امیرمحسن شاهشرقی
چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵
نام پاکستان و شخص فرمانده نیروهای دفاعی آن کشور، عاصم منیر، از آغاز گفتوگوهای پایان جنگ تا کنون بیش از هر میانجی دیگری بر سر زبانها بوده است. فارغ از اینکه سرنوشت توافقنامهٔ اخیر چه باشد، پاکستان با نقشآفرینی فعال بهعنوان میانجی بین ایران و ایالات متحد آمریکا دستاوردهای قابل توجهی داشته است. این دستاوردها را میتوان در چهار سطح فردی (برای شخص عاصم منیر)، ملی، منطقهیی، و بینالمللی بررسی نمود.
تثبیت چهرهٔ دیپلماتیک عاصم منیر
برای شخص عاصم منیر این میانجیگری به یک «کمپین برندینگ» و تصویرسازی موفقیتآمیز بدل شده است. منیر پیش از این تلاشها، علیرغم اینکه بهعنوان چهرهای نظامی و امنیتی قدرتمند شناخته شده بود، آوازهٔ دیپلماتیک چندانی نداشت. اما در جریان این تلاشها این تصویر از منیر در ذهن عمده ناظران پدیدار شده که او از معدود رهبران موجود جهان است که میتواند در آنِ واحد با ایران و آمریکا تماس مستقیم برقرار کند و منبعث از کنشگریاش، مقامات عالی ایران و آمریکا را پس از نزدیک به پنج دهه سر یک میز بنشاند. منیر اکنون علاوه بر «فرمانده نیروهای دفاعی پاکستان»، بهعنوان «فیلد مارشال محبوب» آمریکا، «دوست و برادر» ایرانیها، و تسهیلگر اصلی «توافق اسلامآباد» شناخته خواهد شد. این دستاوردها بهطور خاص میتوانند جایگاه او را برای مواجهه با بحرانهای متأخر پاکستان، از زندان «ادیاله» گرفته تا «وزیرستان» و رودخانه سند، تقویت کند و همزمان به افزایش حمایت بینالمللی از تلاشهای او بهعنوان سیاستمداری قابل برای تثبیت قدرت فردی در پاکستان بینجامد.
تخلیه فشارهای اقتصادی و افکار عمومی
در سطح ملی، پاکستان موفق شده است فشار ناشی از اختلال در زنجیرهٔ تأمین انرژی خلیج فارس را علیه اقتصاد شکننده خود متوقف سازد. ظرفیت ذخیرهسازی پاکستان اندک است و این کشور ۸۰درصد نفت و گاز وارداتیاش را از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین میکرد. از این منظر، فشار انسداد تنگه و جهش قیمت انرژی برای پاکستان تبعات وسیعتری به دنبال داشت. مضاف بر این، پاکستان با توفیق در میانجیگری و متوقفساختن آتش، پاسخ مناسبی به افکار عمومی همسو با ایران- بهخصوص شیعیان- داده است.
جلوگیری از تنگتر شدن حلقه محاصره
در سطح منطقهیی، تغییر رژیم در ایران و روی کار آمدن یک دولت همسو با اسرائیل، حلقه محاصره را علیه پاکستان تنگتر میکرد. در محیط رسانهیی پاکستان بهکرات دربارهٔ این مسئله بحث میشد که چنین تحولی به معنای گسترش حلقهٔ محاصرهای است که از سوی هند، طالبان، و اسرائیل دور پاکستان تنیده شده است و اثر سرریز آن در افزایش حملات تروریستی در بلوچستان و خیبرپختونخوا قابل مشاهده است. علاوه بر این، توافق حاصلشده کابوس راهبردی پاکستان برای انتخاب میان ایران یا عربستان را مرتفع ساخته است.
ارتقای تصویر بینالمللی و افزایش قدرت مانور
اما مهمترین دستاورد پاکستان از میانجیگری را باید در سطح بینالمللی جستوجو کرد. دیری است که نام پاکستان در افکار عمومی جهان با مشکلات و معضلاتی همچون «تروریسم» و «افراطگرایی» گره خورده است و پروپاگاندای فعال با محوریت هند علیه آن کشور در سالهای اخیر با قوت و شدت ادامه داشته است. نزد نخبگان و سیاستمداران نیز نام پاکستان برای بسیاری تداعیکنندهٔ کشوری با شکنندگی اقتصادی و ابهام در سیاست امنیتی، یا بهاصطلاح ترامپ در مناظرات انتخاباتیاش «نیروی بیثباتکننده» بود. در این میان، میانجیگری برای متوقفساختن جنگی که آثار آن در پمپ بنزینها و مزارع چهارگوشهٔ دنیا بهصورت روزمره احساس میشد، فرصتی به پاکستان اعطا نموده تا تصویر قدرتی مسئول و تسهیلگر صلح از خود ارائه نماید. باید توجه داشت که این نقشآفرینی موفق و ارتقای تصویر بینالمللی قدرت مانور دیپلماتیک و سیاسی پاکستان را در سایهٔ تقابل فزایندهٔ آمریکا و چین بیشتر میکند و این کشور میتواند اعتبار بهدستآمده از این میانجیگری را در پایتختهای مختلف، از پکن و واشنگتن گرفته تا تهران، آنکارا، ریاض، و قاهره خرج نماید.
جمعبندی
توافق اسلامآباد آوازهٔ دیپلماتیک عاصم منیر را تقویت کرده است و حمایت بینالمللی از تثبیت قدرت او در پاکستان را افزایش خواهد داد. این نقشآفرینی مثبت میتواند برای پاکستان آوردهٔ سیاسی و اعتباری مشهودی به همراه داشته باشد که دستکم از زمان پرویز مشرف بدین سو کمیاب بوده است. در واقع، پاکستان پس از این میانجیگری موفقیتآمیز میتواند به افزایش پرستیژ بینالمللیاش امیدوار باشد و به اتکای آن برای حل معضلات داخلی و منطقهیی ظرفیت خلق کند، هرچند که نمیتوان از فعلیتیابی این ظرفیتها در عمل مطمئن بود.
از وبگاه اندیشکدهٔ تهران