گزارشی از آناستازیا، در پادکست تینک بریکس
ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو
جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵
چکیده
در حالی که توجه رسانهها بیشتر بر بحران تنگهٔ هرمز و نوسانهای بازار نفت متمرکز بود، سه رویداد همزمان در دهلی نو، کازان، و پکن از روندی عمیقتر خبر میداد: شکلگیری تدریجی زیرساختهای یک نظم چندقطبی. نشست مشاوران امنیت ملی بریکس در هند، نشست روسیه و آسهآن در کازان، و بیانیهٔ راهبردی چین دربارهٔ حکمرانی جهانی همگی نشان میدهند که همکاریهای امنیتی، انرژی، مالی، و فناورانه میان کشورهای «غیرغربی» در حال نهادینه شدن است.
سه شهر، یک هفته، و رسانههای جریان اصلی همهاش را از دست دادند
در حالی که نگاه جهان به تابلوی قیمت نفت در تنگهٔ هرمز دوخته شده بود، رخدادی بهمراتب بزرگتر بیسروصدا در حال تثبیت شدن بود. در کازان، یکی از متحدان اصلی آمریکا در کنار ولادیمیر پوتین ایستاد تا نقشهٔ انرژی قرن بیست و یکم را نهایی کند. در پکن، در بیانیهای که در اواسط ژوئن منتشر شد رسماً اعلام میشد که نظم تحت رهبری «غرب» دیگر کارآمدیاش را از دست داده است. و در دهلی نو، اندیشکدهٔ امنیتی «جنوب جهانی» (کشورهای در حال توسعه) گرد هم آمده است تا فصل بعدی این روند را هماهنگ کند.
آنچه اکنون در حال وقوع است بحران جهان قدیم نیست، بلکه مرحلهٔ ساختوساز جهانی جدید است. کارگاههای ساختمانی را بهراحتی میتوان با خرابه اشتباه گرفت، مگر اینکه بدانید نقشههای پروژهٔ در حال اجرا چه شکلیاند.
امروز دقیقاً به شما نشان خواهم داد که این نقشهها چه میگویند.
امروز به سه تحول مهم بریکس در روزهای اخیر میپردازیم:
۱. شانزدهمین نشست مشاوران امنیت ملی بریکس در دهلی نو، اتاق فرمانی که در آن معماری امنیتی برای نشست سران در ماه سپتامبر طراحی میشود.
۲. نشست روسیه و آسهآن در کازان، جایی که یکی از متحدان عمدهٔ آمریکا بر اساس پیمانهای رسمی به همراه پوتین ریاست مشترک نشستی را بر عهده گرفت تا نقشهٔ راه انرژی و حاکمیت برای آسیای جنوب شرقی را تثبیت کند.
۳. بیانیهٔ چین دربارهٔ حکمرانی جهانی، سند راهبردیای که ناتو را «یادگار جنگ سرد» توصیف میکند و چارچوبی جایگزین برای نهادهای تحت رهبری «غرب» با مشارکت ۱۶۰ کشور ارائه میدهد.
هر یک از این موارد بخشی از چیزی است که برخی آن را «نظم چندقطبی» مینامند و اگر آنها را در کنار هم قرار دهیم، روایتی را شکل میدهند که اخبار شبانگاهی آن را پوشش نمیدهد. بنابراین ما این کار را میکنیم.
این روایت از دهلی نو، در ۲۲ ژوئن [۱ تیر]، آغاز میشود
هند میزبان شانزدهمین نشست مشاوران امنیت ملی بریکس بود. حاضران در این نشست از جمله عبارت بودند از: آجیت دووال از هند، سرگئی شویگو از روسیه، وانگ یی از چین، و نظامیپور از ایران.
این نشست در نگاه اول ممکن است شبیه به یک محفل سادهٔ دیپلماتیک به نظر برسد، اما در واقع اتاق فرمانی برای هماهنگسازی اطلاعات امنیتی بود. هدف این بود که سرویسهای امنیتی آنها- یعنی آنهایی که عملاً مسئول مقابله با تروریسم و تهدیدهای سایبریاند- پیش از دیدار رهبران کشورها در ماه سپتامبر گفتوگو و هماهنگی میان خودشان را آغاز کنند. حضور وانگ یی در این میان مهمترین نشانه است: این دومین سفر او به هند از زمان کاهش تنشهای مرزی در سال ۲۰۲۴ است. این نشان میدهد که از بستر بریکس برای عبور از اصطکاکهای گذشته و حرکت بهسوی همگرایی بسیار گستردهتر استفاده میشود. فقط برای اطلاع شما، ما این برنامه را زمانی ضبط کردیم که نشست دهلی نو هنوز در جریان بود.
