جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵
کنشگری و هنر ائتلافسازی با وجود تفرقه
در دنیای سیاست و کنشگری اجتماعی یکی از چالشبرانگیزترین پرسشها این است: چگونه میتوان با وجود اصطکاکهای عمیق ایدئولوژیک و تفاوت در جایگاههای سیاسی، یک ائتلاف گسترده و جبههای متحد ایجاد کرد؟ آیا مدلهای موفقی در جهان وجود دارد که بتوان از آنها الگو گرفت؟ این پرسش بنیادین موضوعی است که «شبکهٔ جهانی حمایت از بدنهٔ اجتماعی» (Global Grassroots Support Network – GGSN) در قالب سلسله مباحث «مجموعهٔ دانش» (Knowledge Round Ups) به آن پرداخته و با جمعآوری دیدگاههای اعضایش، نقشهٔ راهی برای عبور کردن از تفرقهها ترسیم کرده است. تحلیلی که در ادامه میآید بر پایهٔ تجربهها و پاسخهای اعضای این شبکه تدوین شده است.
نخستین اصلی که کنشگران باتجربه بر آن تأکید دارند پذیرش ماهیت «موقت» ائتلافهای گسترده است. تجربه نشان داده است که حفظ ائتلاف وسیع برای مدت طولانی امری تقریباً غیرممکن است، مگر آنکه منابع مالی عظیمی برای نگه داشتن همهٔ طرفها در کنار یکدیگر وجود داشته باشد. در غیاب چنین حامی مالیای، ائتلافها فقط حول محور یک «آرمان مشترک» شکل میگیرند.
کلید موفقیت در یافتن «مخرج مشترک» است. این نقطهٔ اشتراک باید موضوعی کلی و کلان و حتی کمی مبهم باشد، زیرا هرچه هدفها جزئیتر و دقیقتر شوند، اختلافهای ایدئولوژیک بیشتر نمود پیدا میکند. هدف این است که بر اساس ایدئولوژیهای متفاوت بنایی واحد ساخته شود. همانطور که در دوران پس از انتخابات ترامپ در آمریکا مشاهده شد، گروههای مختلف با مأموریتی متحدکننده گرد هم آمدند. این مأموریت لزوماً با جزئیات دقیق تبیین نشده بود، اما توافق بر سر مفاهیمی همچون «مبارزه برای دموکراسی» یا «حقوق زنان» برای همگان آسان بود.
مدیریت بحرانهای داخلی و دینامیکهای گروهی
فروپاشی ائتلافها معمولاً زمانی آغاز میشود که افراد یا گروههای زیرمجموعه احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود یا دغدغههایشان نادیده گرفته شده است. این احساس طردشدگی به درگیریهای داخلی و تجزیهٔ ائتلاف به گروههای کوچکتر منجر میشود.
با این حال، نباید از این فرایند وحشت کرد. جدا شدن گروههای کوچکتر بخشی طبیعی از مسیر است. استراتژی صحیح این است که با این گروهها در تماس باقی ماند و از آنها حمایت کرد، حتی اگر راهشان را جدا کرده باشند. همچنین، باید هشیار بود که درگیریهای داخلی گاهی ناشی از تحریکهای بیرونی یا حضور نفوذیهاست. بنابراین، ضمن پرهیز کردن از پارانویا، باید مراقب بود.
مهمترین ابزار برای حفظ انسجام یادآوری مداوم این پرسش است: «چه چیزی در خطر است؟» یادآوری آنچه در صورت شکست خوردن از دست خواهد رفت قویترین چسب برای نگه داشتن قطعات ائتلاف در کنار یکدیگر است.
استراتژی «دشمن مشترک» و تعیین نقاط وحدت
برای خلق یک ائتلاف کارآمد باید بهطور مشخص تعیین کرد که وحدت بر سر چه موضوعی است. تأثیر این اتحاد بر جوانان، جامعهٔ +LGBTQ، زنان، یا کارگران چیست؟ دادههای میدانی به کنشگران کمک میکند تا بفهمند گروههای مختلف حاضرند برای چه موضوعی متحد شوند. این «موضوع» معمولاً یک پویش (کمپین) خاص یا اعتراض به یک سیاست مشخص است.
یک رویکرد مؤثر تمرکز بر «منزوی کردن دشمن گسترده» است. برای مثال، در یک ائتلاف حقوق بشری، حتی اعضایی که سابقهٔ نظامی دارند و لزوماً با نقدهای رادیکال علیه نیروی نظامی موافق نیستند بر سر این نکته توافق دارند که وضع حقوق بشر وخیم است. این توافق حداقلی همان نقطهٔ وحدت است. استراتژی اصلی این است که به مردم کمک کنیم تا بفهمند دشمن اصلی کیست و چه کسی باید منزوی شود.
هند نمونهای موفق از ائتلافهای مردمی گسترده را تجربه کرده است. در موردی که هدف نجات یک جنگل بود، سازماندهندگان توانستند ائتلافی از گروههای چپ و راست، شهری و روستایی، ایجاد کنند. نکتهٔ کلیدی در موفقیت آنها استفادهٔ هوشمندانه از پیامرسانها (مانند واتساپ) و نقش مهم [تسهیلگران یا] «مدیران» (Moderators) بود. این مدیران وظیفه داشتند مدام به اعضا یادآوری کنند که تمرکز فقط باید روی آرمان مشترک (نجات جنگل) باشد و بحثهای حاشیهیی به زمان دیگری موکول شود. اگرچه این ائتلاف پس از مدتی از هم پاشید، اما توانست در زمان لازم افرادی را که در شرایط عادی هرگز با هم همکاری نمیکردند بسیج کند.
تحلیل SWOT [روشی تحلیلی برای دستهبندی عوامل مهم درونی و بیرونی اثرگذار بر سازمان و راهبردها و آیندههای ممکن و شناسایی چهار عامل تواناییها، کاستیها، فرصتها و تهدیدها] میتواند چارچوبی مفید برای ایجاد زمینههای اتحاد باشد: با شناسایی فرصتها (opportunities) و نقاط قوتی (strengths) که میتوانند باعث تحقق آن شوند و نقاط ضعف (weaknesses) و تهدیدهایی (threats) که میتواند مانع آن شود.
تحلیل SWOT (نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها، تهدیدها) در فضای ائتلافی و سیاسی با الگوهای تجاری و شرکتی تفاوتهایی دارد. در اینجا هدف سودآوری نیست، بلکه بقا، اثرگذاری، و تغییر توازن قدرت است.
در ائتلافها، تحلیل SWOT باید بهصورت جمعی و با حضور نمایندگان گروههای مختلف انجام شود تا به درکی مشترک از «خودمان» (عوامل داخلی) و «میدان مبارزه» (عوامل بیرونی) برسیم.
در ادامه، راهنمای چگونگی انجام این تحلیل برای تشکیل ائتلاف سیاسی/اجتماعی آمده است:
۱. عوامل داخلی (آنچه در کنترل ماست)
در این بخش، نگاه باید به درون ائتلاف باشد. باید صادقانه پرسید که ترکیبِ این گروهها با هم چه چیزی تولید میکند.
الف) نقاط قوت (Strengths)
چه چیزی ما را قویتر از زمانی میکند که تنها بودیم؟
منابع ترکیبی: آیا یک گروه پول دارد و گروه دیگر نیروی داوطلب؟ آیا یکی تخصص حقوقی دارد و دیگری مهارت رسانهیی؟ (همافزایی)
مشروعیت و گستردگی: آیا حضور چهرههای متنوع (مثلاً مذهبی و سکولار در کنار یکدیگر) باعث میشود بخشهای بیشتری از جامعه به ما اعتماد کنند؟
شبکهسازی: دسترسی به پایگاههای اجتماعی گوناگون (کارگران، دانشجویان، بازاریان) که هر گروه بهتنهایی نداشت.
ب) نقاط ضعف (Weaknesses)
پاشنهٔ آشیل ما کجاست؟
سرعت تصمیمگیری: ائتلافهای بزرگ معمولاً در واکنشهای سریع کُند عمل میکنند، چون نیاز به هماهنگی دارند.
اصطکاک ایدئولوژیک: خط قرمزهای متفاوت گروهها کجاست؟ (مثلاً اختلافنظر بر سر روشهای خشونتپرهیز یا رادیکال).
بیاعتمادی: آیا سابقهٔ درگیری بین اعضا وجود دارد که ممکن است در لحظات حساس سر باز کند؟
نابرابری منابع: آیا یک گروه احساس میکند که بار مالی یا اجرایی فقط روی دوش اوست؟
۲. عوامل بیرونی (آنچه در محیط سیاسی رخ میدهد)
در این بخش، نگاه به بیرون است: به حکومت، جامعه، و شرایط بینالمللی. اینها چیزهاییاند که ما کنترل نمیکنیم، اما میتوانیم از آنها استفاده کنیم یا باید از آنها بترسیم.
پ) فرصتها (Opportunities)
از چه شرایطی میتوانیم به نفع خودمان استفاده کنیم؟
رویدادهای پیش رو: انتخابات، سالگردها، یا مناسبتهای ملی که پتانسیل بسیج عمومی دارند.
شکاف در حکومت: آیا بین جناحهای قدرت درگیری پیش آمده که بتوان از آن بهره برد؟
خشم عمومی: آیا بحران مردم را آمادهٔ اعتراض کرده است؟
حمایت بینالمللی: آیا توجه رسانهها یا نهادهای جهانی الآن روی کشور ما متمرکز است؟
ت) تهدیدها (Threats)
چه چیزی بقای ائتلاف را از بیرون به خطر میاندازد؟
استراتژیهای سرکوب: حکومت چه ابزارهایی دارد؟ (دستگیری رهبران، قطع اینترنت، برخورد خشونتآمیز، و بازداشت)
تفرقه انداختن (نفوذ): تلاش سیستم برای ایجاد بدبینی بین گروههای ائتلاف (مثلاً انتشار اخبار جعلی علیه یکی از اعضا)
فرسودگی جامعه: آیا مردم ناامید یا خسته شدهاند و دیگر به فراخوانها پاسخ نمیدهند؟
روایتسازی رقیب: برچسبزنی موفق از جانب حکومت (مثلاً تجزیهطلب یا وابسته خواندن ائتلاف)
۳. استراتژی ترکیبی (ماتریس عملیاتی)
پس از توجه به چهار بخش بالا، هنر اصلی در ترکیب کردن آنها برای ساختن استراتژی است. این بخش مهمترین قسمت جلسه است.
ترکیب قوت-فرصت (تهاجمی): چگونه از تنوع گروههایمان (قوت) استفاده کنیم تا در موقعیت پیش رو (فرصت) بیشترین بسیج را بکنیم؟
ترکیب ضعف-تهدید (تدافعی/بقا): چگونه کُندی تصمیمگیری (ضعف) را حل کنیم تا در صورت قطع شدن ناگهانی اینترنت (تهدید) از هم نپاشیم؟ (مثلاً تفویض اختیار به هستههای محلی)
ترکیب قوت-تهدید: چگونه از مشروعیت چهرههایمان (قوت) استفاده کنیم تا برچسبزنیهای حکومت (تهدید) را خنثی کنیم؟
ترکیب ضعف-فرصت: چه اختلافهای داخلی (ضعف) را باید موقتاً کنار بگذاریم تا فرصتِ همراهی با اعتراضهای خیابانی (فرصت) را از دست ندهیم؟
تحلیل SWOT در ائتلاف نباید تبدیل به جلسهٔ تسویهحساب شود. هنگام صحبت کردن از «نقاط ضعف» باید روی فرایندها تمرکز کرد نه روی افراد یا گروهها. مثلاً نگویید «گروه X همیشه دیر میآید»، بلکه بگویید «ساختار ارتباطی ما کُند است.»
توصیههایی کاربردی برای ساختن و حفظ اتحاد
• برگزاری جلسههای هدفمند: جلسههای منظم و موضوعی را با حضور طیف گستردهتری از اعضا برگزار کنید تا همه در جریان امور باشند.
• ارتباط با جهان خارج: نشستهای حضوری یا آنلاین با فعالان، نویسندگان، و هنرمندان کشورهای دیگر ترتیب دهید. این کار کمک میکند تا روند جنبشها را بهتر بشناسید و برای مقابله با روایتهای غلط، اتحادهایی تازه بسازید.
• تحلیل مشترک از وضع: فضایی بسازید که در آن بتوانید هم از اوضاع کلی باخبر شوید و هم رویدادها و برنامههای جاری را با هم تحلیل کنید.
• توجه به روابط انسانی: پلتفرمی برای گفتوگوی صمیمانه و شناخت عمیقتر ایجاد کنید. رابطهٔ شما نباید محدود به خواندن بیانیهها و گزارشهای کاری باشد. با تماسهای تلفنی یا دورهمیهای دوستانه جویای حال روحی و شخصی یکدیگر باشید.
• افزایش همکاری: فضایی برای همافزایی ایجاد کنید که در آن پروژههای مشترک تعریف شود و همکاریها گسترش یابد.
• درس گرفتن از گذشته: به تجربههای شبکهها و گروههای قدیمی (حتی آنهایی که دیگر فعال نیستند) نگاه کنید، از آنها بیاموزید، و ابزارهای اتحادتان را بهروز کنید.
• خلق زبان مشترک: تمرین کنید تا به ادبیات و زبانی مشترک برسید، زبانی که در تولید محتوا و پیامها باعث نزدیکی بیشتر اعضا به یکدیگر شود.
• توانمندسازی اعضا: ظرفیتهای گروه را افزایش دهید. این کار میتواند از طریق حلقههای مطالعاتی، استفاده از تجربیات بینالمللی، برگزاری کارگاههای آموزشی، و ایجاد پیوند میان «هنر» و «کنشگری» انجام شود.
• تمرکززدایی و گسترش به حاشیه: در شرایطی که فضای فعالیت در مرکز محدود و سخت میشود، عدالت جغرافیایی را رعایت کنید. فعالیتها را به مناطق روستایی و شهرهای کوچک ببرید و تجمعهای محلی برگزار کنید.
از وبگاه اصل۲۰