سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
کارگران خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
کارگری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون بیاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل شود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود چنبره زده،درصورت. بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش کارگران و زحمتکشان میگذارند.
سالهاست اقتصاددانان نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض ظلم. و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر کارگر همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در سفرها.قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
“صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است.”
*ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
۲۶ خرداد /۱۴۰۵
اتحاد اتحاد علیه فقرو بیداد