Skip to content
جولای 6, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • تشییع میلیونی، از انکار تا حیرت؛ زنده باد «مقاومت مدنی»
  • اجتماعی
  • دیدگاه‌ها

تشییع میلیونی، از انکار تا حیرت؛ زنده باد «مقاومت مدنی»

(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

مجتبی نجفی

دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵

به من گفتند آیا از جمعیت میلیونی در مراسم تشییع علی خامنه‌ای متعجبی؟ گفتم هرگز. چرا که هیچ‌گاه پایگاه اقلیت حکومت را انکار نکرده‌ام که اکنون متعجب باشم. همیشه در تحلیلم از ایران، «استبداد اقلیت بر اکثریت» محوری بوده. جمهوری اسلامی در طول چند دههٔ گذشته یک شیفت [دگرسانی] اساسی داشته: از «استبداد اکثریت بر اقلیت» اول انقلاب به «استبداد اقلیت بر اکثریت» امروز رسیده. اگر کسی گمان کند معنای دموکراسی صرفاً نظر اکثریت است، به توجیه حکومت‌های پوپولیستی تضییع‌کنندهٔ حقوق اقلیت خواهد افتاد، و اگر حکومتی به‌گونه‌ای صندوق‌های رأی را تنظیم کند که اقلیت برندهٔ برگهٔ رأی باشد، یا هیچ‌گاه از قدرت حذف نشود، نام این حکومت هرگز «جمهوری» نیست، حتی اگر مدام «مردم، مردم» کند.

در نتیجه، من هیچ‌گاه منکر پایگاه اقلیت حکومت نبوده‌ام که بر اساس حامی‌پروری، آمیزه‌ای از گزاره‌های ايدئولوژيک، منفعت‌های اقتصادی، و رانت‌های ویژه شکل گرفته، و هر تحلیلی باید واقعیت‌های میدان سیاست ایران را در نظر بگیرد؛ اینجا همان مرزبندی من با اپوزیسیونی است که به‌جای «شناخت»، «انکار» می‌کند. چشم بستن بر حمایت اقلیتی از مردم، به دلایل متفاوت، از نظام سیاسی مستقر به همان اندازهٔ چشم‌پوشی حکومت بر یک اکثریت متنوعِ ناراضی از سیستم فعلی خطای مُهلک است. و جالب اینجاست حکومت و اپوزیسیون انکارکننده در این خطای مُهلک سهیم‌اند. هر دو می‌خواهند تنوع مردم را انکار و نمایندگی کل ملت را به نام خود بزنند.

ولی اگر  این کلمات و نگاه نویسنده نمایندهٔ میلیون‌ها ایرانی باشد، من نه با حکومت استبدادی فعلی نسبتی دارم نه با اپوزیسیون هپروتی فرصت‌سوز صنمی، زیرا که تجربهٔ بیش از دو دهه به من آموخته با شیوه‌های چکشی که بعضاً باب میل نظام حاکم است راه به جایی نخواهیم برد و هر گونه «تخیل» سیاسی باید مبتنی بر شناخت دقیق از مختصات میدان سیاست باشد. تخیل کردن به معنای وهم‌اندیشی نیست. تخیل انگیزاننده و نشان‌دهندهٔ افق سیاسی است و راهبرد بر مبنای بررسی واقعیت‌های میدانی شکل می‌گیرد.

اولین قدم برای پیروزی این است که با اپوزیسیون وهم‌اندیش مرزبندی کنیم. رهایی ما از نظم استبدادی نه در اتکا به بمب است، نه انکار  اقلیت میلیونی حامی نظام است، نه دست‌کم گرفتن قدرت مدنی ایرانیان معترض است. «مقاومت مدنی» کلمه‌ای برای نمایش نیست، راهبردی چندلایه و عمیق است. به تداوم به‌روز شدن، صبر، و خلاقیت نیاز دارد. گاهی پیشروی، گاهی صبر و عقب‌نشینی تاکتیکی، نفوذ در عمق لایه‌های اجتماع، بعضاً نمایش همبستگی، ایجاد پیوندهای کوچک و بزرگ بین ناراضیان، تأکید بر نفی خشونت، و در عین حال ارزش دادن به مقاومت و امتداد، به استفاده از شکاف‌های درون نظام، و مهم‌تر از همه به تداومِ باقدرت «کلمه و کنش» برای بسط دادن حوزه‌های عمومی، چه در فضای فیزیکی چه دیجیتال، نیاز دارد.

نه جنگ، نه تحریم، [هیچ‌کدام] به نفع «مقاومت مدنی» نیست. ما در جامعهٔ فقیرشده و جنگ‌زده توان رشدمان سلب می‌شود و میدان برای اقلیت استبدادی فراخ می‌شود. آنها سال‌ها مقهور حضور ناراضیان در خیابان بودند، فضاها را از دست می‌دادند. جنگ چون نعمتی بزرگ برای آنها بود. اعتمادبه‌نفسشان را بازیابی کردند؛ خیابان‌ها را به بهانهٔ فضای امنیتی تسخیر کردند.

تمام محاسبات اپوزیسیون وهم‌اندیش دربارهٔ جنگ اشتباه از آب درآمد. همهٔ صحبت‌های آنها در اینترنشنال موجود است و انکار حرف‌های دیروز نه از روی بازاندیشی، که از سر ریاکاری است. در میدان جنگ و خشونت اسلحه‌داران پیروزند نه صاحبان کلمه. اما در راهبرد «مقاومت مدنی» ما نقطهٔ پایان نداریم. نه باید به پیروزی نسبی که در جنبش «زن، زندگی، آزادی» کسب شد غرّه شد، نه از حضورهای سازمان‌دهی‌شدهٔ میلیونی حامیان حکومت سرخورده، و نباید این حضور را انکار کرد. از طرفی، راهبرد مقاومت مدنی در بستر زندگی است که ابتکارهایش را نشان می‌دهد، نه در سرزمین سوخته.

قائلان به گفتمان مقاومت مدنی به دیکتاتور و دیکتاتوری ابراز ارادت نخواهند کرد، از خشونت و جنگ استقبال نمی‌کنند، به‌جای تفنگ بر قدرت کلمه، به‌جای خستگی و یأس به امتداد و صبر تکیه می‌کنند. نام و یاد همهٔ آنان که در خیابان‌ها در اعتراض به دیکتاتوری جان دادند، نه برای بازی با اعداد، که برای امتداد گفتمان زندگی پاس داشته خواهد شد. «گارد جاویدان» قائلان به گفتمان مقاومت مدنی نه آن صد و پنجاه‌هزار نیروی خيالی، که زنان و مردانی‌اند که به خوبی یاد گرفته‌اند هم به استبداد نه بگویند و هم در موقع مناسب دیکتاتور را شگفت‌زده، آچمز، هراسان کنند، و هم کلیّت خانه‌ای به نام ایران را حفظ کنند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: خانم، آیا در پی کسب درآمد هستید؟ تخمک اهدا کنید یا رَحِم اجاره بدهید!
Next: ابقای اژه‌ای: آن‌ سوی یک حکم، این‌ سوی یک راهبرد سیاسی؛ وقتی «تغییر» لباسِ «تداوم» می‌پوشد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved