Skip to content
ژوئن 5, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • نخستین سنگر مبارزهٔ ضد‌ّامپریالیستی در داخل کشور است
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

نخستین سنگر مبارزهٔ ضد‌ّامپریالیستی در داخل کشور است

چرا مبارزه با سیاست‌های مخرب داخلی مؤثرترین شکل مبارزه با سلطهٔ خارجی است؟

الف‌. هوش‌یار

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵

در بسیاری از جوامع خاورمیانه واژهٔ «امپریالیسم» هنوز یکی از پُرکاربردترین واژه‌های سیاسی است. این واژه برای میلیون‌ها نفر صرفاً یک مفهوم روشنفکری نیست، بلکه نامی است برای تجربه‌ای تاریخی از کودتاها، اشغال‌ها، تحریم‌ها، جنگ‌های ‏تجاوزکارانه، مداخله‌های خارجی، و پافشاری بر نظام نابرابر قدرت در جهان. فقط مردم نیستند که با این کلیدواژه آشنایی ‏عمیق دارند؛ گاه حکومت‌ها نیز از آن با مقاصدی متفاوت بهره می‌گیرند. تردیدی نیست که امپریالیسم به‌عنوان یک نظام ‏جهانی واقعیت وجودی دارد و ملت‌ها، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه (جنوب جهانی) نیازمند شناخت و مبارزه با آن‌اند. اما مشکل از جایی آغاز ‏می‌شود که این تشخیص درست به نتیجه‌گیری نادرست سیاسی منجر می‌شود. ‏

اینکه قدرت‌های بزرگ رفتارهای امپریالیستی دارند به این معنا نیست که مؤثرترین میدان مبارزهٔ سیاسی نیز الزاماً بیرون ‏از مرزهای ملی و در فراسوی جهان است. میان «منبع قدرت» و «نقطهٔ اثرگذاری» سیاسی در مبارزه تفاوت وجود دارد. ‏بخش بزرگی از ادبیات ضد‌ّامپریالیستی معاصر این دو را با یکدیگر خلط می‌کند.‏

فرض کنیم فردی در تهران، بغداد، قاهره، یا بیروت زندگی می‌کند. او ممکن است به‌درستی معتقد باشد که بسیاری از ‏بحران‌های منطقه محصول سیاست‌های دولت‌های آمریکا، اسرائیل، بریتانیا، یا دیگر قدرت‌های بزرگ است. اما سؤال مهم‌تر این است: او ‏برای تغییر این وضع چه اهرمی در اختیار دارد؟ آیا می‌شود از راه دور و غیرمستقیم سیاست خارجی امپریالیستی آمریکا ‏یا صهیونیستی اسرائیل را تغییر داد؟ آیا می‌توان رفتار قدرت‌های بزرگ را مستقیماً مهار کرد. آیا می‌شود نظام حامل این ‏سیاست‌های ضدّبشری را بدین شیوه برانداخت؟ پاسخ تا حد زیادی منفی است. این وظیفه در درجهٔ اول بر دوش نیروهای ‏سیاسی و اجتماعی در خود آن کشورهاست و مواضع ضدّامپریالیستی حزب‌ها و سازمان‌های ترقی‌خواه در آن کشورها در ‏محکوم کردن تجاوزگری‌های دولت‌هایشان نیز در همین ارتباط قابل ارزیابی است.‏

اما افراد و جریان‌های سیاسی در جهان پیرامونی- در جهان بیرون از قدرت‌های امپریالیستی- می‌توانند بر سیاست کشور خودشان اثر بگذارد. این تأثیر هرچند محدود، هرچند ‏دشوار، اما به‌مراتب بیشتر از تلاش برای اثرگذاری بر کاخ سفید یا وزارت خارجهٔ این یا آن قدرت خارجی است. این همان نقطه‌ای است که ‏بخشی از کنشگری ضد‌ّامپریالیستی ممکن است مرتکب اشتباه و دچار مشکل شود.‏

بسیاری از نیروهای سیاسی چنان بر دشمن خارجی متمرکز می‌شوند که از مهم‌ترین میدان نبرد، یعنی ساختار قدرت داخلی، ‏غافل می‌مانند. در عمل، قدرت‌های امپریالیستی در خلأ عمل نمی‌کنند. هیچ کشوری صرفاً به‌دلیل وجود امپریالیسم در جهان با ‏آن درگیر نمی‌شود و آسیب نمی‌بیند. سیاست‌های امپریالیستی زمانی مؤثر می‌افتد که سیاست‌های افراطی و نادرست خارجی یک حکومت یا دولت، ‏امنیتی‌سازی سرکوبگرانه در داخل یک کشور، فساد ساختاری، ناکارآمدی اقتصادی، انزوای سیاسی، بحران مشروعیت (پذیرش عمومی)، و سوءمدیریت در کشور مفروض ‏امکان نفوذ قدرت‌های امپریالیستی و فشار آوردن بر آن کشور را فراهم کند. به بیان دیگر، امپریالیسم نیرویی خارجی است، اما آسیب‌پذیری در ‏برابر آن اغلب پدیده‌ای داخلی است.‏

برای همین است که تقریباً در همهٔ تجربه‌های موفق رهایی ملی در قرن بیستم، مبارزه با سلطهٔ خارجی همراه با مبارزه با ‏استبداد داخلی بوده است. جنبش‌های ضدّاستعماری فقط علیه قدرت‌های خارجی نجنگیدند؛ آنها هم‌زمان علیه ‏ساختارهای فاسد، نخبگان رانت‌خوار، دولت‌های ناکارآمد، و نظام‌های سیاسی غیر پاسخگو نیز مبارزه کردند. این جنبش‌ها فهمیده بودند ‏که استقلال ملی بدون اصلاحات عمیق داخلی به‌سرعت زمینه‌ را برای مداخله‌های خارجی فراهم می‌کند. این واقعیت امروز ‏بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.‏

در بسیاری از کشورهای منطقهٔ غرب آسیا (خاورمیانه)، دولت‌ها دهه‌ها با زبان ضد‌ّامپریالیسم سخن گفته‌اند، اما با اعمال غارت و سرکوب مردم کشور خودشان ‏هم‌زمان اقتصادهای شکننده‌تر، نهادهای ضعیف‌تر، فساد گسترده‌تر، و جوامع آسیب‌پذیرتری تولید کرده‌اند. نتیجه آن شده است ‏که همان کشورها بیش از گذشته در برابر فشارهای خارجی، تحریم‌ها، تهدیدهای نظامی، و مداخله‌های سیاسی آسیب‌پذیر شده‌اند. ‏در چنین شرایطی، دفاع از حاکمیت ملی، شفافیت، پاسخگویی، توسعهٔ اقتصادی، عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، و منافع ‏ملی دیگر موضوع‌هایی جدا از مبارزه با امپریالیسم نیست.

به عبارت دیگر، مبارزه با این رژیم‌ها بخش مهمی از خودِ مبارزه با ‏امپریالیسم‌ است،‏ زیرا کشوری که اقتصاد ناکارآمد، جامعهٔ مدنی ضعیف، نهادهای ناسالم‌، و پذیرش سیاسی کمتری در جامعه دارد بیشتر در معرض ‏سلطهٔ خارجی قرار می‌گیرد. کشوری که منابعش صرف ماجراجویی‌های سیاسی یا ایدئولوژیک، فساد ساختاری، و سرکوب ‏داخلی می‌شود عملاً به ظرفیت مقاومت در برابر فشار خارجی‌ لطمه می‌زند، حتی اگر هر روز علیه امپریالیسم شعار ‏بدهد، با آن درگیر شود، و هدف نظامی قدرت‌های امپریالیستی قرار گیرد.‏

از این منظر، افشای رفتارهای امپریالیستی قدرت‌های بزرگ همچنان ضروری است و باید دربارهٔ جنگ‌های تجاوزگرانه، ‏مداخله‌ها، اشغال‌ها، تحریم‌های آسیب‌زننده، و سیاست‌های سلطه‌جویانه سخن گفت، اما افشاگری به‌تنهایی استراتژی سیاسی مؤثری ‏نیست. افشاگری بدون تلاش جدّی برای تغییر ساختارهای داخلی اغلب به نوعی تسکین روانی تبدیل می‌شود، به احساسی از ‏حقانیت اخلاقی، بدون داشتن قدرت واقعی برای تغییر دادن اوضاع.‏

اما سیاست با احساس حقانیت تعریف نمی‌شود. سیاست با اهرم‌های واقعی قدرت تعریف می‌شود. و برای اکثریت شهروندان ‏جهان، نزدیک‌ترین و واقعی‌ترین اهرم قدرت همان دولت و ساختار حکمرانی کشور خودشان است.‏ شاید به همین دلیل لازم باشد در ضد‌ّامپریالیسم قرن بیست‌ و یکم بازاندیشی جدّی صورت گیرد. مسئله فقط این نیست که چه ‏کسی مقصر است. مسئله این است که از کجا می‌توان وضع را تغییر داد. و پاسخ، دست‌کم برای بیشتر مردم، نه در ‏واشنگتن و نه در تل‌ آویو، بلکه در پایتخت کشور خودشان قرار دارد. ‏

نخستین سنگر ضد‌ّامپریالیسم برقراری حاکمیتی ملی و دموکراتیک است. نخستین سنگر ضد‌ّامپریالیسم جامعه‌ای است که ‏بتواند حکومتش را نقد کند. و نخستین سنگر ضد‌ّامپریالیسم دفاع از منافع مردم در برابر حکومتی است که به‌راحتی مردم را قتل‌عام می‌کند، با غارت منابع کشور آن را ضعیف‌تر می‌کند، و با ایجاد فضای مرگ‌بار امنیتی جامعه را آسیب‌پذیرتر می‌کند. ‏هیچ دولتی وقتی خودش حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت ملت خودش را نقض می‌کند نمی‌تواند جامعه را از سلطهٔ خارجی و ‏مداخلهٔ امپریالیستی رهایی بخشد.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: خرید تسلیحاتی جدید کانادا: موشک‌های آمریکاییِ هیمارس به‌کاررفته در جنگ با ایران
Next: ژئوپلیتیک و فراموشی مسئلهٔ طبقه
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved