Skip to content
جولای 11, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بیانیه‌ای در غیاب مردم
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

بیانیه‌ای در غیاب مردم

محمد مالجو

محمد مالجو

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

بیانیۀ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ در عین‌ حال که بر بسیج عاطفی و ایدئولوژیک پیرامون مفاهیمی چون شهادت و انتقام تکیه می‌کند، حامل یک پیام روشن نیز هست: تحقق دموکراسی در ایران نه‌فقط از همیشه دسترس‌ناپذیرتر شده، بلکه بیش از هر زمان دیگری نیز به ضرورتی حیاتی بدل شده است. هنگامی که افق سیاسی ملت به ادامۀ راه و تحقق انتقام تقلیل می‌یابد، امکان مداخلۀ آگاهانه و انتخاب‌گرانۀ شهروندان در تعیین مسیر جمعی نیز عملاً به حاشیه رانده می‌شود.

این بیانیه در واقع طرحی برای تداوم وضع موجود ارائه می‌دهد: استمرار تقابل، تعمیق بسیج ایدئولوژیک، و تمرکز هرچه بیش‌تر تصمیم‌گیری در ساختارهای بسته و غیرپاسخ‌گو. این جهت‌گیری فقط یک موضع سیاسی نیست، بلکه بر کیفیت زندگی روزمره و افق آیندۀ آحاد جامعه نیز مستقیماً بیشترین تأثیرها را می‌گذارد. دموکراسی را از این منظر نمی‌توان به سطح مطالبه‌ای انتزاعی فروکاست، بلکه باید شرطی اساسی برای جلوگیری از فرسایش فزایندۀ زیست جمعی تلقی‌اش کرد.

دموکراسی در این معنا یعنی حق شهروندان برای مشارکت واقعی در تصمیم‌گیری دربارۀ مسیرهایی که سرنوشتشان را رقم می‌زند. تحقق چنین حقی، پیش از هر چیز، مستلزم شکستن انحصار قدرت سیاسی است. اما این انحصار بدون اتکا به یک بنیان مادّی پایدار نمی‌ماند. تمرکز قدرت سیاسی، در سطحی عمیق‌تر، بر تمرکز ثروت استوار است، مشخصاً ثروتی که در قالب انفال در اختیار نهادهای غیرانتخابی قرار گرفته است.

مسئله صرفاً نبود نظارت یا فقدان پاسخ‌گویی نیست. مسئله این است که این منابع عظیم اساساً خارج از هر گونه نظارت دولتی یا مردمی در اختیار کانونی متمرکز از قدرت قرار دارد. همین تمرکز بی‌واسطۀ ثروت است که امکان بازتولید مداوم انحصار قدرت سیاسی را فراهم می‌کند، قدرتی که نه از پایین تغذیه می‌شود و نه به پایین پاسخ می‌دهد. در چنین وضعی، تصمیم‌گیری دربارۀ منابع و نتیجتاً دربارۀ مسیر کلی جامعه از دسترس ارادۀ جمعی خارج می‌شود و در سطحی محدود و غیرانتخابی به تثبیت می‌رسد.

تمرکز ثروت و تمرکز قدرت دو روی یک سکه‌اند. تا زمانی که این منابع کلان در یک نقطه متمرکز باقی بمانند، هرگونه تلاش برای توزیع قدرت سیاسی یا گسترش مشارکت دموکراتیک با مانعی ساختاری مواجه خواهد بود. از این‌ رو، دموکراسی نه‌فقط به معنای اصلاح سازوکارهای سیاسی، بلکه به معنای بازپس‌گیری امکان تصمیم‌گیری دربارۀ منابع و بازگشایی‌شان به روی ارادۀ همگانی است. بدون چنین گسستی، حق تعیین سرنوشت نه در اختیار مردم، بلکه کماکان در قبضۀ همان کانون متمرکز قدرت باقی می‌ماند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: وقتی شعله‌های جنگ بالا می‌گیرد صدای مطالبه‌گری کارگران شنیده نمی‌شود
Next: دیوارِ طبقاتیِ آموزش
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved