Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • وحشت‌زدگیِ دلاری: درخواست کمک مالی اضطراری امارات متحدهٔ عربی از آمریکا
  • اقتصادی
  • جهان
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

وحشت‌زدگیِ دلاری: درخواست کمک مالی اضطراری امارات متحدهٔ عربی از آمریکا

تفسیری از لنا پترُوا

ترجمهٔ مینا آگاه

یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

در حالی که جنگ ایران اقتصادهای کشورهای حوزهٔ خلیج فارس را ‏به فروپاشی می‌کشاند، امارات متحده عربی از ترامپ درخواست کمک مالی اضطراری می‌کند. ‏

امارات متحده عربی از آمریکا درخواست یک پشتیبانی مالی اضطراری کرده است؛ در واقع نوعی خط نجات برای حمایت ‏از اقتصاد آن کشور. ایران به‌وضوح موفق شده است خسارت بسیار بیشتری از آنچه گزارش‌ها نشان می‌دهند وارد کند. و ‏اکنون امارات برای رکود اقتصادی آماده می‌شود، زیرا زیرساخت‌های انرژی‌اش نابود شده و به‌شدت آسیب دیده است، و با ‏توجه به احتمال تشدید بیشتر درگیری‌ها، روشن است که بدترین وضع هنوز ممکن است در راه باشد.‏ امارات متحده عربی به‌آرامی در حال آماده‌سازی برای تدابیر مالی اضطراری است، در حالی که جنگ با ایران ادامه دارد، ‏موضوعی که نشان می‌دهد این درگیری برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (‏GCC‏) صرفاً نظامی نیست و ‏پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای برای بازیگران منطقه‌ای دارد که عملاً درگیر جنگ شده‌اند.‏
بر اساس گزارشی که در وال‌ استریت ژورنال منتشر شده است، مقامات اماراتی گفت‌وگوهایی را با آمریکا دربارهٔ ایجاد یک ‏خط «سوآپ ارزی» (‏currency swap line‏) احتمالی آغاز کرده‌اند، سازوکاری مالی که معمولاً در دوره‌های تنش شدید ‏بازار استفاده می‌شود. این نوع توافق به امارات اجازه می‌دهد به‌سرعت و با هزینهٔ بسیار کم و با ثبات بهتر به دلار آمریکا ‏دسترسی پیدا کند و در صورت ادامهٔ وخامت اوضاع، عملاً نقش خط نجات مالی را ایفا کند.‏
اکنون اجازه دهید خیلی کوتاه توضیح دهم. مطمئنم بسیاری از ما دقیقاً نمی‌دانیم سوآپ ارزی چیست. سوآپ ارزی ابزاری ‏حیاتی در نظام مالی جهانی است و دلار آمریکا، با وجود کاهش تدریجی نقش آن، همچنان در این نظام مسلط باقی مانده است. ‏در دوره‌های بحران، تقاضا برای دلار افزایش می‌یابد، زیرا سرمایه‌گذاران به‌دنبال امنیت هستند، و این یکی از دلایلی است ‏که دلار آمریکا پس از آغاز جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل با ایران تقویت شد.‏
بدون دسترسی کافی به نقدینگی دلاری، کشورها می‌توانند با بی‌ثباتی ارزی، فرار سرمایه و اختلالات گسترده مالی روبه‌رو ‏شوند. بنابراین با مطرح کردن احتمال چنین سازوکاری، روشن است که امارات اکنون آشکارا پیام می‌دهد که یک جنگ ‏طولانی‌مدت، که به نظر می‌رسد در حال حاضر روی میز است، می‌تواند نظام مالی آن را تحت فشار قرار دهد و اعتماد ‏جهانی به ثبات اقتصادی‌اش را تضعیف کند.‏
به بیان دیگر، اگر امارات تصور می‌کرد می‌تواند در برابر شروع دوباره جنگ مقاومت کند، چنین مذاکراتی را آغاز ‏نمی‌کرد. بدیهی است که فوریت این مذاکرات از پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ ناشی می‌شود.‏
حملات هوایی ایران تاکنون به بخش‌هایی از زیرساخت‌های نفت و گاز مایع (‏LNG‏) امارات متحده عربی آسیب زده‌اند، در ‏حالی که محاصره آمریکا در تنگه هرمز باعث اختلال در حمل‌ونقل نفت شده و ایران نیز بار دیگر این تنگه را بسته است. ‏همان‌طور که مطمئناً همه ما اکنون به‌خوبی می‌دانیم، تنگه هرمز یک گلوگاه بسیار حیاتی در مسیر انتقال انرژی در سراسر ‏جهان است. بسته شدن آن عملاً توان صادرات نفت امارات را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داده است، و نفت یکی از منابع اصلی ‏درآمد دلاری برای امارات محسوب می‌شود.‏
در نتیجه، این کشور با فشار فزاینده‌ای هم بر موقعیت مالی خود و هم بر حساب‌های خارجی‌اش روبه‌رو است. وقتی این ‏تحولات و تأثیرات آن بر کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه در این مورد بر امارات متحده عربی را بررسی می‌کنیم، باید ‏توجه داشت که این وضعیت صرفاً عملکرد اقتصادی کوتاه‌مدت را تهدید نمی‌کند.‏
امارات متحده عربی برای خود شهرتی به‌عنوان یک مرکز مالی جهانی امن ایجاد کرده بود؛ کشوری که سرمایه را از سراسر ‏جهان جذب می‌کرد. افراد ثروتمند و شرکت‌های چندملیتی جهانی به سمت امارات سرازیر می‌شدند. اما اکنون امارات در حال ‏از دست دادن این امتیازهاست. دیگر یک پناهگاه امن و یک هاب مطمئن برای سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود، زیرا ‏به‌وضوح روشن شده است، و می‌توان گفت کاملاً آشکار شده است، که آمریکا و متحدش اسرائیل علاقه‌ای به صلح ندارند. آنها ‏به‌دنبال سلطه هستند، به‌دنبال کنترل منابع و همچنین به‌دنبال جنگ؛ تا زمانی که جنگ به تحقق اهدافشان کمک کند.‏
‏ بنابراین برای امارات و سایر کشورهای خلیج فارس، یک جنگ طولانی‌مدت باعث کاهش ذخایر ارزی خارجی، کاهش ‏سرمایه‌گذاری‌ها و ایجاد عدم‌قطعیت، و حتی عدم‌قطعیت شدید، در محیطی می‌شود که برای مدت طولانی به‌عنوان یک محیط ‏قابل پیش‌بینی تلقی می‌شد.‏
وقتی اعتماد سرمایه‌گذاران شروع به تضعیف شدن می‌کند، بازگرداندن آن اعتماد می‌تواند بسیار دشوار و حتی در برخی ‏موارد عملاً غیرممکن باشد. و به همین دلیل، به‌واسطه همین از دست رفتن اعتماد، نتیجه آن تاثیر عمیق‌تر بر اقتصاد منطقه‌ای ‏و نیز اقتصادهای فردی این بازیگران خواهد بود.‏
با این حال، با وجود این نگرانی‌ها، هنوز به‌طور کامل روشن نیست که آیا واشنگتن واقعاً چنین سازوکار مالی‌ای را تأیید ‏خواهد کرد یا نه. فدرال رزرو معمولاً خطوط سوآپ را فقط برای اقتصادهای بزرگ یا در شرایطی اعطا می‌کند که بی‌ثباتی ‏مالی در خارج بتواند به نظام مالی آمریکا سرایت کند.‏
اکنون همچنین می‌دانیم که آمریکا ممکن است تصمیم بگیرد استثنا قائل شود. برای مثال، خاویر مایلی از آرژانتین درست چند ‏روز پیش از انتخابات یک خط سوآپ دریافت کرد؛ و این موضوع البته نشان می‌دهد که واشنگتن می‌تواند و در برخی شرایط ‏خاص چنین استثناهایی را اعمال می‌کند.‏
بنابراین، در حالی که امارات یک مرکز مالی مهم و همچنین متحد آمریکا است، اما در حال حاضر در گروه بسیار کوچکی ‏از کشورهایی که با آمریکا توافق سوآپ دارند قرار نمی‌گیرد. در نتیجه، واشنگتن ممکن است آن را تأیید نکند، یا ممکن است ‏آن را تصویب کند، اما در ازای آن امتیازاتی از امارات مطالبه کند؛ امتیازاتی که بدون تردید به‌نوعی با حوزه نظامی و جنگ ‏نیز پیوند خواهد داشت.‏
در همین حال، گزارش شده است که آمریکا تمامی کمک‌های مالی و هماهنگی‌های امنیتی با دولت عراق را متوقف کرده و ‏همچنین ارسال دلار به سیستم بانک مرکزی عراق را نیز متوقف ساخته است. این موضوع بر اساس گزارش شبکه سعودی ‏‏«الحدث» مطرح شده است.‏
اقتصاد عراق ۹۰ درصد به درآمد نفتی وابسته است؛ درآمدی که به دلار پرداخت می‌شود و به حسابی در فدرال رزرو در ‏نیویورک واریز می‌گردد. مطمئنم بسیاری از شما از این موضوع اطلاع نداشتید. آمریکا حتی پیش‌تر، در ژانویه ۲۰۲۶، ‏تهدید کرده بود که اگر برخی از ۵۸ نماینده نزدیک به ایران در کابینه عراق حضور داشته باشند، همکاری با دولت این کشور ‏را متوقف خواهد کرد.‏
