جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
جنگ تنها انسانها و زیرساختها را هدف قرار نمیدهد؛ آب، خاک، پوشش گیاهی، حیاتوحش، و تمامی اجزای محیطزیست نیز از پیامدهای آن آسیب میبینند. دکتر عبدالرسول سلمان ماهینی، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، با تأکید بر ضرورت حکمرانی محیطزیست در مراحل پیش، حین، و پس از جنگ معتقد است که مستندسازی سریع خسارتها، تدوین پروتکلهای مدیریت بحران، و برنامهریزی برای بازتوانی زیستبومها (اکوسیستمها) برای حفاظت از سرمایههای طبیعی و مطالبهٔ غرامتهای محیطزیستی در دوران پساجنگ باید در نظر گرفته شود.
استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در گفتوگو با نازنین ناصری، خبرنگار «پیام ما» ضمن بیان اینکه دانش و فناوریهای مرتبط با جنگ، جنگاوری، و کشتار، و همچنین دامنه تأثیرهای آنها بر بخشهای زنده و غیرزنده، از جنگ جهانی اول تا کنون رشد بسیار زیادی داشته است، میگوید: «اگر نرخ رشد دانش مرتبط با سلامت و بهداشت ضریب دو میخورد، نرخ رشد دانش مرتبط با کشتار، جنگ، و مرگآفرینی ضریب دوازده میخورد. متأسفانه این رشد دوازدهبرابری باعث شده که در هر جایی که جنگ اتفاق بیفتد، بهویژه در سالهای اخیر، محیطزیست بهشکل وحشتناکی تحت تأثیر قرار بگیرد.»
ماهینی به حکمرانی محیطزیست در قبل از جنگ، حین جنگ، و بعد از جنگ با مفهوم بهکارگیری مجموعهای از سیاستها، نهادها، قوانین، و فرایندها برای حفظ و استفادهٔ پایدار از محیطزیست اشاره میکند و میافزاید: «در این مجموعه انسان مفقود نیست، بلکه جزئی از محیطزیست است. پایداری انسان در کرهٔ زمین در گرو پایداری محیطزیست قرار میگیرد.»
این استاد دانشگاه یکی از موضوعهای مهم حکمرانی محیطزیست در قبل از جنگ را شناسایی، نقشهبرداری، و تهیهٔ فهرست مناطق پُرریسک و حساس شامل توسعههای مختلف مانند پتروشیمیها، نیروگاهها، سدها، جادهها، و حتی بیمارستانها میداند. او میگوید: «در صورتی که این مناطق دچار خطر شوند، صدمات اولیه، ثانویه، و درجات بالاتر را میتوانند بر خود و محیط بهجای بگذارند. این شناسایی برای اولویتبندی اینکه کجاها را قبل از جنگ بیشتر پشتیبانی و مدیریت کنیم تا آثار سوانح آنها بر خود و محیط اطرافشان کمتر شود میتواند به مدیریت محیطزیست در حین و بعد از جنگ کمک کند.»
به گفتهٔ ماهینی، اقداماتی باید انجام و در کنار آن پروتکلهایی باید تدوین شود تا در صورتی که اتفاقی رخ داد، اقدامات بهشکل سیستماتیک و مشخص برای مناطق اجرا شود. او اضافه میکند: «حکمرانی قبل از جنگ بسیار مهم است، زیرا مسئلهٔ زندگی و حیات و ضرورتهای حفظ جان افراد مطرح است. مشکلاتی که همزمان با جنگ اتفاق میافتد دسترسیها و حضور فیزیکی را محدود میکند. از این رو، قبل از جنگ باید برای دورهٔ جنگ اقدامات لازم مهیا شود. سازمانهایی که دارای مجوز هستند باید بتوانند از تصاویر ماهوارهیی، هوایی، و پهپادها با همکاری نهادهای نظامی و امنیتی بهره ببرند و از اطلاعات موجود بهشکلی که این اطلاعات خوراک تبلیغاتی برای دشمن ایجاد نکند برای پایش و مستندسازی آسیبها استفاده کنند.»
این استاد دانشگاه بر حکمرانی و مستندسازی بهموقع صدمات واردشده بر محیطزیست در حین جنگ تأکید میکند و میگوید: «زمانی که جنگ اتفاق میافتد، اثرات و آسیبهای آن در لحظات و روزهای اولیه قابل ثبت و ضبط است، زیرا بعد از گذشت روزهای اولیه و طولانیتر شدن زمان ممکن است با دستگاهها و ابزارهایی مانند تصاویر ماهوارهیی بهخوبی ثبت و ضبط نشوند.»
او اضافه میکند: «درصورتیکه حین جنگ بهخوبی مستندسازی نکرده باشیم، بعد از جنگ اگر بخواهیم از این مستندات استفاده کنیم، ممکن است زمان از دست رفته باشد. برای مثال، آلودگیای که پخش شده است بعد از چند روز رقیق و گسترده میشود و میزان آن مشخص نیست و نمیتوانیم اقدامات مناسب را انجام دهیم. بنابراین، در صورتی که مستندسازی نشود، در حق محیطزیست اجحاف کردهایم. در همین ارتباط، در حین جنگ پایش هوشمند و مستندسازی با هماهنگی نهادهای امنیتی و نظامی باید بهشکل بسیار قوی انجام شود تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده است. باید مستندسازی قبل و بعد از آسیب به شیوهٔ هوشمند، طبقهبندیشده، و مناسب دربارهٔ محیطزیست داشته باشیم تا بتوانیم بعد از جنگ از آن برای انجام اقدامات و ارائهٔ دعاوی استفاده کنیم.»
ماهینی حکمرانی محیطزیست در بعد از جنگ را به موضوع بازتوانی محیطزیست مرتبط میداند و توضیح میدهد: «در بازتوانی، با پروژههای مختلف باید عملکرد محیط را تا حد امکان به شرایط پیشین بازگردانیم. مثلاً اگر خاک کشاورزی منطقه دچار آلودگی شده و استفاده از آن با وضع فعلی اسفبار و مشکلساز است، باید با اقداماتی آن را به شرایط اولیهٔ قبل از جنگ نزدیک کنیم.»
این مُدرس دانشگاه بازتوانی را دارای جنبههای متفاوتی میداند و میگوید: «در این زمینه مطالعات زیادی صورت گرفته، از جمله کتابها و مقالات زیادی نوشته شده و متخصصان برجستهای در ارتباط با بازتوانی محیطزیست در کشور داریم. اما باید بهشکل راهنما و زمانمند مشخص شود که در بخشهای مختلف محیط آبی و خاکی، گیاهان، جانوران، و انسانها، بهویژه در محیطهای شهری و روستایی، چه مشکلاتی ممکن است به وجود بیاید. همچنین راهکارها و دستورالعملها باید بهصورت کتابچهای در اختیار سازمانهای متولی قرار بگیرد.»
او ادامه میدهد: «بعد از اینکه جنگ تمام شد، سازمانها بدانند اقدامات را مطابق با پروتکل انجام دهند؛ اینکه با چه روشهای کارشناسی، به چه شکل و با چه هزینهای دست به اقدام بزنند. برای تکتک مشکلات و معضلاتی که برای محیطزیست در حین جنگ پیشآمده و مستند شده است باید راهکار نوشته شود. خوشبختانه، با توجه به انبوه متخصصان محیطزیست، این مقوله کار چندان سختی نیست. به عبارت دیگر، اقدام سریع پس از جنگ برای بازتوانی محیطزیست میتواند اثراتی داشته باشد که اگر زمانِ آن بگذرد و طولانی شود و ما اقدامی نکنیم، دهها بلکه صدها برابر آن باید امکانات و هزینه صرف کنیم و شاید باز هم به وضعی که میخواهیم نرسیم.»
این استاد دانشگاه میافزاید: «ما نباید نقش سازمان حفاظت محیطزیست را صرفاً به اعلام صدمه و آسیبدیدگی به مناطق حفاظتشده تقلیل دهیم. این سازمان بخشهای مختلفی مانند محیطزیست انسانی، محیطزیست طبیعی، و محیطزیست دریایی دارد. در این بخشها باید بهشکل منسجم امکانات و آمادگیهای لازم در حد الزامات فراهم شده باشد تا بهسرعت در حین و پس از جنگ، در هر جا که لازم است، اقدامات لازم برای بازتوانی محیطزیست انجام شود و برای ارائهٔ دعاوی در مجامع بینالمللی و ارزیابی، بهویژه ارزیابی مالی جبران خسارت، مورد استفاده قرار گیرد. سازمان حفاظت محیطزیست باید ارزیابی مالی انجام دهد و خسارت در بخشهای مختلف، از جمله گیاهان و جانوران، را برآورد و هزینهٔ آن را اعلام کند، تا زمانی که صحبت از پرداخت غرامت جنگی شد، بخشی از آن به محیطزیست اختصاص داده شود.»