Skip to content
ژوئن 24, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ترامپ، سنا، و جدال درون امپراتوری: نزاع بر سر قدرت یا شیوهٔ اعمال قدرت؟
  • جهان
  • دیدگاه‌ها

ترامپ، سنا، و جدال درون امپراتوری: نزاع بر سر قدرت یا شیوهٔ اعمال قدرت؟

(تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)

حمید آصفی

چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵

در نگاه نخست، رویارویی ترامپ و سنای آمریکا بر سر اختیارات جنگی تقابلی میان جنگ‌طلبان و مخالفان جنگ به نظر می‌رسد. اما با اندکی فاصله گرفتن از سطح رویدادها تصویری متفاوت آشکار می‌شود، تصویری که در آن نزاع اصلی نه میان دو جهان متضاد، بلکه میان دو گرایش متفاوت در درون ساختار قدرت واحدی جریان دارد.
از این منظر، آنچه میان ترامپ و سنا رخ می‌دهد لزوماً نبرد میان جنگ و صلح نیست، بلکه می‌تواند نزاع میان دو قرائت متفاوت از مدیریت قدرت در درون نظم سرمایه‌داری آمریکا باشد.
در این چارچوب، اختلاف اصلی بر سر هدف نیست، بر سر روش است.
یک جناح معتقد است که هژمونی آمریکا باید از مسیر فشار مستقیم، نمایش قدرت، و شتابِ تصمیم‌گیری حفظ شود. در این نگاه، هرگونه محدودیت نهادی، هرگونه تأخیر سیاسی، و هرگونه ملاحظهٔ بوروکراتیک می‌تواند فرصت‌های راهبردی را از میان ببرد.
در مقابل، جناحی دیگر بر این باور است که همان هژمونی باید از مسیر ائتلاف‌سازی، مشروعیت نهادی، و کنترل هزینه‌های سیاسی و نظامی تداوم یابد. این جریان نیز در پی حفظ برتری آمریکا است، اما نه از طریق شتاب‌زدگی، بلکه از طریق مدیریت و مهار کردن قدرت.
از این منظر، ترامپ و مخالفانش شاید بر سر تاکتیک‌ها اختلاف داشته باشند، اما هر دو در محدودهٔ حفظ جایگاه جهانی ایالات متحد آمریکا حرکت می‌کنند.
بنابراین، دعوای امروز کاخ سفید و سنا را نمی‌توان صرفاً جدال دو حزب دانست؛ این رویارویی را باید رقابت دو گرایش درون ساختار قدرت واحد تلقی کرد.
یکی به «سرمایه‌داریِ فرماندهی» گرایش دارد، نظمی که در آن ارادهٔ سیاسی می‌کوشد با سرعت، فشار، و تمرکز قدرت موانع را کنار بزند و تصمیم‌های راهبردی را با کمترین اصطکاک به اجرا درآورد.
دیگری به «سرمایه‌داریِ نهادمحور» تکیه می‌کند، نظمی که بقایش را در وجود نهادهای تنظیم‌کننده، سازوکارهای کنترلی، و توزیع نسبی قدرت میان مراکز مختلف تصمیم‌گیری جست‌وجو می‌کند.
در ظاهر این دو گرایش در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند، اما در عمق ماجرا هر دو به یک هدف مشترک می‌اندیشند: حفظ و بازتولید قدرت.
اختلاف بر سر اصل قدرت نیست.
اختلاف بر سر معماری قدرت است.
اختلاف بر سر مقصد نیست.
اختلاف بر سر مسیر است.
اختلاف بر سر امپراتوری نیست.
اختلاف بر سر شیوهٔ ادارهٔ امپراتوری است.
از همین رو، رأی سنا علیه گسترش اختیارات جنگی ترامپ را نمی‌توان لزوماً نشانهٔ مخالفت با سیاست فشار دانست، بلکه می‌توان آن را نشانهٔ اختلاف بر سر چگونگی اعمال آن فشار تلقی کرد.
در این چارچوب، حتی مفاهیمی چون قانون، بازدارندگی نهادی، و نظارت پارلمانی نیز صرفاً ابزارهای حقوقی نیستند، بلکه بخشی از سازوکارهای تنظیم قدرت در درون ساختاری‌اند که می‌کوشد از بی‌ثبات شدن خودش جلوگیری کند.
این نزاع بیش از آنکه نبردی میان دو جهان باشد، جدالی درون یک جهان است؛ جدالی میان دو شیوهٔ ادارهٔ امپراتوری.
شاید به همین دلیل است که صدای اعتراض نه از بیرون، بلکه از درون خود ساختار قدرت بلند شده است. زیرا تاریخ بارها نشان داده است که بحران‌های بزرگ تنها از تقابل دشمنان زاده نمی‌شوند، گاه از اختلاف مدیران قدرتی واحد نیز سر بر می‌آورند.
و شاید مهم‌ترین درس این منازعه نیز همین باشد:
گاه آنچه به‌عنوان نزاع سیاسی دیده می‌شود در واقع نزاع بر سر اصل قدرت نیست، نزاع بر سر چگونگی مدیریت قدرت است.
در چنین لحظاتی شکاف‌ها نه در مرزهای بیرونی، بلکه در اتاق‌های درونی قدرت پدیدار می‌شود، جایی که بازیگران نظمی واحد بر سر بهترین شیوهٔ حفظ همان نظم با یکدیگر به رقابت برمی‌خیزند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: وقتی «نابودی امپریالیسم» جایش را به «احترام متقابل» می‌دهد
Next: پیروزی چشمگیر سوسیالیست‌های دموکرات در انتخابات درونی حزب دموکرات در نیویورک
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved