تفسیری از لنا پترُوا
ترجمهٔ مینا آگاه
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
در حالی که جنگ ایران اقتصادهای کشورهای حوزهٔ خلیج فارس را به فروپاشی میکشاند، امارات متحده عربی از ترامپ درخواست کمک مالی اضطراری میکند.
امارات متحده عربی از آمریکا درخواست یک پشتیبانی مالی اضطراری کرده است؛ در واقع نوعی خط نجات برای حمایت از اقتصاد آن کشور. ایران بهوضوح موفق شده است خسارت بسیار بیشتری از آنچه گزارشها نشان میدهند وارد کند. و اکنون امارات برای رکود اقتصادی آماده میشود، زیرا زیرساختهای انرژیاش نابود شده و بهشدت آسیب دیده است، و با توجه به احتمال تشدید بیشتر درگیریها، روشن است که بدترین وضع هنوز ممکن است در راه باشد. امارات متحده عربی بهآرامی در حال آمادهسازی برای تدابیر مالی اضطراری است، در حالی که جنگ با ایران ادامه دارد، موضوعی که نشان میدهد این درگیری برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) صرفاً نظامی نیست و پیامدهای اقتصادی گستردهای برای بازیگران منطقهای دارد که عملاً درگیر جنگ شدهاند.
بر اساس گزارشی که در وال استریت ژورنال منتشر شده است، مقامات اماراتی گفتوگوهایی را با آمریکا دربارهٔ ایجاد یک خط «سوآپ ارزی» (currency swap line) احتمالی آغاز کردهاند، سازوکاری مالی که معمولاً در دورههای تنش شدید بازار استفاده میشود. این نوع توافق به امارات اجازه میدهد بهسرعت و با هزینهٔ بسیار کم و با ثبات بهتر به دلار آمریکا دسترسی پیدا کند و در صورت ادامهٔ وخامت اوضاع، عملاً نقش خط نجات مالی را ایفا کند.
اکنون اجازه دهید خیلی کوتاه توضیح دهم. مطمئنم بسیاری از ما دقیقاً نمیدانیم سوآپ ارزی چیست. سوآپ ارزی ابزاری حیاتی در نظام مالی جهانی است و دلار آمریکا، با وجود کاهش تدریجی نقش آن، همچنان در این نظام مسلط باقی مانده است. در دورههای بحران، تقاضا برای دلار افزایش مییابد، زیرا سرمایهگذاران بهدنبال امنیت هستند، و این یکی از دلایلی است که دلار آمریکا پس از آغاز جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل با ایران تقویت شد.
بدون دسترسی کافی به نقدینگی دلاری، کشورها میتوانند با بیثباتی ارزی، فرار سرمایه و اختلالات گسترده مالی روبهرو شوند. بنابراین با مطرح کردن احتمال چنین سازوکاری، روشن است که امارات اکنون آشکارا پیام میدهد که یک جنگ طولانیمدت، که به نظر میرسد در حال حاضر روی میز است، میتواند نظام مالی آن را تحت فشار قرار دهد و اعتماد جهانی به ثبات اقتصادیاش را تضعیف کند.
به بیان دیگر، اگر امارات تصور میکرد میتواند در برابر شروع دوباره جنگ مقاومت کند، چنین مذاکراتی را آغاز نمیکرد. بدیهی است که فوریت این مذاکرات از پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ ناشی میشود.
حملات هوایی ایران تاکنون به بخشهایی از زیرساختهای نفت و گاز مایع (LNG) امارات متحده عربی آسیب زدهاند، در حالی که محاصره آمریکا در تنگه هرمز باعث اختلال در حملونقل نفت شده و ایران نیز بار دیگر این تنگه را بسته است. همانطور که مطمئناً همه ما اکنون بهخوبی میدانیم، تنگه هرمز یک گلوگاه بسیار حیاتی در مسیر انتقال انرژی در سراسر جهان است. بسته شدن آن عملاً توان صادرات نفت امارات را بهطور قابلتوجهی کاهش داده است، و نفت یکی از منابع اصلی درآمد دلاری برای امارات محسوب میشود.
در نتیجه، این کشور با فشار فزایندهای هم بر موقعیت مالی خود و هم بر حسابهای خارجیاش روبهرو است. وقتی این تحولات و تأثیرات آن بر کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه در این مورد بر امارات متحده عربی را بررسی میکنیم، باید توجه داشت که این وضعیت صرفاً عملکرد اقتصادی کوتاهمدت را تهدید نمیکند.
امارات متحده عربی برای خود شهرتی بهعنوان یک مرکز مالی جهانی امن ایجاد کرده بود؛ کشوری که سرمایه را از سراسر جهان جذب میکرد. افراد ثروتمند و شرکتهای چندملیتی جهانی به سمت امارات سرازیر میشدند. اما اکنون امارات در حال از دست دادن این امتیازهاست. دیگر یک پناهگاه امن و یک هاب مطمئن برای سرمایهگذاری محسوب نمیشود، زیرا بهوضوح روشن شده است، و میتوان گفت کاملاً آشکار شده است، که آمریکا و متحدش اسرائیل علاقهای به صلح ندارند. آنها بهدنبال سلطه هستند، بهدنبال کنترل منابع و همچنین بهدنبال جنگ؛ تا زمانی که جنگ به تحقق اهدافشان کمک کند.
بنابراین برای امارات و سایر کشورهای خلیج فارس، یک جنگ طولانیمدت باعث کاهش ذخایر ارزی خارجی، کاهش سرمایهگذاریها و ایجاد عدمقطعیت، و حتی عدمقطعیت شدید، در محیطی میشود که برای مدت طولانی بهعنوان یک محیط قابل پیشبینی تلقی میشد.
وقتی اعتماد سرمایهگذاران شروع به تضعیف شدن میکند، بازگرداندن آن اعتماد میتواند بسیار دشوار و حتی در برخی موارد عملاً غیرممکن باشد. و به همین دلیل، بهواسطه همین از دست رفتن اعتماد، نتیجه آن تاثیر عمیقتر بر اقتصاد منطقهای و نیز اقتصادهای فردی این بازیگران خواهد بود.
با این حال، با وجود این نگرانیها، هنوز بهطور کامل روشن نیست که آیا واشنگتن واقعاً چنین سازوکار مالیای را تأیید خواهد کرد یا نه. فدرال رزرو معمولاً خطوط سوآپ را فقط برای اقتصادهای بزرگ یا در شرایطی اعطا میکند که بیثباتی مالی در خارج بتواند به نظام مالی آمریکا سرایت کند.
اکنون همچنین میدانیم که آمریکا ممکن است تصمیم بگیرد استثنا قائل شود. برای مثال، خاویر مایلی از آرژانتین درست چند روز پیش از انتخابات یک خط سوآپ دریافت کرد؛ و این موضوع البته نشان میدهد که واشنگتن میتواند و در برخی شرایط خاص چنین استثناهایی را اعمال میکند.
بنابراین، در حالی که امارات یک مرکز مالی مهم و همچنین متحد آمریکا است، اما در حال حاضر در گروه بسیار کوچکی از کشورهایی که با آمریکا توافق سوآپ دارند قرار نمیگیرد. در نتیجه، واشنگتن ممکن است آن را تأیید نکند، یا ممکن است آن را تصویب کند، اما در ازای آن امتیازاتی از امارات مطالبه کند؛ امتیازاتی که بدون تردید بهنوعی با حوزه نظامی و جنگ نیز پیوند خواهد داشت.
در همین حال، گزارش شده است که آمریکا تمامی کمکهای مالی و هماهنگیهای امنیتی با دولت عراق را متوقف کرده و همچنین ارسال دلار به سیستم بانک مرکزی عراق را نیز متوقف ساخته است. این موضوع بر اساس گزارش شبکه سعودی «الحدث» مطرح شده است.
