Skip to content
جولای 3, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • شوک‌درمانی سیاسی
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

شوک‌درمانی سیاسی

حسین رزاق

چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵

جمهوری اسلامی در آستانهٔ یک شوک‌درمانی سیاسی قرار گرفته؛ همان‌گونه که در سال‌های پیش با عنوان «جراحی اقتصادی» تصمیم گرفت هزینهٔ اصلاحات را، از آبان ۹۸ تا سیاست‌های اقتصادی سال‌های اخیر، با شوکی ناگهانی بر جامعه تحمیل کند، اکنون به نظر می‌رسد برای عبور از یکی از بزرگ‌ترین بُن‌بست‌هایش، یعنی رابطه با جهان و به‌ویژه ایالات متحد آمریکا، ناچار به شوک‌درمانی سیاسی شده است، شوکی که به جراحی بزرگی ختم خواهد شد و مثل هر جراحی بدون درد، خون‌ریزی، و قربانی نخواهد بود.

جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای اول اگر بخواهد وارد مرحله‌ای تازه شود، ناگزیر است یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت سیاسی چهار دههٔ گذشته‌اش را بازتعریف کند. دشمنی با آمریکا برای رهبر دوم نظام صرفاً یک سیاست خارجی نبود، بلکه به بخشی از هویت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تبدیل شد که در نهایت به رویارویی‌های منطقه‌یی و بحران‌های سال‌های اخیر نیز گره خورد. حالا تغییر این سیاست فقط تغییر یک تاکتیک دیپلماتیک نیست، بلکه بازسازی روایت رسمی جمهوری اسلامی از خودش است.

سال‌هاست که مداحان سیاسی، رسانه‌های تندرو، جریان‌های رادیکال اصول‌گرا، و بخشی از نیروهای موسوم به حزب‌اللهی مخالفت با مذاکره با آمریکا را به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های انقلابیگری تبدیل کرده‌اند. آنان هرگونه گفت‌وگو را با واژه‌هایی مانند «سازش»، «تسلیم»، و «عدول از آرمان‌ها» توصیف می‌کردند و هر دولتی را که به‌سمت مذاکره حرکت می‌کرد هدف شدیدترین حمله‌ها قرار می‌دادند. اگر امروز تصمیم «نظام» بر حرکت به‌سمت توافق و تنش‌زدایی باشد، همان نیروهایی که سال‌ها مأمور دفاع از این روایت بودند خودشان به مانعی برای روایت جدید تبدیل خواهند شد. به همین دلیل، شوک‌درمانی سیاسی بدون حذف یا به حاشیه راندن بخشی از همین نیروها دشوار به نظر می‌رسد. جماعتی که سال‌ها هزینهٔ تولید گفتمان «مقاومت» را پرداختند، امروز ممکن است هزینهٔ تغییر همان گفتمان را نیز بپردازند.

البته این نخستین‌بار نیست که جمهوری اسلامی برای حفظ خودش دست به تصفیهٔ درونی می‌زند. از ابتدای شکل‌گیری «نظام» جناح‌های مختلف در مقاطع گوناگون، پس از پایان مأموریت یا در تعارض با مصلحت حکومت، به حاشیه رانده یا حذف شده‌اند. از کنار گذاشتن نیروهای ملی و لیبرال در سال‌های نخست انقلاب تا حذف تدریجی بخش‌هایی از چپ اسلامی، اصلاح‌طلبان، و حتی اصول‌گرایان، این تصفیه‌ها همواره بخشی از سازوکار بازآرایی قدرت در جمهوری اسلامی بوده است. بنابراین، انشقاق‌ها و درگیری‌های جناحی را نمی‌توان صرفاً نشانهٔ فروپاشی نظام دانست. تجربهٔ چهار دههٔ گذشته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی معمولاً در بزنگاه‌های حساس، با حذف بخشی از نیروهایش، آرایش تازه‌ای به ساختار قدرت داده است. اگر امروز نیز تندروترین بخش حکومت در معرض حذف یا محدود شدن قرار گیرد، بیش از آنکه نشانهٔ پایان جمهوری اسلامی باشد، می‌تواند نشانهٔ آغاز مرحله‌ای تازه در بازآرایی درونی آن باشد.

در این میان، باقر قالیباف نقش مهمی ایفا می‌کند. قالیباف در دو دههٔ گذشته بارها نشان داده که در بزنگاه‌های حساس، بیش از آنکه به پروژهٔ شخصی‌ خودش بیندیشد، نقش مورد نیاز جمهوری اسلامی را پذیرفته است. در انتخابات مختلف، گاه کنار کشیده، گاه هزینهٔ تصمیم‌های نظام را پذیرفته، و گاه مسئولیت‌هایی را بر عهده گرفته که دیگران حاضر به پذیرش آن نبوده‌اند. او با تمام «منم‌منم»هایش همواره خودش را مدیری معرفی کرده که مأموریتش پیش بردن پروژه‌های «نظام» است، نه لزوماً پروژهٔ سیاسی خودش. حاج‌باقر، سردار، دکتر یا کاپیتان، با هر نامی او را به تمجید یا تمسخر صدا کنند، باز هم در نهایت یکی از معتمدترین چهره‌های ساختار قدرت و قدرتمندترین بخش آن یعنی «بیت» باقی مانده است.

اگر جمهوری اسلامی تصمیم گرفته باشد مسیر مذاکره با آمریکا را پیش ببرد، به فردی نیاز دارد که هم سابقهٔ سپاهی و انقلابی داشته باشد، هم در ساختار قدرت مورد اعتماد باشد، و هم بتواند هزینهٔ سیاسی این چرخش را بر دوش بکشد. در چنین سناریویی، قالیباف می‌تواند همان نقش همیشگی‌اش را ایفا کند: نقش «جان‌فدای نظام».

شاید پارادوکس جمهوری اسلامی سوم همین باشد. نظامی که برای بقا ناچار است مهم‌ترین تابوی ایدئولوژیکش را بشکند؛ برای شکستن آن، بخشی از وفادارترین نیروهایش را کنار بزند؛ و برای اجرای این پروژه، از سیاستمداری استفاده کند که سال‌ها تخصصش پذیرفتن مأموریت‌های پُرهزینه و ایفای نقش قربانی برای پیشبرد تصمیم‌های کلان نظام بوده است.

اکنون نوبت به شوک‌درمانی سیاسی رسیده است. شوکی که این بار نه سفرهٔ مردم و نه مخالفان «نظام»، بلکه آرایش نیروهای درون «حاکمیت» [حکومت] را هدف گرفته است.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ناامیدی زنان از بازار کار
Next: توافق آمریکا و ایران باید حقوق بشر را محور قرار دهد و منطقه باید شاهد پایان واقعی و پایدار خصومت‌ها باشد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved