(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵
جنبشهای کارگری در طول تاریخ نقش بسیار مهم و تعیینکنندهای در به چالش کشیدن، متوقف کردن، و کنترل آتشافروزیهای جنگ ایفا کردهاند. هرچند سیاستها و ماشینهای تبلیغاتی دولتها در ابتدای درگیریها معمولاً منجر به سرکوب صداهای ضدجنگ یا انفعال موقت کارگران میشود، اما با ادامهدارتر شدن جنگها و آشکار شدن هزینههای انسانی و اقتصادی آن، کارگران بارها به نیرویی قدرتمند برای توقف جنگ بدل شدهاند.
کارگران با درک اینکه هزینههای اصلی جنگ را با خون و معیشت خود میپردازند با ابزارهایی چون اعتصاب عمومی، خودداری از تولید یا ترابری و حملونقل تسلیحات و حتی گاه با شورشهای داخلی بارها ماشین جنگی دولتها را فلج کردهاند.
اعتصابهای کارگران فیات در ایتالیا (۱۹۴۳)
در سال ۱۹۴۳ (۱۳۲۲)، در شرایط طاقتفرسای جنگی، تورم و کمبود مواد غذایی کارگران کارخانهٔ عظیم فیات میرابیوری در تورین را به ستوه آورد. جرقهٔ اعتصاب به دست تعداد انگشتشماری از کارگران زده شد و بهسرعت به کارگران راهآهن و صنایع دیگر کشیده شد. بیش از ۱۰۰هزار کارگر دست از کار کشیدند و با وجود دستگیری صدها نفر بهدست فاشیستها، دولت مجبور به تسلیم در برابر خواستهای کارگران شد. این جنبش کارگری اعتمادبهنفس طبقهٔ کارگر را افزایش داد و به موتور محرکی برای گسترش مقاومت مسلحانه علیه فاشیسم در ایتالیا تبدیل شد.
اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در آمستردام علیه اشغالگران نازی
در فوریه ۱۹۴۱ (بهمن ۱۳۲۰)، کارگران بخشهای مختلف، از جمله رانندگان کامیون، کارگران فلزکار، و کارمندان دولت، در اعتراض به آزار و اذیت یهودیان توسط نازیها یک اعتصاب عمومی سازماندهی کردند. این کنش هماهنگ صنفی شهر را به تعطیلی کشاند و اگرچه با سرکوب شدید اشغالگران مواجه شد، اما بهعنوان یکی از نخستین و نادرترین اقدامات سازمانیافتهٔ مردمی علیه هولوکاست در قلب اروپا ثبت شد.
انقلابهای ۱۹۱۷ روسیه و پایان جنگ جهانی اول
جنگ جهانی اول با کشتار عظیم کارگران و دهقانان در جبههها و فقر شدید در پشت جبهه همراه بود. در فوریه ۱۹۱۷، اعتصاب کارگران نساجی در پتروگراد جرقهای برای انقلاب شد. کمی بعد، با گسترش اعتصابهای سراسری و پیوستن سربازان (که خودشان کارگران و دهقانان یونیفرمپوش بودند) به این حرکتها، تزار سقوط کرد و دولت موقت جدید زیر فشار کارگران و سربازان مجبور به خروج از جنگ و تلاش برای صلح شد.
کارگران و تشکلهای صنفی برای کاستن از هزینهٔ مخالفت با جنگافروزی در شرایط سرکوب معمولاً از استراتژیهای هوشمندانه، غیرمتمرکز، و شبکهیی استفاده میکنند. این روشها به آنها اجازه میدهد بدون اینکه مستقیماً در برابر ماشین سرکوب قرار بگیرند اثرگذاری خودشان را حفظ کنند.
در صنایع حساس مرتبط با جنگ، جایی که هزینهٔ اعتصاب و تجمع یا مخالفت علنی زیاد باشد، کارگران به شیوههای جایگزین رو میآورند. کم کردن بهرهوری و کمکاری سازمانیافته، رعایت افراطی مقررات اداری که بهطور خودکار چرخ تولید ماشین جنگی را کُند میکند، هشیاری فنی در برخی صنایع برای از کار انداختن مخفیانهٔ قطعات کلیدی دستگاهها، دستکاری نرمافزارهای لجستیکی، یا ایجاد «اشتباههای سهوی» در بستهبندی و ارسال تسلیحات تنها بخشی از انواع شیوههای خلاقانهٔ مخالفت با جنگ بوده است.
تشکلهای کارگران نهتنها با حذف تجمع و با بیانیه و ایجاد مقررات درونگروهی برای حفظ امنیت اعضا همواره تلاش کردهاند هزینهٔ اقداماتشان را کاهش دهند، بلکه حتی بارها در ساختار سازمانیشان تجدیدنظر کردهاند. اگر پیش از عصر اینترنت توانستند هستههای (سلولهای) موازی و مستقل را جایگزین ساختار هرمی با رهبران مشخص کنند، اکنون، در عصر ارتباطات مجازی، هوشواره (هوش مصنوعی)، و تسهیل روابط بین سازمانی و بینالمللی، پروتکلهای فنی دقیقتر و پتانسیلهای تازهای در ارتباطاتشان جستوجو میکنند که میتواند آنها را در شرایط بهتری قرار بدهد.
مطالعهٔ این شیوهها، بهویژه برای گروههای کارگری که در صنایع حساس شاغل نیستند، نیز میتواند انگیزهبخش باشد، زیرا که میبینیم هر جا ارادهای برای بهتر کردن وضع کارگران باشد، راهحل هم پیدا میشود.
حتی در حساسترین شرایط، گروههای منسجم و باانگیزه توانستهاند همزمان منعطف نیز باشند، و بدون سیاسیکاری علنی یا برخورد مستقیم و هزینهزا دستور کار منافع خودشان را پیش ببرند و هزینهٔ اقدام جمعی را پایین نگه دارند.
از کانال تلگرامی جمهوری ایرانی