اقتصاد عراق ۹۰ درصد به درآمد نفتی وابسته است؛ درآمدی که به دلار پرداخت میشود و به حسابی در فدرال رزرو در نیویورک واریز میگردد. مطمئنم بسیاری از شما از این موضوع اطلاع نداشتید. آمریکا حتی پیشتر، در ژانویه ۲۰۲۶، تهدید کرده بود که اگر برخی از ۵۸ نماینده نزدیک به ایران در کابینه عراق حضور داشته باشند، همکاری با دولت این کشور را متوقف خواهد کرد.
بنابراین، سیاست خارجی آمریکا در واقع چندان بر محور دموکراسی نبوده است. همانطور که میبینید، و بسیاری هنوز بر این باورند، قطع دسترسی به دلار عملاً به این معناست که دولت عراق دیگر نمیتواند بهطور عادی فعالیت کند و ساختار دولت دچار اختلال جدی میشود.
در واقع، سازوکارهای زیادی در پشت صحنه وجود دارد که به آمریکا امکان میدهد اهرم فشار بسیار بزرگی بر دولتهای خارجی داشته باشد، و دلار آمریکا قطعاً یکی از این ابزارهای کارآمد است که واشنگتن بهطور مکرر از آن استفاده میکند.
در نهایت، بُعد ژئوپلیتیک این وضعیت با شرایط میدانی فعلی پیچیدهتر نیز شده است. برخی مقامات اماراتی بر این باورند که تصمیم رئیسجمهور ترامپ برای ورود به جنگ به نفع اسرائیل، عملاً امارات را نیز وارد این جنگ کرده و از قبل پیامدهای اقتصادی گستردهای برای کشور به همراه داشته است. بنابراین، در داخل امارات دیدگاههای متعددی وجود دارد که برخی از آنها بهطور قابل توجهی با آنچه آمریکا و اسرائیل احتمالاً مایل به شنیدنش هستند، در تضاد است.
در همین حال، نکته جالب این است که امارات متحده عربی تنها به آمریکا متکی نیست. این کشور پیشتر یک خط سوآپ ارزی حدوداً ۵ میلیارد دلاری با بحرین ایجاد کرده است؛
چنین تدابیری، در صورتی که آتشبس تمدید نشود، ممکن است در صورت تشدید درگیری و تداوم آن برای مدت طولانی کافی نباشند؛ بهویژه با توجه به مقیاس اختلالات بالقوه در جریان انرژی. اما حتی در صورت تمدید آتشبس، که به نظر میرسد احتمال آن بسیار پایین است، انتظار میرود روند بهبود بسیار بسیار کُند باشد.
مقامات منطقهای هشدار دادهاند که اختلالهای لجستیک، بهویژه در زمانبندی تانکرها و حملونقل دریایی، میتواند برای ماهها و حتی بیش از یک سال ادامه پیدا کند. بنابراین این امر نشان میدهد که پیامدهای اقتصادی این درگیری بسیار فراتر از پایان درگیریهای فعال ادامه خواهد یافت و احتمالاً نهتنها امارات، بلکه کل منطقه خلیج فارس را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
در مجموع، این تحولات یک تغییر اساسی را نشان میدهند: درگیریای که با تشدید نظامی آغاز شد، اکنون در حال تبدیل شدن به یک چالش مالی با پیامدهای جهانی است. واقعاً با پیامدهایی جهانی.
در جمعبندی، روی آوردن امارات به یک خط حمایتی مالی از آمریکا نشان میدهد که این درگیری تا چه اندازه سریع در حال گسترش به حوزه اقتصاد جهانی است. آنچه با یک تشدید نظامی منطقهای آغاز شد، اکنون تابآوری یکی از مهمترین مراکز مالی جهان را به آزمون گذاشته است.
و صرفاً مطرح شدن خط سوآپ ارزی، بهعنوان «خط نجات»، نشانهای از نگرانیهای عمیق درباره نقدینگی، اعتماد سرمایهگذاران و ثبات بلندمدت امارات و چندین بازیگر منطقهای است.
مدل اقتصادی خلیج فارس تحت فشار قرار گرفته است، و این کاملاً قابل مشاهده است. و به نظر میرسد ایران بهروشنی نشان داده است که این وضع تا زمانی که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهعنوان طرفهای درگیر باقی بمانند ادامه خواهد داشت.