Skip to content
جولای 11, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنازه‌گردانی در ایران و عراق، ساواک‌بازی در آلمان
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

جنازه‌گردانی در ایران و عراق، ساواک‌بازی در آلمان

دیدگاه

بایز افروزی

شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

جنازه‌گردانی رژیم به پایان رسید و دیکتاتور در مشهد به خاک سپرده شد. از ابتدای شروع این جنازه‌گردانی رسانه‌های تبلیغاتی رژیم ولایت فقیه تمام توان خود را به کار برده‌اند که آن را جلوه‌ای از پایگاه اجتماعی و مشروعیت مردمی رژیم به مخاطبان حقنه کنند. شماری از افراد و نیروهای اپوزیسیون نیز سرگرم چانه‌زنی بر سر شمار شرکت‌کنندگان در این مراسم بوده‌اند و هنوز هستند!

رسانه‌های تبلیغاتی وابسته به اپوزیسیون راست‌گرای رژیم نیز، در کنار بی‌بی‌سی فارسی، موضوع مبتذل «توزیع آب و غذای مجانی» در بین شرکت‌کنندگان در مراسم را مطرح کرده و به‌عنوان یکی از دلایل شرکت وسیع مردم به خورد مخاطبان خود داده‌اند! موضوعی که متأسفانه از سوی برخی افراد و نیروهای ظاهراً مترقی نیز تکرار شده و احتمالاً (مانند موضوع ساندیس مجانی) تکرار خواهد شد.

من با این ابتذال سیاسی-رسانه‌یی سلطنت‌طلب‌ها و امثال بی‌بی‌سی فارسی کاری ندارم و آنها را حتی درخور نقد هم نمی‌بینم.

اما از آنجا که اینجا و آنجا برخی از افراد و نیروهای غیر سلطنت‌طلب و نسبتاً جدّی اپوزیسیون نیز از مراسم جنازه‌گردانی و مشاهدهٔ شرکت چندمیلیونی مردم ایران در تشییع جنازهٔ دیکتاتور دچار نوعی سردرگمی شده‌اند، لازم است به این موضوع پرداخته شود.

یکی از مشکلات قابل توجه بخشی از اپوزیسیون رژیم ولایت فقیه شناخت اندک و درک نادرست از جامعهٔ ایران بوده و هست، که موجب تحلیل‌ها و ارزیابی‌های ناصحیح و سرانجام طراحی تاکتیک‌های مبارزاتی ذهنی‌گرایانه و ناکارآمد گردیده است.

این بخش از اپوزیسیون با مشاهدهٔ «جنازه‌گردانی» رژیم در خیابان‌های ایران و عراق وحشت‌زده می‌شود، از نمایش مضحک «ساواک‌بازی» در آلمان هراسان می‌گردد، و با شنیدن شعار مرگ بر دیکتاتور در یک اجتماع چندصد یا چندهزار نفری به این نتیجه می‌رسد که رژیم به‌زودی سقوط خواهد کرد!

بخشی دیگر از اپوزیسیون راست‌گرای رژیم نیز، که رابطهٔ خودش را با مردم و جامعهٔ ایران از دست داده و از «خیزش فراگیر توده‌ها» قطع امید کرده است، به دخالت نظامی کشورهای امپریالیستی امید بسته و می‌پندارد که چنین دخالتی رژیم ولایت فقیه را سرنگون و متجاوزان کشور را به آنها تقدیم خواهند کرد و خود می‌روند پی کارشان تا آنها با فراغ بال رژیم دلخواه خودشان را بر ویرانه‌های باقی‌مانده بنا کنند!

در این میان البته هستند نیروهای چپ و دموکراتیکی که درک صحیح و ارزیابی‌های درستی از جامعهٔ ایران دارند و به‌خوبی می‌دانند که سرنگونی رژیم ضدّمردمی و ارتجاعی ولایت فقیه فقط و فقط در نتیجهٔ انقلاب فراگیر مردمی ممکن خواهد بود.

واقعیت این است که نه شرکت چند میلیونی مردم در تشییع جنازهٔ دیکتانور بیانگر پایگاه مردمی رژیم بود و نه نمایش مضحک ساواک‌بازی چندده نفری طرفداران رضا پهلوی در آلمان نشانه‌ای از امکان بازگشت نظام سلطنتی به ایران بود.

رژیم مرتجع ولایت فقیه مدت‌هاست که مشروعیت مردمی‌اش را از دست داده و نظام استبدادی سلطنتی نیز در نتیجهٔ انقلاب سال ۵۷ برای همیشه به بایگانی تاریخ سپرده شده و تحت هیچ شرایطی امکان بازگشت آن وجود ندارد.

بنابراین، نه جنازه‌گردانی رژیم در داخل کشور و نه ساواک‌بازی و برافراشتن پرچم اسرائیل در خارج از کشور هیچ‌کدام بیانگر واقعیات تعیین‌کنندهٔ جامعه ایران نبود و نیست.

ساواک‌بازی، عربده‌کشی، و دست‌وپا زدن‌های رقت‌انگیز طرفداران رضا پهلوی به هدف زنده کردن نظامی که نزدیک به نیم قرن پیش مرده و دفن شده است در شرایط فعلی حتی ارزش بررسی و تحلیل هم ندارد، اما بررسی، تحلیل، و درک چرایی شرکت چندمیلیون نفر از مردم در تشیع جنازهٔ دیکتانور لازم است و نمی‌توان به آن توجه نکرد.

شرکت نسبتاً قابل توجه مردم در مراسم جنازه‌گردانی رژیم ولایت فقیه دارای ابعاد گوناگونی است که پرداختن به همهٔ آنها در این نوشته از حوصلهٔ خوانندگان خارج است.

بنابراین، فقط به برخی از مهم‌ترین دلایل شرکت وسیع مردم در تشیع جنازه می‌پردازم.

واضح است که انگیزهٔ همهٔ شرکت‌کنندگان نمی‌توانسته یکسان بوده باشد. و برخلاف تبلیغات رسانه‌های رژیم، شرکت در این مراسم را هرگز نمی‌توان بیانگر مشروعیت مردمی آن دانست.

به باور من، انگیزه‌های مذهبی، اجتماعی، سیاسی، و شرایط غیرعادی جامعهٔ ایران (تحت خطر برافروخته شدن مجدد آتش جنگ) را می‌توان برخی از عوامل، دلایل، و انگیزه‌هایی دانست که می‌توند موجب ترغیب بخشی از شرکت‌کنندگان در مراسم جنازه‌گردانی شده باشد.

اینکه بخش اصلی شرکت‌کنندگان را طرفداران رژیم و خانواده‌های آنها تشکیل داده‌اند جای تردید ندارد.

با این حال، نمی‌توان ادعا کرد که همهٔ طرفداران رژیم توانسته‌اند از شهرها و روستاهای سراسر کشور به تهران، قم، یا مشهد رفته و در مراسم شرکت کرده باشند.

این بدان معنی است که طرفداران رژیم در سراسر کشور بسیار بیشتر از جمعی‌اند که در مراسم شرکت کرده بودند.

دربارهٔ بقیهٔ شرکت‌کنندگان (غیر طرفدار رژیم) می‌توان به نکات زیر اشاره کرد.

واقعیت این است که هنوز بخش قابل توجهی از جامعهٔ ایران، به‌ویژه بخش سنّتی آن (عمدتاً در روستاها و شهرهای کوچک‌تر و شهرهای مذهبی قم و مشهد) دارای گرایش‌های مذهبی هستند که در شرکت آنها در مناسبت‌های مذهبی و شبه‌مذهبی (از جمله تشییع جنازه) مؤثر است.

این را نیز نباید نادیده گرفت که علی‌رغم اینکه روحانیت شیعه مرجعیت سیاسی‌اش را از دست داده است، هنوز مرجعیت مذهبی‌اش را در میان توده‌های باورمند به مذهب حفظ کرده و هر کدام از مراجع تقلید شیعه دارای هزاران و گاه ده‌هاهزار (و بیشتر) مقلد هستند.

در چنین شرایطی، وقتی اکثریت مراجع شیعه در مراسم جنازه‌گردانی حضور پیدا می‌کنند، شماری از مقلدان نیز به پیروی از مرجع تقلید خودشان در چنین مراسمی شرکت خواهند کرد. به‌ویژه که بنا بر باور شیعیان، شرکت در تشییع جنازه ثواب دارد.

علی خامنه‌ای نیز به‌عنوان مرجع تقلید صاحب رساله دارای مقلدهایی بود که حتی اگر از نظر سیاسی از او طرفداری نمی‌کردند، در امور مذهبی از او پیروی می‌نمودند. طبیعی است که این افراد در تشییع جنازهٔ او شرکت کرده باشند.

همچنین، به‌دلیل اینکه دیکتاتور در اثر حملهٔ نظامی (تروریستی) دولت‌هایی کشته شد که بسیاری از زیرساخت‌های ایران را نیز ویران کرده و هزاران نفر از مردم را کشته و زخمی کرده بود، احتمالاً نوعی همدلی را در میان مردم عادی (حتی متنفر از رژیم) نیز برانگیخته و موجب شرکت آنها در تشییع جنازه شده است. یعنی شرکت در مراسم را نوعی مخالفت با آمریکا و اسرائیل و دخالت نظامی دانست و نه طرفداری از رژیم.

علاوه بر اینها، به احتمال زیاد شماری از افغانستانی‌ها (شیعه مذهب) نیز به دلائل مذهبی در مراسم جنازه‌گردانی شرکت کرده‌اند که نمی‌توان برآوردی از شمار آنان داشت.

به هر جهت، با توجه به آنچه بیان گردید، انبوه شرکت‌کنندگان در مراسم تشییع جنازهٔ دیکتاتور را فقط با اتکا به پارامترهای سیاسی نمی‌توان درک کرد، تحلیل نمود، و توضیح داد.

این مراسم نه «تجدید بیعت» با دیکتاتور فقید و اعلام بیعت با فرزند او (مجتبی)، و نه بیانگر مشروعیت [پذیرش] مردمی رژیم بود، بلکه بیانگر نوعی واکنش اجتماعی، مذهبی، و سیاسی بود که در شرایط غیرعادی انجام گرفت و شرکت‌کنندگان مختلفی، با انگیزه های گوناگون، در آن شرکت کردند.

از وبگاه صدای مردم

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دیوارِ طبقاتیِ آموزش
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved