Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بی‌خانمانی: نشانهٔ شکست فرد یا شکاف میان منطق بازار و نیازهای انسانی؟
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

بی‌خانمانی: نشانهٔ شکست فرد یا شکاف میان منطق بازار و نیازهای انسانی؟

ف. کنجکاو

یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱. بی‌خانمانی در جهان صنعتی
بی‌خانمانی صرفاً «‎نداشتن سقف بالای سر» ‎نیست، بلکه نوعی طرد اجتماعی است. در متون علوم اجتماعی این پدیده ‏اغلب در پیوند با مفهوم محرومیت یا گسست اجتماعی (‏Social Exclusion) ‎تحلیل می‌شود، ‎یعنی حذف تدریجی افراد از ‏بازار کار، شبکه‌های حمایتی، و ساختارهای نهادی.‏

‏‏۲. ریشه‌های اقتصادی: سرمایه‌داری پیشرفته و بحران مسکن
در جوامع صنعتی و سرمایه‌داری امروزی مهم‌ترین عامل ساختاری بی‌خانمانی بازارمحور شدن مسکن است.‏
الف) ‎کالایی‌شدن مسکن
در نظام‌های سرمایه‌داری، مسکن از «‎حق اجتماعی» ‎به «‎کالای سرمایه‌یی» ‎تبدیل شده است. ‏نظریه‌پردازانی مانند دیوید هاروی (‏David Harvey‏) این روند را بخشی از منطق و سیاست نولیبرالیسم می‌دانند که در آن دولت‌ها از نقش حمایتی عقب‌نشینی می‌کنند و بازار تعیین‌کنندهٔ دسترسی به سرپناه می‌شود.‏
ب) ‎شکاف درآمد–هزینه
افزایش قیمت مسکن سریع‌تر از رشد مزدها رخ می‌دهد. حتی افراد شاغل نیز ‏ممکن است توان تأمین مسکن را نداشته باشند و بی‌خانمان شوند (working homeless).
پ) ‎بی‌ثباتی شغلی
اقتصاد مدرن با گسترش مشاغل موقت و اقتصاد گیگ (GIG) و پراکنده‌کاری و بی‌ثباتی باعث کاهش امنیت شغلی شده و خطر سقوط به بی‌خانمانی را ‏افزایش داده است.‏

‏۳. ریشه‌های اجتماعی: فروپاشی شبکه‌های حمایتی
در گذشته، خانواده‌های گسترده- از خانوادهٔ شخص گرفته تا خانواده‌های عموها و خاله‌ها و پسردایی‌ها و دخترعمه‌ها و پدربزرگ و مادربزرگ و…- و نیز جوامع محلی- همسایه و دوست و آشنا و…- نقش ضربه‌گیر را داشتند. اما در دنیای امروزی
۰ فردگرایی افزایش یافته،
۰ مهاجرت و شهرنشینی شبکه‌های سنّتی را ضعیف کرده، و
۰‏ روابط اجتماعی ناپایدارتر شده‌ است‏.

از نظر جامعه‌شناسان، این وضع را می‌توان با مفهوم بی‌هنجاری ‏(Anomy) ‎توضیح داد: ‎وضعیتی از گسست هنجاری یا هنجارپریشی که ‏در آن افراد احساس تعلق به جمع را از دست می‌دهند.‏

‏۴. عوامل روانی و فردی: اما نه به‌تنهایی
بخشی از افراد بی‌خانمان با مشکلاتی مانند اختلال‌های روانی، اعتیاد، و تروما (هراسیدگی یا زخم‌دیدگی، ‎به‌ویژه در میان کهنه‌سربازان یا قربانیان خشونت‎)‎‏ مواجه‌اند. اما نکتهٔ مهم این ‏است: این عوامل علت نهایی نیستند، بلکه در تعامل با ساختارها عمل می‌کنند.‏
مثلاً فردی با اختلال روانی ممکن است در جامعه‌ای که نظام حمایتی بسیار خوبی دارد هرگز بی‌خانمان نشود، اما همان فرد در بازار ‏مسکن رقابتی و بدون حمایت دولتی احتمالاً به‌سرعت سقوط می‌کند.

‏۵. نظریه‌های کلیدی در تحلیل بی‌خانمانی
۱.۵. نظریهٔ ساختاری ‎(Structural Theory)‎ بی‌خانمانی را نتیجهٔ نابرابری اقتصادی، کمبود مسکن، و سیاست‌های دولتی می‌داند.‏
۲.۵. نظریهٔ فردی ‏‎(Individual Theory)‎ بر ویژگی‌های فردی ‏‎(‎اعتیاد، بیماری، انتخاب‌ها‎) ‎تمرکز دارد، ‎اما اغلب رویکردی ناقص دانسته و نقد می‌شود.‏
۳.۵. نظریهٔ تقاطعی ‏‎(Intersectional Approach)‎ ترکیبی از عوامل ساختاری و فردی را بررسی می‌کند، ‎رویکردی که امروز در علوم اجتماعی غالب است.‏
۴.۵. نظریهٔ انتقادی سرمایه‌داری بر اساس دیدگاه‌هایی متأثر ازبرخی جامعه‌شناسان، بی‌خانمانی را محصول اجتناب‌ناپذیر نظامی می‌داند که ‏بر نابرابری و انباشت سرمایه استوار است.‏

‏۶. پارادوکس مدرنیته: چرا در جوامع ثروتمند؟
اینجا به یکی از مهم‌ترین بخش‌های این مطلب می‌رسیم:‏
چگونه ممکن است در جوامعی با وفور منابع افراد بدون سرپناه باشند؟
چند پاسخ کلیدی به این سؤال داده می‌شود:‏
الف) ‎توزیع نابرابر، نه کمبود منابع
مسئلهٔ اصلی کمبود نیست، بلکه نحوهٔ توزیع نابرابر است.‏
ب) ‎اولویت سود بر رفاه
در بسیاری از شهرهای بزرگ نگه داشتن خانه‌های خالی برای افزایش قیمت سودآورتر از اجاره دادن آنهاست.‏
پ) ‎سیاست‌گذاری ناکافی
کاهش مسکن اجتماعی، خصوصی‌سازی، و کاهش خدمات رفاهی از عوامل منجر به بی‌خانمانی‌اند.‏
د) ‎پاک کردن صورت مسئله
بی‌خانمانی اغلب به حاشیهٔ بحث‌ها رانده می‌شود و به‌عنوان «‎مشکل فردی» ‎قاب‌بندی و طرح می‌شود.‏

‏۷. آیا بی‌خانمانی محصول خاص سرمایه‌داری است؟
پاسخ دقیق‌تر این است که بی‌خانمانی دربعضی جوامع وجود داشته، اما در سرمایه‌داری پیشرفته شکل خاص و ‏گسترده‌تری پیدا کرده است.‏
ویژگی‌های این شکل مدرن اینهاست:‏
۰ حضور در فضاهای شهری مرکزی،
۰ تداوم و مزمن شدن، و
۰ ارتباط مستقیم با بازار مسکن.
در نتیجه، می‌توان گفت که بی‌خانمانی در جوامع پیشرفتهٔ سرمایه‌داری نه انحراف از سیستم، بلکه بخشی از «‎عملکرد» ‎سیستم است، ‎مگر اینکه با مداخله‌های قوی جوامع مدنی و دولت ‏مهار شود.‏

‏۸. خلاصهٔ مطلب
بی‌خانمانی را نمی‌توان به یک عامل فروکاست. این پدیده از دل ساختارهای اقتصادی نابرابر بیرون می‌آید، در ساختارهای اجتماعی مدرن سرمایه‌داری تشدید می‌شود، و در سطح فردی خودش را نشان می‌دهد.‏ بی‌خانمانی پدیده‌ای چندوجهی است که از تعامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، و نهادی شکل می‌گیرد.‏ تحلیل این پدیده نشان می‌دهد که در جوامع صنعتی سرمایه‌داری امروزی، بی‌خانمانی را نمی‌توان صرفاً به عوامل فردی نسبت داد، بلکه ‏باید آن را در چارچوب ساختارهای گسترده‌تر نابرابری بررسی کرد.‏
در نهایت، پرسش کلیدی همچنان باقی است:‏ در دنیای امروزی، به‌ویژه در جوامع پیشرفته، در حالی که ظرفیت تأمین مسکن برای همه وجود دارد، چه موانعی مانع تحقق این امکان و بروز بی‌خانمانی می‌شود؟

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: برگزاری انتخابات محلی در شهرهای کرانهٔ باختری و نوار غزه در غیبت حماس
Next: آیا خط لولهٔ جاسک محاصرهٔ دریایی بندرهای ایران از سوی آمریکا را می‌شکند؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved