چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
نیما حیدری – اندیشهٔ نو: در میانهٔ بهاری که هنوز امیدی از آرامش در آن دیده میشد، خبر کوتاهی از شرق آفریقا جهان را تکان داد: سازمان جهانی بهداشت در ۱۶ مه ۲۰۲۶ (۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) اعلام کرد که در جمهوری دموکراتیک کنگو بیماری ناشناختهای با مرگومیر زیاد در حال گسترش است. ده روز بعد این بیماری نام آشنایش را آشکار کرد: اِبولا، ویروسی که خاطرهٔ تلخ سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ را دوباره زنده کرد و این بار میتواند تا دو میلیون نفر را گرفتار کند.
در استان ایتوری، جایی که نخستین موارد دیده شد، مردم هنوز از شوک اولیه بیرون نیامدهاند. گزارشها نشان میدهد که بیماری با سرعتی نگرانکننده از بونیا به شهرهای دیگری چون مونگبوالو، بوتمبو، گوما و کاتوا رسیده است. در همین حال، اوگاندا نیز هفت مورد ابتلا و یک مورد مرگ را تأیید کرده است، نشانهای از آنکه مرزهای جغرافیایی در برابر این ویروس چندان مقاوم نیستند.
اما آنچه اینبار بحران را پیچیدهتر کرده است نهفقط ماهیت مرگبار این ویروس، بلکه ضعف ساختارهای بهداشتی و کاهش کمکهای بینالمللی است. دکتر ماننجی مانگودو، مدیر آکسفام (Oxfam) در کنگو، میگوید که کشور «پیش از این هم در آستانهٔ فروپاشی» بوده است. یکچهارم جمعیت کنگو با گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند و کاهش بودجههای انساندوستانه باعث شده که سیستمهای نظارتی نتوانند شیوع این بیماری را بهموقع شناسایی کنند.
در چنین شرایطی، سازمانهای امدادی مانند آکسفام تلاش میکنند با امکانات محدودی که دارند زنجیرهٔ انتقال را بشکنند: از توزیع آب سالم و کیتهای بهداشتی گرفته تا آموزش جوامع محلی و تقویت زیرساختهای درمانی. تجربهٔ سالهای گذشته به آنها آموخته است که در برابر ابولا، زمان مهمترین سلاح است. اما این بار کاهش بودجهها حتی این سلاح را هم کُند کرده است.
در حالیکه رفتوآمد گسترده میان سه کشور کنگو، اوگاندا، و رواندا خطر گسترش منطقهیی را افزایش میدهد، کارشناسان هشدار میدهند که اگر کمکهای فوری نرسد، بحران میتواند از کنترل خارج شود. اکنون چشمها دوباره به آفریقا دوخته شده است، جایی که مردمش بار دیگر در برابر ویروسی ایستادهاند که جهان گمان میکرد آن را پشت سر گذاشته است.

شیوع تازهٔ ابولا در جمهوری دموکراتیک کنگو فقط بحران بهداشتی و سلامت نیست، آینهای است که ضعف ساختارهای جهانی، فرسایش کمکهای انساندوستانه، و شکنندگی دولتها را بیپرده نشان میدهد. سازمان جهانی بهداشت در ۱۶ مه ۲۰۲۶ وضعیت اضطراری اعلام کرد، اما حقیقت این است که بحران مدتها پیش آغاز شده بود، یعنی از زمانی که جهان بهتدریج از کنگو چشم برداشت و زیرساختهای حیاتی آن کشور در سکوت فرو ریخت.
در کشوری که یکچهارم جمعیت آن گرفتار گرسنگیاند و سالها جنگ و کاهش بودجههای بینالمللی سیستم نظارتی را فلج کرده است، شیوع ابولا نه «حادثهای ناگهانی»، بلکه پیامد طبیعی فروپاشی تدریجی است. به گفتهٔ مدیر آکسفام در کنگو، کاهش کمکها باعث شد آن کشور «عملاً ابولا را نادیده بگیرد» و شیوعی که باید هفتهها زودتر شناسایی میشد بیصدا گسترش یافت.
این بحران همچنین نشان میدهد که بهداشت جهانی بدون عدالت جهانی ممکن نیست. وقتی کمکهای حیاتی- از جمله بودجهٔ آژانس توسعهٔ بینالمللی ایالات متحد آمریکا، USAID- کاهش مییابد، سازمانهایی مانند آکسفام که تجربهٔ مستقیم در مهار کردن ابولا دارند توان گسترش عملیاتشان را از دست میدهند. نتیجه روشن است: سرعت ویروس از سرعت واکنش انساندوستانه پیشی میگیرد.
گسترش جغرافیایی بیماری نیز زنگ خطری برای منطقه است. رفتوآمد گسترده میان کنگو و اوگاندا و رواندا، همراه با هفت مورد تأییدشده در اوگاندا، نشان میدهد که مرزها در برابر ویروسها توهمی بیش نیستند. در جهانی که سفر، تجارت، و مهاجرت بخشی از زندگی روزمره است، هیچ کشوری نمیتواند بحرانهای سلامت را «مسئلهٔ دیگران» بداند.
اما شاید مهمترین درس این شیوع ضرورت سرمایهگذاری پایدار در سلامت عمومی باشد. واکسن یا درمانی برای این سویه وجود ندارد، اما ابزارهایی مانند آب سالم، آموزش بهداشت، و زیرساختهای درمانی میتوانند زنجیرهٔ انتقال را بشکنند. اینها اقدامات سادهایاند، اما فقط زمانی مؤثرند که جهان ارادهٔ حمایت از آنها را داشته باشد.
در نهایت، ابولا ۲۰۲۶ باید ما را به پرسشی بنیادی برساند: چگونه میتوان از جهانی سخن گفت که بههمپیوسته است، اما در لحظهٔ بحران، ضعیفترین جوامع را تنها میگذارد؟ اگر پاسخ این پرسش را نیابیم، ابولا آخرین ویروسی نخواهد بود که از دل بیتوجهی جهانی سر برمیآورد.