اما چیزی که اعداد و ارقام همین حالا بهطور غیرقابل انکاری نشان میدهند این است:
حالا دیگر دربارهٔ دلارزدایی بهعنوان احتمالی در آینده صحبت نمیکنیم، بلکه با واقعیتی تحققیافته روبهرو هستیم. و ارقام نشست روسیه و آسهآن در کازان این موضوع را ثابت میکنند.
یک قدم عقبتر بروید؛ اهرم واقعی قدرت در اینجا چیست؟ تا سال ۲۰۲۵، در حدود ۸۵درصد تجارت خارجی روسیه با روبل یا ارزهای مرتبط با بریکس تسویه میشد. چهار سال پیش، بیش از ۷۵درصد آن با ارزهای کشورهای گروه هفت انجام میشد. در کمتر از ۴۸ ماه، چشمانداز مالی تقریباً بهطور کامل دگرگون شده است.
دلارزدایی دیگر یک نظریه نیست. دگرگونی ساختاریِ تکمیلشده است. روسیه فقط از تحریمها جان سالم به در نبرده است، بلکه پا را فراتر گذاشته و در عمل به کشورهای دیگر نیز کمک میکند تا از نظام دلاری خارج شوند.
بحران تنگهٔ هرمز این روند را شتاب بخشیده است. در حالی که ایران مسیرهای اصلی کشتیرانی را تهدید میکند، کشورهای آسیای جنوب شرقی با سرعت در حال متنوعسازی منابعشان هستند. در اوایل سال ۲۰۲۶، صادرات نفت و سوخت روسیه به کشورهای آسهآن در مقایسه با سال قبل ۴۰درصد افزایش یافت. حتی سنگاپور، که بهطور رسمی روسیه را تحریم کرده است، رشد ۸۱درصدی تجارت با مسکو بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ داشت.
این یک انتخاب ایدئولوژیک نیست. این کشورها در حال انتخاب خودمختاری راهبردیاند، ستون سومی که دوگانهٔ واشنگتن و پکن را در هم میشکند. و نشست کازان از طریق «بیانیهٔ مشترک همکاری انرژی» و «برنامهٔ جامع اقدام (۲۰۲۶–۲۰۳۰)»- که در آن سازوکارهایی برای شبکههای ارتباطی بانکیِ تسویههای بینالمللی پیشبینی و بهگونهای طراحی شده که وابستگی به زیرساختهای بانکی غرب را دور بزنند- چارچوبی چندجانبه در اختیار آنها قرار داد تا دقیقاً همین هدف را محقق کنند.
چه کسی ریاست مشترک نشست روسیه–آسهآن در کازان را بر عهده داشت؟ فردیناند مارکوس جونیور، رئیسجمهور فیلیپین. همان فردی که غرب او را قابل اعتمادترین «لنگر» در اقیانوس آرام میداند. با این حال، او آنجا در کنار ولادیمیر پوتین ایستاده بود و ریاست مشترک نشستی را بر عهده داشت که بیانیهٔ کازان را به مناسبت سی و پنجمین سال روابط روسیه-آسهآن صادر کرد.
مارکوس جونیور سه اولویت را مشخص کرد: امنیت، شراکت اقتصادی، و امنیت انرژی. او بهصراحت خواستار «همکاری، نه تقابل» شد.
مارکوس در سخنرانیاش گفت: «…این نشست تعهد جمعی ما را به تقویت همکاری در حوزههای امنیت سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی–فرهنگی تأکید کرد. ما دربارهٔ ترویج صلح، ثبات، و توسعهٔ پایدار، تقویت تجارت و سرمایهگذاری، تقویت امنیت غذایی و انرژی، پیشبرد همکاریهای علمی و فناوری، و تعمیق تبادلات مردمی دیدگاههایمان را مبادله کردیم.»
وقتی یک متحد پیمانی آمریکا ریاست همایشی را در کرملین کازان بر عهده دارد، دیگر مفهوم «روسیه بهعنوان دولت مطرود» عملاً معنایش را از دست میدهد.
این همان راهبرد تازهٔ ژئوپلیتیکی است. کشورهایی مانند فیلیپین، اندونزی، مالزی، و تایلند از انتخاب بین واشنگتن و پکن خسته شدهاند. آنها با افزودن روسیه بهعنوان ستون سوم، بهویژه از طریق فناوری هستهیی روساتم۱، یک سهپایه ایجاد میکنند. و سهپایه همیشه از کشمکش دوطرفه باثباتتر است.
و پکن نیز معماری فکری کل این روند را فراهم کرده است. سند راهبردی منتشرشده در اواسط ژوئن با عنوان «حکمرانی جهانی عادلانهتر و منصفانهتر»، ابتکار حکمرانی جهانی (Global Governance Initiative, GGI) را مطرح میکند که تاکنون نزدیک به ۱۶۰ کشور از آن حمایت کردهاند. چین خواستار «چندجانبهگرایی واقعی» است، راهبرد «غرب» موسوم به «حیاط کوچک با دیوارهای بلند» در حوزهٔ فناوری را نقد میکند، و ناتو را «یادگار جنگ سرد» مینامد که باید دربارهٔ نقشش در بیثباتی جهانی «تأمل جدّی کند».
سؤال عمیقتر این نیست که کدام طرف در یک درگیری مشخص در حال پیروزی است، بلکه پرسش این است که آیا خودِ چارچوب تعیینکنندهٔ برنده و بازنده در حال بازنگری است؟ و چه کسانی آن را بازنگری میکنند؟
این مسیر به کجا میرود؟ در ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده، نظم مبتنی بر قواعد فرو نخواهد پاشید، اما منطقهیی خواهد شد. نهادهای سال ۱۹۴۵ از بین نمیروند، فقط دیگر تنها بازی موجود در شهر نخواهند بود.
نشست مشاوران امنیت ملی در دهلی نو زمینهٔ فنی و مقدماتی نشست سران در سپتامبر را فراهم میکند، جایی که انتظار میرود شی جینپینگ و پوتین سازوکار دائمی هماهنگی امنیتی بریکس را تصویب کنند، چارچوبی سازمانیافته و مستقل از ناتو که تهدیدهای سایبری، تروریسم، و حاکمیت اطلاعاتی را پوشش میدهد.
در حوزهٔ انرژی، مسیر روساتم فراتر از ظرفیت تولید برق آن اهمیت دارد. انرژی هستهیی یعنی حاکمیت فناورانه. وقتی از طریق چرخههای سوخت هستهیی به مدت۶۰ سال زیرساخت انرژی کشوری را در اختیار داشته باشید، دیگر برای اعمال نفوذ پایدار به پایگاه نظامی نیازی ندارید.
روسیه هماکنون در حال اجرای پروژهٔ نیروگاه هستهیی نینتوان-۱ (Ninh Thuan-1) در ویتنام است و متخصصان انرژی را در سراسر اندونزی و مالزی آموزش میدهد.
و به مدارهای اطراف زمین توجه کنید. روسیه تولید انبوه منظومهٔ ماهوارهیی زورکی (Zorky)، شبکهٔ راسوت (Rassvet) را تأیید کرده است، شبکهای که ارتباطات پهنباند و امن را در سراسر نُه منطقهٔ زمانی فراهم میکند و دسترسی شرکای بریکس نیز برای آن برنامهریزی شده است. این شبکه مستقیماً با استارلینک رقابت میکند و اگر موفق شود، نوعی چندقطبی شدن زیرساختی در مدارهای پایینی دور زمین ایجاد میکند که در آن هیچ بازیگر واحدی کنترل ارتباطات جهانی را در اختیار ندارد.
برندگان این بازآرایی کسانیاند که در حال ساختن زیرساختهای شبکههای انرژی، سامانههای تسویه، شبکههای ماهوارهیی، و چارچوبهای حکمرانیاند. بازندگان کسانیاند که قدرتشان بر کنترل گلوگاههایی استوار است که بریکس اکنون فعالانه در حال دور زدن آنهاست.
سه شهر. یک هفته. یک اتاق فکر امنیتی که در دهلی نو هماهنگ شد. یک متحد آمریکا که در کازان چشمانداز انرژی روسیه را تأیید کرد. و یک بیانیهٔ حکمرانی از پکن که اکنون ۱۶۰ کشور آن را نقشهٔ راه میخوانند. لازم نیست با هیچکدام موافق باشید. اما باید آنها را بفهمید. چون این همان جهانی است که دههٔ آیندهٔ شما در آن ساخته میشود.
یک سؤال از خودتان بپرسید: چه کسی تصمیم میگیرد جهان «عادلانه» چه شکلی باشد؟ آیا همان کسانیاند که دفعهٔ قبل تصمیم گرفتند؟