خط لولهٔ گوره–جاسک و پایانهٔ صادراتی در ساحل دریای عمان.
الف. هوشیار
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
در لحظهای که تنگهٔ هرمز عملاً از مدار عبور و مرور عادی کلیهٔ کشتیها خارج شده و آمریکا نیز اجرای نوعی «محاصرهٔ دریایی» علیه صادرات نفت ایران را آغاز کرده است، پروژهای که سالها پیشتر بهعنوان «گزینهٔ اضطراری» دیده میشد ناگهان به مرکز بحث بازگشته است: خط لولهٔ گوره–جاسک و پایانهٔ صادراتی در ساحل دریای عمان. آیا جاسک میتواند این محاصره را بشکند و صادرات نفتی جمهوری اسلامی را از محاصرهٔ دریایی نجات دهد؟
مسئله صرفاً یک گلوگاه جغرافیایی نیست
در وضعیت فعلی، بستن یا بیثبات شدن تنگهٔ هرمز بهمعنای آن است که مسیر سنّتی صادرات از جزیرهٔ خارک در خلیج فارس عملاً با ریسکهای عملیاتی جدّی روبهروست. اینجاست که جاسک- که خارج از خلیج فارس قرار دارد- مزیت فوریاش را نشان میدهد:
● نفتکشها برای بارگیری در جاسک دیگر نیازی به عبور از تنگهٔ هرمز ندارند
● مسیر خروجی مستقیماً به دریای عمان و آبهای آزاد متصل است
از نظر صرفاً جغرافیایی، استفاده از این امکان «دور زدن واقعی گلوگاه» است، اما محاصرهٔ کنونی صرفاً یک گلوگاه جغرافیایی نیست.
محاصرهٔ امروز کنترل مسیر است
آنچه امروز در حال اجراست بیشتر به کنترل چندسطحی شباهت دارد تا بستن یک گذرگاه:
● حضور نظامی آمریکا فراتر از خلیج فارس و در دریای عمان
● رهگیری کشتیها، نظارت ماهوارهای، و فشار بر بیمهگران و شرکتهای کشتیرانی
● تهدید به تحریم ثانویه برای هر کشتی یا شرکتی که با صادرات ایران همکاری کند
در چنین چارچوبی، حتی اگر نفت از جاسک صادر شود و مسیر خشکی-دریایی موجود باز تلقی شود، مسیر عملیاتی همچنان زیر فشار باقی میماند.
واقعیت سخت: ظرفیت در برابر نیاز
دادههای موجود- از جمله ردیابی محمولهها توسط شرکتهایی مانند کپلر (Kpler)، نشان میدهد:
● صادرات واقعی از جاسک در ماههای اخیر حدود ۷۰ تا ۸۰هزار بشکه در روز بوده، و
● سهم آن از کل صادرات پیش از بحران کمتر از ۵درصد است.
در حالی که پیش از تشدید بحران، ایران حدود ۱٫۷ تا ۱٫۸میلیون بشکه در روز صادر میکرد، این یعنی حتی در بهترین حالت فعلی، جاسک فقط میتواند بخش بسیار محدودی از آن حجم را پوشش دهد.
در شرایط محاصره: نقش جاسک چیست؟
در وضع فعلی، نقش جاسک را میتوان در سه سطح فهمید:
۱) حفظ حداقل جریان صادرات
جاسک اجازه میدهد صادرات ایران بهطور کامل صفر نشود- یک «حداقل حیاتی» باقی میماند.
۲) افزایش هزینهٔ محاصره
آمریکا مجبور است دامنهٔ کنترلش را از هرمز به دریای عمان گسترش دهد، که یعنی هزینهٔ عملیاتی و سیاسی بیشتر.
۳) ایجاد فضای مانور برای روشهای غیررسمی
ترکیب جاسک با تاکتیکهایی مانند انتقال کشتیبهکشتی، خاموشکردن سیستمهای ردیابی، و استفاده از ناوگان سایه
میتواند بخشی از فشار را تعدیل کند، اما حذف نمیکند.
چرا هنوز «شکستن محاصره» اتفاق نمیافتد؟
سه محدودیت کلیدی همچنان پابرجاست:
۱) زیرساخت ناقص
تعداد محدود اسکلهها و ظرفیت ذخیرهسازی باعث میشود افزایش سریع صادرات ممکن نباشد.
۲) مقیاس نامتناسب
حتی اگر صادرات جاسک به ۳۰۰هزار بشکه در روز برسد، باز هم فاصلهٔ زیادی با میزان صادرات پیش از بحران دارد.
۳) ماهیت محاصره
محاصرهٔ امروز مبتنی بر «کنترل شبکهٔ تجارت» است، نه صرفاً کنترل مسیر. و در شرایط کنونی، پاسخ روشنتر از همیشه است. خط لولهٔ جاسک محاصره را نمیشکند، اما در آن حفرهای ایجاد میکند.
● جلو صادرات صفر را میگیرد،
● اما جریان پایدار و گسترده ایجاد نمیکند.
این تفاوت، از نظر اقتصادی و سیاسی، بسیار مهم است. چنین حفرهای در محاصره میتواند نقشآفرینی محدودی داشته باشد و فشار را توزیع کند.
چشمانداز: اگر بحران طولانی شود
اگر وضع کنونی ادامه پیدا کند، دو مسیر محتمل است:
● ایران تلاش میکند ظرفیت جاسک را سریعتر افزایش دهد
● آمریکا دامنهٔ نظارت و فشار را عمیقتر میکند
نتیجهٔ این رقابت نه در یک نقطهٔ جغرافیایی، بلکه در کل شبکهٔ انرژی و حملونقل جهانی و دیگر مؤلفههای سیاسی اقتصادی تعیین خواهد شد.
منابع:
● آژانس بینالمللی انرژی (International Energy Agency)
● دادههای ردیابی نفتکش از شرکت کپلر
● گزارشهای بازار از U.S. Energy Information Administration
● تحلیل زیرساخت انرژی از IntelliNews
● پوشش رسانهیی از Business Standard و TradeWinds