌ساله نمی‌داند که سرنوشتِ تحصیلی‌اش پیش از تولدش تعیین شده. نمی‌داند که کیفِ پدر و مادرش کیفیتِ آموزشیِ دوازده سالِ آینده‌اش را مشخص می‌کند. نمی‌داند که در مسابقه‌ای شرکت کرده که بعضی‌ها از خطِ شروعِ متفاوتی حرکت می‌کنند و بعضی‌ها اصلاً خبر ندارند که خطِ شروعِ دیگری هم وجود دارد.

یک طرفِ شهر خانواده‌ای هست که می‌تواند برای فرزندش مدرسهٔ بهتر، کلاسِ کنکور، معلمِ خصوصی، و کتاب‌هایِ کمک‌آموزشی بخرد. آن طرفِ شهر خانواده‌ای هست که حتی هزینهٔ همان «کمک به مدرسه» را هم به‌سختی فراهم می‌کند. نتیجه، دو تجربهٔ کاملاً متفاوت از آموزش است. یکی در مدرسهٔ غیرانتفاعی با کلاسِ ۱۵نفره، معلمِ درجه‌ یک، کتابِ نو، و آزمایشگاهِ پُر از وسایل؛ دیگری با کلاسِ ۴۰نفره، معلمی که خودش هم بی‌حال است، کتاب‌هایِ کهنه، و حیاطی که نه بازی دارد و نه زندگی.

نتیجه؟ یکی می‌رود و با معدلِ ۱۷٫۵۹ برمی‌گردد. دیگری با ۸٫۹۶. بعد هر دو را می‌نشانند پایِ یک صندلیِ کنکور و با جدیّت تمام می‌گویند: «بدو. شرایط برای همه یکی است.»

اما رقابت خیلی وقت پیش تمام شده بود.

عددهایی که از ته دل فریاد می‌زنند

برای دیدنِ واقعیتِ تلخِ آموزشِ طبقاتی کافی است به دهک‌های درآمدیِ دانش‌آموزان نگاه کنیم. اعداد، بی‌رحم و شفاف، این حقیقت را فریاد می‌زنند:

نزدیک به ۴۰درصد از دانشجویانِ کشور از دو دهکِ ثروتمند (۹ و ۱۰) هستند، اما سهمِ دو دهکِ فقیر (۱ و ۲) از جمعیتِ دانشجویی فقط حدود ۷درصد است. شکاف در رتبه‌های برترِ کنکور عمیق‌تر هم می‌شود: ۵۴درصدِ رتبه‌های زیر ۳۰۰۰ متعلق به دو دهکِ بالاست و سهمِ دو دهکِ پایین فقط ۳٫۴درصد. یعنی پیش از آنکه داوطلب سرِ جلسهٔ کنکور بنشیند، جایگاهِ اقتصادیِ خانواده‌اش تا حد زیادی شانسِ موفقیتِ او را تعیین کرده است.

این دیگر رقابت نیست. این یعنی قبل از شروعِ بازی برنده را معلوم کرده‌اند.

افسانه‌ای به اسمِ استعداد

سال‌هاست به بچه‌ها می‌گویند: «به نتیجه نرسیدی؟ پس استعداد نداشتی. کم‌تلاش کردی. تقصیرِ خودت است.»

اما همهٔ ما می‌دانیم که این حرف درست نیست. بچه‌ای که در فقر بزرگ می‌شود، با استرس و ناامنی، مغزش جوری رشد نمی‌کند که بچه‌ای که در آرامش و امنیت بزرگ شده. این را علم می‌گوید، نه ما.

استعداد، بدونِ شرایطِ مناسب، مجال شکوفایی پیدا نمی‌کند. نمرهٔ نهایی فقط حاصلِ استعداد و تلاش نیست، بلکه تا حد زیادی بازتابِ امکانات آموزشی‌ای است که خانواده می‌تواند برای فرزندش فراهم کند.

و اگر هم کودکی در سختی بزرگ شده و استعدادِ کمتری داشته باشد وظیفهٔ جامعه این است که بیشتر به او کمک کند، نه اینکه او را ببرد سرِ خطِ شروع و بگوید: «بدو.»

آموزش جایزهٔ باهوش‌ها نیست. آموزش حقِ همهٔ آدم‌هاست.

مدرسه‌های سمپاد: از استعداد تا سرمایه

شاید تصور شود مدرسه‌های سمپاد (سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان) و نمونهٔ دولتی که بیشترین سهم را در قبولی کنکور دارند پناهگاهی برای استعدادهای خالص از هر طبقه‌ای هستند. اما قبولی در این مدرسه‌ها هم پیش‌نیازهایی دارد که در دسترس همه نیست: کلاس‌های آمادگی، معلم خصوصی، کتاب‌های تخصصی، و منابع تست، هزینه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها توان پرداخت آن را ندارند. به‌علاوه، این مدرسه‌ها، علی‌رغم دولتی بودن، شهریه‌های گزافی می‌گیرند: تا ۳۰میلیون تومان در سال برای سمپاد و تا ۲۰میلیون برای نمونه. یعنی حتی پیش از آزمون، کودکی که از مهدکودک در معرض این سرمایه‌گذاری بوده، شانس بیشتری برای قبولی دارد تا کودکی که چنین امکانی نداشته. سمپاد و نمونه هم، بی‌آنکه خودشان بخواهند، به بخشی از همان دیوار طبقاتی تبدیل شده‌اند.

از یک روزِ بحران تا سه سالِ اضطراب

تا چند سال پیش کنکور فقط یک روزِ سخت بود. یک روزِ وحشت، یک روزِ تصمیم. اما با تأثیرِ قطعیِ معدل، این یک روز شد سه سال. بچهٔ طبقهٔ کارگر دیگر فقط یک روز را تحمل نمی‌کند. او باید سه سال، هر روز، در مدرسه‌ای با امکاناتِ کمتر درس بخواند و با کسانی رقابت کند که خانواده‌هایشان توانسته‌اند امکاناتِ آموزشیِ بیشتری برایشان فراهم کنند. نمره‌ای که او می‌گیرد هیچ‌وقت به نمره‌های دانش‌آموزانی که از بهترینِ امکانات بهره‌مند بوده‌اند نمی‌رسد. یعنی هر روز، موقعِ تصحیحِ برگه‌های امتحان، شکستِ خودش را می‌بیند.

سیاست‌گذار با این کار اضطراب را از یک روز به تمامِ دورانِ نوجوانی کش داده است.

این دعوا دعوایِ ما نیست

این روزها همه دارند بر سرِ «تأثیرِ مثبت» و «تأثیرِ قطعی» دعوا می‌کنند. اما این دعوا مالِ ما نیست. این دعوا یک نبردِ درون‌طبقاتی است بینِ کسانی که امسال پول داده‌اند برای مدرسه‌های غیردولتی و کسانی که پارسال ترازهایِ خوب را ذخیره کرده‌اند. هر دو دارند بر سرِ این می‌جنگند که سرمایهٔ آموزشی‌شان چه نتیجه‌ای بدهد.

در این میان، دانش‌آموزی که در دهکِ اول یا دوم به دنیا آمده فقط تماشاگر است. چون در هر دو فرمول بازندهٔ نهایی اوست.

وقتی مسئله را می‌بریم سرِ فرمولِ معدل، اصلِ ماجرا را گم می‌کنیم.

اصلِ ماجرا خودِ دیوار است

مسئله تأثیرِ مثبت یا تأثیرِ قطعی [معدل] نیست. مسئله خودِ دیوارِ طبقاتیِ آموزش است. دیواری که یک طرفش را با شهریهٔ گزاف، معلمِ خوب، و امکاناتِ عالی ساخته‌اند، و طرفِ دیگرش را با کمبودِ معلم، کلاسِ شلوغ، و حیاطِ بی‌جان.

تا وقتی که کیفیتِ آموزش بستگی به پولِ پدر و مادر دارد، هر فرمولی که بنویسی طبقاتی است. تا وقتی که یک کودکِ دهکِ اول و یک کودکِ دهکِ دهم دو جهانِ متفاوت را تجربه می‌کنند، عدالت یعنی هیچ‌چیز.

عدالتِ آموزشی یعنی دیواری نباشد. یعنی هر بچه‌ای، هر جایی که به دنیا آمده، بتواند استعدادِ خودش را شکوفا کند.

ما به نظام آموزشی‌ای نیاز نداریم که کیفیتِ آموزش را به توانِ مالیِ خانواده‌ها گره بزند. ما به مدرسه‌ای نیاز داریم که کیفیتش به دهکِ درآمدیِ بچه‌ها بستگی نداشته باشد؛ به دانشگاهی نیاز داریم که صندلی‌هایش را نه به پولِ پدر و مادر، که به حقِ هر آدمی برای یادگرفتن بدهد.

تا وقتی کیفیتِ آموزش را بتوان خرید، هیچ فرمولی عدالت نمی‌آورد. عدالت از جایی شروع می‌شود که کیفیتِ آموزش دیگر کالایی برای خریدن نباشد.

از کانال تلگرام سرخط

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: بیانیه‌ای در غیاب مردم
Next: جنازه‌گردانی در ایران و عراق، ساواک‌بازی در آلمان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved