Skip to content
ژوئن 26, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • زبان سیاسی ترامپ و مدیریت ادراک
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

زبان سیاسی ترامپ و مدیریت ادراک

سهند ایرانمهر

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵

ما یک بازار جدید داریم، نامش «کشور دوست‌داشتنی ایران» است. جای زیبایی‌ است. کسی دوست داره بره؟ برای تهیه کردن مواد غذایی مشکل دارند؛ قرار است مقداری از پولشان را بگیریم و گندم، سویا، و ذرت بدهیم. به مقدار زیاد. روندش به‌زودی آغاز خواهد شد. معاملهٔ بزرگی است.

الآن دو تا خدا داریم که دارای قدرت مطلق‌اند: یکی همون خدای ادیان ابراهیمی، یکی هم من ترامپ. قدرت مطلق من هر لحظه داره رو ایران اعمال می‌شه.

ضربهٔ سنگینی به آنها وارد کردیم. و حالا از موضع قدرت مطلق در حال مذاکره‌ایم؛ قدرت مطلق. خودشان هم این را می‌دانند. و تنگه از همین حالا باز است. و ما در آن تنگه رکوردهای تازه‌ای ثبت می‌کنیم.

شنیدن اظهارات متکبرانه، قاطع، و گاه متناقض ترامپ دربارهٔ توافق با ایران برای مایی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کنیم اغلب با نوعی شگفتی یا حتی تمسخر همراه است. در نگاه اول، این جملات را چیزی جز «حرف‌های متناقض» و «خودشیفتگی» نمی‌بینیم و به خودمان می‌گوییم «مگر می‌شود واقعیت به این پیچیدگی را در چند جملهٔ عوام‌فریبانه خلاصه کرد؟ آیا او در حال تحقیر طرف مقابل است؟» اما تقلیل دادن این ادبیات به دروغ یا تحقیر ملت ایران ما را از فهم دقیق چرایی بیان آن دور می‌کند، زیرا گوینده چندان به‌دنبال پایبندی به وقایع اصلی نیست در واقع مسئله این نیست که این جمله‌ها چقدر با واقعیت روی زمین منطبق‌اند؛ مسئله این است که گوینده با زیرکی یک ابزار سه‌کاره را به کار انداخته است که در سه میدان رسانه، سیاست داخلی، و میز مذاکره عمل کند.

در میدان اول، یعنی رسانه، همه‌چیز زیر سایهٔ «اقتصاد توجه» دست‌وپا می‌زند. در روزگاری که طول عمر تمرکز مخاطب به چند ثانیه رسیده، پیچیدگی‌های ملال‌آور سیاست خارجی چندان مورد اقبال مردم قرار نمی‌گیرد. زبان سیاسی در این شرایط باید مثل یک مشت محکم، کوبنده، و پر از بار احساسی باشد تا در چرخهٔ شتابان اخبار دیده شود. نام کشورها و بحران‌ها در این سطح دیگر واقعیت‌هایی جغرافیایی یا انسانی نیستند، بلکه صرفاً «نقاط تمرکز» هستند تا تنور رسانه را داغ نگه دارند و همه‌چیز را در دوگانه‌های سادهٔ «بُرد/باخت» یا «قدرت/ضعف» قالب‌بندی کنند.

اما وقتی دوربین‌ها خاموش می‌شود و روایت به میدان سیاست داخلی می‌رسد، کارکرد این زبان تغییر می‌کند. در ساختار به‌شدت قطبی‌شدهٔ آمریکا، سیاست خارجی جبههٔ دوم جنگ احزاب است، یعنی رهبر سیاسی فقط قرار نیست تصمیم بگیرد، او باید پیش از هر چیز «روایت» خودش از تصمیم را به افکار عمومی بفروشد، چون مردم در این دوره زمانه نگاهشان به تصاویر نهایی است تا تحلیل تحلیلگران و متخصصان. بنابراین، هرچه ساده‌تر و اغراق‌شده‌تر تصویر را جلوی چشمان بی‌حوصلهٔ آنها بگذارید، موفق‌ترید.

میدان سوم، که شاید پیچیده‌ترین آنهاست، میز دیپلماسی و چانه‌زنی پشت پرده است. در اینجا زبان ابزار «تنظیم ادراک» طرف مقابل است. ترامپ آگاهانه فراتر از ظرفیت واقعی‌اش لاف می‌زند تا محاسبهٔ حریف را به‌هم بریزد. اگر بتوانید خود را در موقعیت قدرت حداکثری تصویر کنید، هزینهٔ ذهنی مقاومت را برای رقیب بالا برده‌اید، فضای مانور او را تنگ کرده‌اید، و حالا هم در ذهنش و هم در حلقهٔ هواداران تندرویی که با این جمله‌ها برمی‌آشوبند تمرکز او را به هم زده‌اید.

این روش علی‌رغم مدرن بودنش، معایبی هم دارد، و آن این است که هم‌راستا نیستند. بدین معنا که زبانی که توده‌ها را در رسانه به هیجان می‌آورد روی میز دیپلماسی باعث بدبینی طرف مقابل می‌شود؛ و آنچه برای مصرف داخلی مفید است اعتبار بین‌المللی آمریکا را به چالش می‌گیرد. با این حال، فردی چون ترامپ چاره‌ای در به‌کارگیری این زبان ندارد و تلاش می‌کند با بالا بردن دوز پیروزی حماسی‌اش، که ظاهراً در باور بسیاری در آمریکا نمی‌نشیند، تصویری حماسی و ساده‌سازی‌شده برای مدیریت افکار عمومی ایجاد کند. به همین دلیل هم است که در پایان هر تصویرسازی، به رسانه‌ها نیز می‌تازد و آنها را فِیک نیوزهایی می‌داند که در پی کمرنگ کردن موفقیت‌های او هستند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: سه شهر. یک هفته. و رسانه‌های جریان اصلی همه‌اش را از دست دادند‏
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved