گزارشی از بلومبرگ؛ مصاحبهٔ وستین با میکائیل یوهانسون، مدیرعامل شرکت ساب (SAAB)
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
سهشنبه ۹ تیر ۱۴۰۵
وقتی به سوئد فکر میکنید، شاید خیابانهای پوشیده از برف، طراحی مینیمالیستی، یا حتی فروشگاههای آیکیا و آبا به ذهنتان بیاید. و احتمالاً صنعت دفاعی نخستین چیزی نیست که به آن فکر میکنید؛ اما شاید باید باشد.
در اینجا، در شرکت ساب (SAAB)، تولید با سرعت در حال افزایش است. این شرکت از ثبت رکوردی بیسابقه در سفارشهای دریافتی خبر داده است. و موضوع فقط جنگندهها نیست. ساب همهچیز تولید میکند: از موشک و رادار گرفته تا سامانههای نظارتی و سکوهای دریایی، توانمندیهایی که فقط شمار اندکی از کشورها قادرند بهطور بومی حفظ کنند.
میکائیل یوهانسون، مدیرعامل ساب، از ابعاد این موج جدید تقاضا میگوید.
میکائیل یوهانسون: اگر به شرکت خودمان نگاه کنم، حجم تولید ما نسبت به پیش از آغاز جنگ (اوکراین) احتمالاً چهار تا پنجبرابر شده است. اتفاقهای زیادی در حال رخ دادن است و به گمان من، ظرفیت صنعت دفاعی اروپا کمتر از واقع برآورد میشود.
وستین: برای کشوری با تنها ۱۰میلیون نفر جمعیت، این تحول بسیار چشمگیر است. اما این پدیده منحصر به سوئد نیست. ارزش سهام شرکتهای دفاعی اروپا بسیار افزایش یافته و دیگر بازیگران بزرگ این صنعت، مانند راینمتال و لئوناردو نیز در کنار ساب سالی رکوردشکن را پشت سر گذاشتهاند.
چهار سال پس از آغاز جنگ اوکراین، تقاضایی که این ارقام بیسابقه را رقم زده دیگر صرفاً به حمایت از بحران محدود نمیشود، بلکه به بخشی از روایت گستردهترِ تغییر رویکرد امنیتی اروپا تبدیل شده است.
این روایت در آن سوی اقیانوس اطلس نیز بازتاب یافته است، جایی که رئیسجمهور ترامپ متحدان ناتو را برای افزایش هزینههای دفاعی زیر فشار قرار میدهد.
ترامپ: «ما تقریباً تمام هزینههای ناتو را پرداخت میکردیم. حالا آنها پنجدرصد میپردازند، در حالی که قبلاً تقریباً چیزی پرداخت نمیکردند.» (کشورهای اروپایی قبلاً تا ۲٪ تولید ناخالص داخلیشان را می پرداختند.)
وستین: اندرس فوگ راسموسن، دبیرکل پیشین ناتو و نخستوزیر اسبق دانمارک است.
راسموسن: «این زنگ بیدارباش است. مردم اروپا میدانند که باید روی پای خودشان بایستند و مستقلتر عمل کنند.
ما مدتهای بسیار طولانی به ترکیبی از انرژی ارزان روسیه، کالاهای ارزان چین، و امنیت ارزانِ تأمینشده از ایالات متحد آمریکا تکیه کردهایم. آن الگو دیگر کارایی ندارد. اکنون باید روی پای خودمان بایستیم. باید رویکردمان را تغییر دهیم. اروپا باید به ابرقدرت دفاعی تبدیل شود.»
وستین: اما به گفتهٔ یاکوب کیرکگارد (Jacob Funk Kirkegaard)، اقتصاددان و پژوهشگر ارشد اندیشکدهٔ بروگل در بروکسل، همهٔ کشورهای اروپایی نه مایلاند و نه توانایی چنین کاری را دارند.
کیرکگارد: «میگوییم: “اروپا در حال بازتسلیح است.” اما واقعیت این است که اروپا بهعنوان یک کل در حال بازتسلیح نیست. تنها شمار محدودی از کشورها در حال افزایش توان نظامیشان هستند. دستکم دو کشور بزرگ در این میان قرار دارند؛ نخست و مهمتر از همه آلمان، و دیگری لهستان. علاوه بر آنها، تعدادی از کشورهای کوچکتر، بهویژه در اسکاندیناوی و دیگر بخشهای اروپای شرقی، نیز در همین مسیر حرکت میکنند. این کشورها میشود گفت که از ظرفیت مالی بالقوه لازم برخوردارند که آلمان بارزترین نمونهٔ آن است. بنابراین نوعی گزینش طبیعی در حال رخ دادن است: کشورهایی که هم توان حفظ رفاه اقتصادی را دارند و هم میتوانند هزینههای نظامی را افزایش دهند در حال بازتسلیحاند. اما کشورهایی که ناچارند میان این دو یکی را انتخاب کنند- منظورم فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، و بریتانیاست- در افزایش چشمگیر هزینههای دفاعی بسیار محتاطتر عمل میکنند.»
وستین: صنعت دفاعی این ظرفیت را دارد که به یکی از موتورهای قدرتمندتر رشد اقتصادی در سراسر اروپا تبدیل شود.
اتحادیهٔ اروپا هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰ بتواند ۵۰درصد از خریدهای دفاعیاش را از تأمینکنندگان اروپایی تهیه کند؛ تغییری قابل توجه، زیرا پس از حملهٔ روسیه، این رقم فقط حدود ۲۵درصد بود.
اما تحقق این هدف مستلزم برخورداری از ظرفیت تولید است، و دقیقاً در همین نقطه است که سوئد جایگاه ویژهای پیدا میکند. این کشور نزدیک به یک قرن است که ظرفیت تولید دفاعیاش را حفظ کرده، تا حدی به این دلیل که برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان اروپایی، از گذشته بیشتر بر صادرات تکیه داشته است. و همین تداوم اهمیت زیادی دارد.
وستین: به جرئت میتوان گفت اکنون شاهد افزایش چشمگیر هزینههای دفاعی هستیم. اما سالهایی هم بود که در اروپا توجه و سرمایهگذاری چندانی در حوزهٔ دفاع صورت نمیگرفت.
ساب چگونه توانست سرمایهگذاریهایش را حفظ کند؟
میکائیل یوهانسون: «ما هرگز، آنطور که شما اشاره میکنید، زیرساختها و توانمندیهای خود را برنچیدیم. به گمانم این موضوع تا حد زیادی به ساختار مالکیت شرکت بازمیگردد.
با وجود اینکه ساب یک شرکت سهامی عام و پذیرفتهشده در بورس است، از پشتوانه یک سهامدار عمده و قدرتمند، یعنی خانواده والنبری ، برخوردار است. آنها همواره نگاهی بلندمدت داشتهاند و طی دهههای متمادی نیز به بازدارندگی و دفاع سوئد متعهد ماندهاند.
به همین دلیل، ما هیچگاه ظرفیتهای خود را از بین نبردیم. حتی در مقاطعی که دولت همه پروژههایی را که انتظار داشتیم تأمین مالی نمیکرد، خودمان به سرمایهگذاری ادامه دادیم. همیشه بخشی قابلتوجه از درآمد و سود شرکت را دوباره در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری کردهایم تا هم در کوتاهمدت رقابتپذیر بمانیم و هم در بلندمدت. از این نظر، تا حدی شرکتی منحصربهفرد هستیم. فکر میکنم مسئله فقط این نیست که همیشه به دولتها تکیه کنیم تا عملیات ما را کارآمد و در سطح پیشرفته نگه دارند.»
وستین: سوئد در حوزهٔ دفاعی آماده بود که نقش بزرگتری ایفا کند و پیوستن آن به ناتو در سال ۲۰۲۴ این روند را تثبیت کرد. همانطور که توضیح دادید، حملهٔ روسیه به اوکراین تحولات زیادی را در صنعت دفاعی ایجاد کرد. این اتفاق همچنین برای سوئد یک زنگ بیدارباش بود، همزمان با پیوستن این کشور به ناتو. این عضویت چه تأثیری بر کسبوکار ساب داشته است؟
میکائیل یوهانسون: برای شرکت، میتوانم بگویم که ناگهان وارد فرآیندهای مشترک خرید ناتو شدیم که از طریق نهاد تدارکاتی آن، یعنی NSPA، انجام میشود. و و اکنون شناخت بسیار دقیقتری از نیازهای ناتو در زمینه توانمندیهای کوتاهمدت و بلندمدت داریم.؛ چیزی که پیشتر، زمانی که خارج از ناتو بودیم، عملاً به آن دسترسی نداشتیم.
پیش از عضویت در ناتو، یا حتی زمانی که در مرحله دعوت برای پیوستن به ناتو بودیم، واقعاً وارد فرآیندهای خرید نمیشدیم. اکنون وضعیت کاملاً متفاوت است. ما در چارچوب قراردادهای ناتو قرار داریم، بنابراین از این سازمان قرارداد دریافت میکنیم. همچنین بهتر میفهمیم که در آینده چه چیزهایی میتوانیم ارائه کنیم. همکاری ما با سازمان تحول قابلیتهای متحدان (ACT) نیز بهتر شده است. این یک تغییر بزرگ است.
و البته نکته مهم این است که اکنون ما کشوری هستیم که میتوان روی آن برای بلندمدت حساب کرد، چون عضو این ائتلاف هستیم؛ و همین باعث میشود ساب هم بهعنوان یک شریک بلندمدت قابل اعتماد شناخته شود.»
وستین: دسترسی گستردهتر به بازارهای ناتو فرصتهایی ایجاد میکند، اما در عین حال فشار برای افزایش مقیاس تولید، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و مدیریت دقیق سرمایه را نیز به همراه دارد.
میکائیل یوهانسون: فکر میکنم ما سرمایهٔ عملیاتی و سرمایهٔ بهکارگرفتهشدهمان را بسیار خوب مدیریت کردهایم، در حالی که سرمایهگذاری ما در توسعه ظرفیت، پنج برابر بیشتر از قبل از جنگ شده است. ما بهطور جدی در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکنیم، اما همچنان ترازنامهای قوی و سالم داریم.
این موضوع البته به این برمیگردد که قراردادهایی داشته باشیم که جریان نقدی مداوم ایجاد کنند و همچنین اینکه برخی مشتریان پیشپرداختهایی ارائه دهند تا ما مجبور نباشیم نقش یک بانک را ایفا کنیم. بنابراین هنوز موضوعاتی برای بحث با دولتها وجود دارد، اما از نظر سرمایه، تا اینجا عملکرد ما خوب بوده است.
وستین: زمانی در ایالات متحده، و فکر میکنم در بخشهایی از اروپا، این تصور وجود داشت که سرمایهگذاران، بهویژه سرمایهگذاران نهادی، تمایلی به سرمایهگذاری در بخش دفاع ندارند. اما به نظر میرسد این وضعیت در حال تغییر است.
میکائیل یوهانسون: در این بخش تغییر بزرگی رخ داده است. من یادم هست در ژانویه ۲۰۲۲، کمی پیش از آغاز این جنگ فاجعهبار، بحثهای زیادی در بروکسل درباره چیزی که ما آن را «تاکسونومی» مینامیم وجود داشت و اینکه آیا این یک کسبوکار پایدار است یا نه. از نظر من این بحث عجیب بود، چون وقتی سیاستمداران میگویند ما در یک محیط تهدید قرار داریم و یک کشور تصمیم میگیرد به نیروی دفاعی نیاز دارد، بدیهی است که باید صنایع دفاعی حرفهای و قوی داشته باشد تا بتواند چنین نیروی دفاعیای را ایجاد کند. اما بحثی عجیب شکل گرفته بود درباره اینکه آیا این نوع کسبوکار اساساً پایدار محسوب میشود یا نه، و اینکه آیا سرمایهگذاران در صورت سرمایهگذاری در دفاع، برچسب زیستمحیطی (اکو-لیبل) دریافت میکنند یا نه. این بحث تقریباً بهطور کامل پس از آغاز جنگ از بین رفت، هرچند نه بهطور کامل، اما تا حد زیادی.
اگر به ساب نگاه کنید، فکر میکنم قبل از شروع جنگ حدود ۴۵ هزار سهامدار داشتیم و اکنون حدود ۳۰۰ هزار سهامدار داریم. بنابراین تغییر بزرگی در نگاه و ادراک ایجاد شده است.»
وستین: و فقط سهامداران ساب نیستند که از افزایش تولید دفاعی حمایت میکنند؛ دولت سوئد نیز در کنار آنها قرار دارد، همانطور که وزیر دارایی، الیزابت سوانتسون توضیح میدهد.
سوانتسون: «این موضوع قطعاً یک محرک برای اقتصاد است؛ ما امسال حدود ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی را در قالب سرمایهگذاریهای مختلف عمومی داریم. فکر میکنم ما در اتحادیه اروپا در صدر قرار داریم و البته هزینههای دفاعی یکی از این سرمایهگذاریهای بزرگ است. علاوه بر آن، ما صنعت دفاعی قدرتمندی داریم، و این موضوع مهم است. و چیزی که من زیاد به آن فکر میکنم این است که چگونه توانستیم به اینجا برسیم؟ منظورم این است که این وضعیت بازار کار و اقتصاد را تغییر خواهد داد. ما چگونه میتوانیم اثرات همافزایی را ایجاد کنیم و چگونه میتوانیم این موضوع را… این بر بازار کار و اقتصاد اثر خواهد گذاشت. چگونه میتوانیم این کار را به بهترین شکل انجام دهیم؛ در حوزه نوآوری، توسعه فناوری و غیره؟
منظورم این است که ما همین حالا هزینههای دفاعی را دو برابر میکنیم و احتمالاً بیشتر هم خواهد شد. همین موضوع بهخودیخود کمککننده است، چون بخش زیادی از آنچه تولید خواهد شد در سوئد یا البته در اروپا تولید میشود. بنابراین از این طریق در حال کمک کردن هستیم.»
وستین: اما همه نهادهای مالی اروپایی به اندازه کافی از حرکت به سمت افزایش هزینههای دفاعی حمایت نمیکنند، بهویژه وقتی صحبت از وامدهندگان چندجانبه مانند بانک سرمایهگذاری اروپا (EIB) باشد.
یاکوب کیرکگارد: «به نظر من کارهای بسیار کمی انجام شده است. میدانم که رهبران اروپایی هر بار که در نشستهای ششماهه یا فصلی خود ملاقات میکنند، معمولاً جملهای را تکرار میکنند که میگوید: “بانک سرمایهگذاری اروپا و دیگر وامدهندگان چندجانبه باید بیشتر انجام دهند.
چهار سال از این جنگ گذشته و تأمین مالی مستقیم، برای مثال از سوی بانک سرمایهگذاری اروپا و سایر نهادهای چندجانبه برای بخش دفاعی اروپا بسیار محدود بوده است. همچنین مشارکت مستقیم صندوقهای بازنشستگی اروپایی نیز همچنان بسیار محدود است. و صادقانه بگویم، این یک شکست روشن در سیاستگذاری است.
و آنچه من آن را نوعی اینرسی نهادی و اجرایی اولیه مینامم. در این نهادها، چه در سطح سیاستگذاری و چه در بخش خصوصی، رهبرانی نداشتهایم که واقعاً این روند را پیش ببرند. به نظر من این یک اشتباه است، اما البته مانع ورود سرمایه خصوصی نشده است؛ سرمایهگذاری خطرپذیر و سایر منابع مالی به این بخش وارد شدهاند. با افزایش ارزشگذاری سهام که شاهد آن بودهایم، تأمین مالی و سرمایهگذاری خطرپذیر در اروپا نیز در این حوزه افزایش یافته است.
اما این روند عمدتاً برخلاف جریان اصلی نظام مالی سنتی اروپا بوده است؛ یعنی برخلاف بانکهای بزرگ، صندوقهای بازنشستگی و نهادهای وامدهی سیاستی اتحادیه اروپا.»
وستین: و همین شاید دلیل مهمی باشد که چرا سوئد در حوزهٔ دفاعی فراتر از اندازهاش عمل میکند؛ ترکیبی از آمادگی، حمایت سرمایهگذاران، و درک ضرورتی فوری.