Skip to content
ژوئن 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • گذر از مرحلهٔ دوم توافق کار دشواری است، اما رسیدن به تفاهم با مردم دشوارتر می‌باشد 
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

گذر از مرحلهٔ دوم توافق کار دشواری است، اما رسیدن به تفاهم با مردم دشوارتر می‌باشد 

ناصر دانشفر

سه شنبه  ۲۶  خرداد ۱۴۰۵

آنطور که از قرائن برمی‌آید و بنا به گفتهٔ افراد دست‌اندرکار مذاکرات، گام دوم این پروسه بدلیل ورود به اختلافات بنیادی بین ایران و آمریکا نسبت به توافق بدست آمده آسان حاصل نمی‌شود که هیچ، چنان سخت و طاقت‌فرساست که شاید پنبهٔ توافق اولیه را هم بزند.
چندی پیش با یکی از سرداران بازنشستهٔ سپاه گفتگو داشتیم. خدمتشان عرض کردم که شما به ناچار و برای حفظ موجودیت نظام بدرستی پارامتر تنگهٔ هرمز و هدف قرار دادن پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه را در دستور کار قرار دادید و انصافاً تا به اینجا این رویکرد، جواب داده و باعث موفقیت شما شده است. اما، اما اگر اداره کنندگان فعلی کشور از این برگ خوب استفاده نکنند، ممکن است که حاکمیت دوباره در شرایط بغرنجی قرار گیرد. لذا از ایشان خواستم که به بالایی‌ها از قول بنده بگوید که هرچه سریعتر قال قضیه را بکنند و باز با فرصت‌سوزی مردم را گرفتار نکنند. ایشان که گویا کمی از کوره در رفته بودند، ابتدا به میان حرفم پریدند و گفتند که آنها از تو عاقلترند و بعد جملهٔ خود را چنین اصلاح کردند که مذاکره کنندگان فعلی از شما بیشتر اهل دو دو تا چهارتا هستند. توافق روز گذشته نشان داد که همانگونه که او ابراز نمود، پشت پردهٔ مذاکرات با داد و قال‌های به اصطلاح کارشناسان رسانهٔ میلی بسیار تفاوت دارد و امیدوارم که تیم مذاکره کننده در مرحلهٔ دوم نیز سربلند گردند و کشور را از وضعیت فاجعه‌بار کنونی خلاص کنند.
گمان نگارنده آن است که با توجه به مشخص شدن میزان توانمندی جمهوری‌اسلامی در حراست از کیان نظام، ساکنان کاخ سفید علاقه‌ای به بازگشت به جنگ‌ ندارند و اگر نجواهای بی‌بی در گوش ترامپ او را مجاب به استفاده از نیروی زمینی نکند، این جنگ را خاتمه یافته باید تلقی کرد. از طرفی با عنایت به درک درست سران قوا از وضعیت حاکم بر کشور، به نظر می‌رسد که اینان با بده بستان‌های منطقی سرانجام این مذاکرات را به نقطهٔ برد برد برسانند و زمینهٔ رفاه حداقلی مردمان را فراهم آورند. امید آنکه چنین شود.
لیکن حتی اگر این نیز به وقوع بپیوندد، باز هم گرهٔ کور کار این رژیم عبور کرده از ایدئولوژی‌های مرگبار باز نمی‌شود. چرا که درد اساسی حاکم بر کشور عدم مقبولیت و مشروعیت حاکمیت است که باید با بازگرداندن اعتماد عمومی آن را درمان کرد. نیاز به گفتن نیست که این قصه اگر امر محال نباشد، بسیار دشوارتر از رسیدن به تفاهم نهایی با آمریکا می‌باشد.
میرحسین راهکار برون‌رفت از این ماجرا را برگزاری رفراندوم می‌داند و بندهٔ حقیر همانگونه که پیشتر نوشته‌ام، تحقق این پیشنهاد را امری محال می‌دانم، چرا که دمکرات‌ترین حکومت‌ها نیز حاضر به برگزاری همه‌پرسی در مورد موجودیت خود نیستند. این بدان معنا نیست که طرح موسوی نادرست است، که از این درستتر نمی‌شود، مشکل آن است که قابلیت اجرایی ندارد.
پندار من این است که در شرایط فعلی، تنها راه منجر به تغییر از طریق اقدامات رهبر سوم می‌گذرد. اینکه ایشان چه خواهد کرد را هیچکس نمی‌داند، بنده نیز به دلیل عدم شناخت از ایشان، اکنون امکان پیش‌بینی و داوری ندارم. کتمان نمی‌کنم که در سالهای پس از رخداد جنبش سبز چیزهای خوبی از ایشان نشنیده‌ایم، اما با ظن و گمان در بارهٔ وی قضاوت نمی‌کنم.
آری نمی‌دانم چه خواهند ، شاید بخواهند جا پای پدر بگذارند و همچنان در همان مسیری گام زنند که او بر آن اصرار داشت. اگر این باشد که …، شخصاً بعید می‌دانم که این اتفاق رخ دهد.
شاید هم به مانند چین در پی توسعهٔ اقتصادی باشد و بخواهد تا مدتی آزادی‌های مدنی را محدود نماید که در این صورت گمان من این است که با توجه به جو فرهنگی اجتماعی حاکم بر مردم ایران، سوی ناکجاآباد را پیش گرفته‌اند و دیر یا زود با مردم دچار چالش خواهند شد. امکان دارد که اشتباه کنم، اما گمان من این است که ایران را توسعهٔ متوازن سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نجات خواهد داد.
از این رو توصیهٔ من به ایشان این است که با اعلام آشتی ملی، آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر، دلجویی از مردم صدمه دیده در خیزش‌های مردمی و کنار گذاشتن نظارت استصوابی برای شرکت دادن مردان کاربلد در ادارهٔ کشور، طریق بازگشت به مردم را بپیمایند، علاوه بر این به جای وابستگی به اردوگاه شرق، در سیاست خارجی بین غرب و شرق نیز راهبرد موازنه را در پیش گیرند. بدیهی است که در این صورت نیز شاید آنگونه که باید اعتماد مردم جلب نشود و به آسانی نتوان با همسایگانی که حالا زخم کاری خورده‌اند همکاری نمود، چه رسد به اینکه با سنگ‌اندازی‌های قطعی رفقای شرقی، بشود رابطه با غرب را عادی‌سازی کرد. با این همه به یقین این تنها مسیری است که برای برون رفت از این وضعیت نابسامان وجود دارد. ای کاش چنین کنند، این تنها راه نجات است.

منبع: کانال تلگرامی نگارنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟*
Next: ‍ سکوت سیاسیون در برابر فاجعه میناب و لامرد و خوشحالی از جنگ
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved