الف. هوشيار
چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵
اگر کسی فقط چند سال پیش به هواداران سرسخت انقلاب بولیواری میگفت که روزی مقامهای همان حکومت از «همکاری»، «گفتوگو»، و «روابط سازنده» با ایالات متحد آمریکا، بهجای نابودی امپریالیسم، سخن خواهند گفت، احتمالاً با ناباوری روبهرو میشد. بخش بزرگی از هویت سیاسی چاویسم بر تقابل با آمریکا بنا شده بود. از سخنرانیهای آتشین هوگو چاوز در سازمان ملل متحد گرفته تا سالهای تحریم، بحران اقتصادی، و جنگ لفظی میان مقامهای دولتی ونزوئلا و آمریکا، دشمن اصلی همواره روشن بود: «امپریالیسم آمریکا».
اما سیاست بیش از آنکه میدان وفاداری به واژهها باشد، هنر مدیریت واقعیتهاست. و هنگامی که واقعیت تغییر میکند، زبان نیز ناچار است خودش را بازسازی کند. آنچه امروز در رسانههای نزدیک به دولت ونزوئلا مشاهده میشود صرفاً تغییر در سیاست خارجی نیست، بلکه بازآرایی تدریجی دستگاه زبانی و نمادینی است که میکوشد بدون انکار گذشته امکان حرکت بهسوی آیندهای متفاوت را در چارچوب تقسیم کار در نظام جهانی فراهم کند.
نکتهٔ جالب اینجاست که این چرخش نه با نفی روایت پیشین، بلکه از طریق جایگزینی آرام واژگان انجام میشود. در گذشته واژههای مسلط عبارت بودند از: «امپریالیسم»، «تهاجم»، «محاصره»، «مقاومت»، «مبارزه».
اما در زبان رسمی امروز بیش از هر چیز با واژههایی چون «گفتوگو» (diálogo)، «احترام متقابل» (respeto mutuo)، «برابری حاکمیتی» (igualdad soberana)، «همکاری» (cooperación)، و «دیپلماسی صلح» (diplomacia de paz) روبهرو میشویم.
این واژههای صرفاً انتخابهای ادبی نیستند، بلکه ابزارهای جدید مشروعیت و حقانیت سیاسیاند. دولت بولیواری در بیانیهای که پس از آغاز مرحلهٔ جدید روابطش با آمریکا منتشر شد اعلام کرد: «دولت بولیواری بار دیگر آمادگیاش را برای پیشبرد مرحلهای تازه از گفتوگوی سازنده، مبتنی بر احترام متقابل، برابری حاکمیتی دولتها، و همکاری میان ملتهای ما تأیید میکند.»
این جمله در نگاه نخست بیانیهای دیپلماتیک به نظر میرسد، اما در واقع حامل جابهجایی معنایی عمیقی است. در اینجا دیگر آمریکا صرفاً دشمن نیست، بلکه طرف گفتوگو است. اما این گفتوگو فقط زمانی مشروعیت مییابد که بر پایهٔ مفهومی کلیدی بنا شود: «احترام متقابل». این عبارت شاید مهمترین کلیدواژهٔ چاویسم متأخر باشد.
در زبان سیاسی امروز ونزوئلا، «احترام متقابل» کارکردی فراتر از تعارف دیپلماتیک دارد. این واژه به هواداران حکومت میگوید که رابطهٔ جدید به معنای تسلیم نیست. اگر در گذشته مبارزه با امپریالیسم نشانهٔ حفظ حاکمیت ملی بود، اکنون همین حاکمیت از طریق رابطهای تعریف میشود که ظاهراً بر مبنای برابری شکل گرفته است. به بیان دیگر، روایت رسمی چنین است: «ما آمریکا را نپذیرفتیم؛ آمریکا سرانجام پذیرفت با ما بهعنوان دولت مستقل رفتار کند.»
همین منطق را میتوان در سخنان وزیر خارجهٔ ونزوئلا نیز دید، آنجا که از ضرورت حل اختلافها از طریق گفتوگو، احترام متقابل، و حقوق بینالملل سخن میگوید.
نکتهٔ شایان توجه این است که حتی زمانی که سیاست عملی تغییر میکند، زبان سیاسی همچنان میکوشد پیوستگی تاریخیاش را حفظ کند. در هیچیک از بیانیههای رسمی سخنی از اشتباه بودن سیاستهای گذشته دیده نمیشود. هیچ مقام دولتی نمیگوید: «ما مسیر نادرستی را طی میکردیم.» در عوض گفته میشود: «شرایط جدید مرحلهٔ جدیدی را ممکن ساخته است.»
این تفاوتِ ظاهراً کوچک از نظر سیاسی بسیار مهم است، زیرا اعتراف به خطا میتواند حقانیت و مشروعیت تاریخی یک جنبش را زیر سؤال ببرد. اما سخن گفتن از «مرحلهٔ جدید» به حکومت اجازه میدهد گذشته و حال را در روایتی واحد ادغام کند.
تحلیلگران نزدیک به دولت نیز معمولاً از همین الگو پیروی میکنند. آنها کمتر از آشتی یا مصالحه سخن میگویند و بیشتر بر مفاهیمی چون «واقعگرایی انقلابی»، «توسعهٔ ملی»، و «بازسازی اقتصادی» تأکید میکنند. در این روایت، هدف اصلی دیگر شکست دادن آمریکا نیست، بلکه بهبود زندگی مردم ونزوئلا است.
وقتی رسانههای دولتی مینویسند که روابط جدید باید به «رفاه اجتماعی و اقتصادی مردم ونزوئلا» منجر شود، در واقع در حال انتقال مرکز ثقل مشروعیت سیاسی از ایدئولوژی به اقتصادند. این جابهجایی یکی از مهمترین تحولات گفتمانی در تاریخ معاصر چاویسم است.
در دوران هوگو چاوز، حقانیت و مشروعیت عمدتاً از مقاومت در برابر دشمن خارجی ناشی میشد. در دوران کنونی، همان مشروعیت بهتدریج به توانایی دولت در بازسازی اقتصاد، جذب سرمایه، و کاهش فشارهای معیشتی گره میخورد. اما این تحول فقط در سطح سیاست اقتصادی رخ نمیدهد، بلکه در سطح زبان نیز بازتاب مییابد. واژهها تغییر میکنند، زیرا وظایف سیاسی جدیدی بر عهده گرفتهاند. «امپریالیسم» همچنان در سخنرانیها حضور دارد، اما دیگر تنها واژهٔ مسلط نیست. در کنار آن اکنون «گفتوگو»، «همکاری»، و «احترام متقابل» نیز جایگاهی مرکزی یافته است.
در نهایت، آنچه امروز در ونزوئلا مشاهده میشود نمونهای جالب از این واقعیت است که حکومتها پیش از آنکه سیاستهایشان را تغییر دهند، زبانشان را تغییر میدهند.
چرخشهای بزرگ سیاسی معمولاً ابتدا در واژگان ظاهر میشود. کلمات تازه راه را برای واقعیتهای تازه باز میکنند. شاید به همین دلیل باشد که مهمترین تحول سیاسی ونزوئلای امروز نه در قراردادهای نفتی و نه در مذاکرات دیپلماتیک، بلکه در سرنوشت یک عبارت کوتاه نهفته است: «احترام متقابل»، عبارتی که برای بسیاری از حامیان دولت معنایش این است که مقاومت پایان نیافته است، فقط زبانش تغییر کرده است.
سؤالی که مطرح میشود این است که آیا این روشی شناختهشده نیست؟ و این اجبار به نوعی تسلیم شدن در مقابل تجاوزگری آمریکا را در جاهای دیگری شاهد نبوده و نیستیم؟