بنابراین، سیاست خارجی آمریکا در واقع چندان بر محور دموکراسی نبوده است. همان‌طور که می‌بینید، و بسیاری هنوز بر ‏این باورند، قطع دسترسی به دلار عملاً به این معناست که دولت عراق دیگر نمی‌تواند به‌طور عادی فعالیت کند و ساختار ‏دولت دچار اختلال جدی می‌شود.‏
در واقع، سازوکارهای زیادی در پشت صحنه وجود دارد که به آمریکا امکان می‌دهد اهرم فشار بسیار بزرگی بر دولت‌های ‏خارجی داشته باشد، و دلار آمریکا قطعاً یکی از این ابزارهای کارآمد است که واشنگتن به‌طور مکرر از آن استفاده می‌کند.‏
در نهایت، بُعد ژئوپلیتیک این وضعیت با شرایط میدانی فعلی پیچیده‌تر نیز شده است. برخی مقامات اماراتی بر این باورند که ‏تصمیم رئیس‌جمهور ترامپ برای ورود به جنگ به نفع اسرائیل، عملاً امارات را نیز وارد این جنگ کرده و از قبل پیامدهای ‏اقتصادی گسترده‌ای برای کشور به همراه داشته است. بنابراین، در داخل امارات دیدگاه‌های متعددی وجود دارد که برخی از ‏آنها به‌طور قابل توجهی با آنچه آمریکا و اسرائیل احتمالاً مایل به شنیدنش هستند، در تضاد است.‏
در همین حال، نکته جالب این است که امارات متحده عربی تنها به آمریکا متکی نیست. این کشور پیش‌تر یک خط سوآپ ‏ارزی حدوداً ۵ میلیارد دلاری با بحرین ایجاد کرده است؛ ‏
چنین تدابیری، در صورتی که آتش‌بس تمدید نشود، ممکن است در صورت تشدید درگیری و تداوم آن برای مدت طولانی کافی ‏نباشند؛ به‌ویژه با توجه به مقیاس اختلالات بالقوه در جریان انرژی. اما حتی در صورت تمدید آتش‌بس، که به نظر می‌رسد ‏احتمال آن بسیار پایین است، انتظار می‌رود روند بهبود بسیار بسیار کُند باشد.‏
مقامات منطقه‌ای هشدار داده‌اند که اختلال‌های لجستیک، به‌ویژه در زمان‌بندی تانکرها و حمل‌ونقل دریایی، می‌تواند برای ‏ماه‌ها و حتی بیش از یک سال ادامه پیدا کند. بنابراین این امر نشان می‌دهد که پیامدهای اقتصادی این درگیری بسیار فراتر از ‏پایان درگیری‌های فعال ادامه خواهد یافت و احتمالاً نه‌تنها امارات، بلکه کل منطقه خلیج فارس را تحت تاثیر قرار خواهد داد.‏
در مجموع، این تحولات یک تغییر اساسی را نشان می‌دهند: درگیری‌ای که با تشدید نظامی آغاز شد، اکنون در حال تبدیل شدن ‏به یک چالش مالی با پیامدهای جهانی است. واقعاً با پیامدهایی جهانی.‏
در جمع‌بندی، روی آوردن امارات به یک خط حمایتی مالی از آمریکا نشان می‌دهد که این درگیری تا چه اندازه سریع در حال ‏گسترش به حوزه اقتصاد جهانی است. آنچه با یک تشدید نظامی منطقه‌ای آغاز شد، اکنون تاب‌آوری یکی از مهم‌ترین مراکز ‏مالی جهان را به آزمون گذاشته است.‏
و صرفاً مطرح شدن خط سوآپ ارزی، به‌عنوان «خط نجات»، نشانه‌ای از نگرانی‌های عمیق درباره نقدینگی، اعتماد ‏سرمایه‌گذاران و ثبات بلندمدت امارات و چندین بازیگر منطقه‌ای است.‏
مدل اقتصادی خلیج فارس تحت فشار قرار گرفته است، و این کاملاً قابل مشاهده است. و به‌ نظر می‌رسد ایران به‌روشنی نشان ‏داده است که این وضع تا زمانی که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به‌عنوان طرف‌های درگیر باقی بمانند ادامه ‏خواهد داشت.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: آیا خط لولهٔ جاسک محاصرهٔ دریایی بندرهای ایران از سوی آمریکا را می‌شکند؟
Next: حاکمیتِ در سایهٔ دلار: چگونه درآمد نفت عراق از گره نیویورک می‌گذرد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved