مصطفا آلاحمد
چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵
پس از انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، شماری از بازیگران زن سینمای ایران دیگر حاضر نشدند زیر قواعد حجاب اجباری به فعالیت حرفهای خود ادامه دهند. آنان نمیخواستند در آثاری بازی کنند که حتی در خصوصیترین فضاهای زندگی، شخصیتهای فیلم با پوششی تصویر میشوند که نهتنها با واقعیت همخوان نیست، بلکه بازتولید دروغی است که محصول اجبار حکومتی است.
بازیگرانی چون ترانه علیدوستی، کتایون ریاحی، هنگامه قاضیانی، آناهیتا همتی، مریم بوبانی، پانتهآ بهرام، افسانه بایگان، معصومه قاسمیپور، سحر ولدبیگی، نیوشا مدبر، فاطمه معتمدآریا، نیکی کریمی، پرستو صالحی، ویشکا آسایش از جمله زنانی بودند که هر یک بهشکلی این دیوارِ اجبار را فرو ریختند و بهای سنگین آن را نیز پرداختند، بهایی که از بازداشت و انزوا تا ممنوعیت از کار و مهاجرت اجباری متغیر بود. آنان حرفه و اعتباری را که سالها برایش تلاش کرده بودند برای حقیقت قربانی کردند.
اما در سایهٔ این شجاعت زنانه، پرسشی بنیادین مسکوت ماند: بازیگران و سینماگران مرد چه کردند؟ اگر حجاب اجباری را قانونی تبعیضآمیز بدانیم که مستقیماً زنان را هدف قرار میدهد، آیا مردانی که در همان صنعت مشغول به کار هستند هیچ مسئولیتی در قبال آن ندارند؟ مردانی که حتی در صحنههای شنا یا حمام کمتر محدودیتی دارند و میتوانند بدن نیمهبرهنهشان را به نمایش بگذارند، در حالی که چند تار موی همکار آنها هموارهٔ مسئله بوده است. آنجا که بازیگر مرد در صحنهای در خانه در مقابل همسرش (که با روسری و مانتو خوابیده یا نشسته) کاملاً راحت و با لباس خانگی بازی میکند، او نیز دارد به باورپذیر کردن آن موقعیتِ دروغین کمک میکند. آیا آنان صرفاً به این دلیل که خود مشمول این اجبار نبودند دلیلی برای اعتراض یا کنارهگیری نمیدیدند؟
این زنان برای نفی یک اجبار موقعیت حرفهای خودشان را به خطر انداختند، اما در میان مردان سینما کمتر کسی حاضر شد هزینهای مشابه بپردازد. این تفاوت را چگونه باید توضیح داد؟ همکاران این زنهای شجاع به کارشان ادامه دادند و حتی جای خالی آنها را با چهرههای تازه پر کردند. آیا مسئله تنها به شجاعت فردی برمیگردد، یا نشانهای از آن است که تبعیض، تا زمانی که مستقیماً دامن ما را نگیرد، چندان آزاردهنده به نظر نمیرسد؟
از سوی دیگر، تولید هر فیلم حاصل کاری گروهی است. همانگونه که هیچ بازیگری بهتنهایی یک اثر را خلق نمیکند، هیچ روایت دروغینی نیز بهتنهایی بازتولید نمیشود. بازیگران مرد، کارگردانان، تهیهکنندگان، و کل نظام تولید فیلم نیز در شکلگیری و بازنمایی این روایت تحریفشده مشارکت دارند.

در چنین وضعی، این پرسش مطرح میشود که سهم بازیگران مرد و دیگر عوامل در بازتولید این روایت تحریفشده چیست؟
اگرچه شماری از فیلمسازان و هنرمندان همگام با زنان بازیگرِ معترض علیه این تبعیض بیانیه دادند و گاه فیلمهای زیرزمینی ساختند، اما واقعیت تلخ این است که بخش عمدهای از بدنهٔ مردانهٔ سینما شغل، شهرت، امنیت، و پول را ترجیح داد.
این مسئلهای فراتر از سینماست؛ آینهای دربارهٔ نسبت اخلاقی ما با مفهوم بیعدالتی است. اینکه آیا انسان تنها زمانی اعتراض میکند که خودش قربانی باشد؟ یا میتواند هنگامی که تاوان تبعیض را دیگران میدهند، در کنار آنها ایستاد؟
به این ترتیب است که هر تبعیضی دو رکن دارد: قدرتی که آن را تحمیل میکند و مردمی که چشم بر ستم میبندند.
از اینستاگرام نویسنده