Skip to content
آوریل 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بازگشت جنگ یا محاصرهٔ ایران؟
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

بازگشت جنگ یا محاصرهٔ ایران؟

عکس آرشیوی. ناو هواپیمابر هری ترومن آمریکا. U.S. Navy photo by Photographer’s Mate 2nd Class John L. Beeman

عبدالرحمان الراشد، در روزنامهٔ الشرق الأوسط

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۵

تصمیم در مورد گام بعدی پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد در دست آمریکاست که اکنون با چالش‌های متفاوتی روبه‌رو است. نخستین چالش رمزگشایی از «رفتار ایران» است، زیرا که هر «بله» ایران لزوماً به معنای موافقت و هر «نه» نیز به معنای رد نهایی نیست. ممکن است مخالفت ایران مانوری باشد که در پی آن پیام‌هایی حاوی امتیازدهی‌های جزئی ارسال شود. همچنین، از جمله عواملی که تصمیم‌گیری ایران را زیر فشار قرار می‌دهد گفتمان و تصویر آن در برابر هواداران جمهوری اسلامی است که از جمله دلایلی بود که به جنگ اخیر انجامید.

یک بلوک از حامیان «نظام» در داخل وجود دارد که تکیه‌گاه نظام است، هرچند که این بلوک به‌دلیل فرسایش پایگاه «نظام» در نتیجهٔ محاصرهٔ اقتصادی و دخالت نظامی طولانی‌مدت در منطقه، که مردم ایران در محیط بیرونی به آن وابسته‌اند، دیگر اکثریت محسوب نمی‌شوند. مخاطبان ایران در محیط پیرامون رژیم را نیز باید به این بلوک افزود.

این گروه‌های هوادار یا حامی رژیم تلاش می‌کنند این توهم را ایجاد کنند که رژیم پیروز و ارباب مذاکرات است. باید توجه داشت که تبلیغات بخشی از ابزار کنترل اوضاع است. اینکه رژیم ایران به‌عمد مذاکرات را رد و مختل کند چیز جدیدی نیست.

همچنین رویکرد زیرکانهٔ وزارت خارجهٔ ایران نیز در کار است که مانند یک پوکرباز عمل می‌کند، ‎به‌گونه‌ای که نمی‌توان از چهرهٔ مذاکره‌کننده فهمید که آیا قصد پیشروی دارد یا عقب‌نشینی یا خروج جدّی. تاکتیک سنّتی دیپلمات‌های مذاکره‌کنندهٔ ایرانی پیچیده کردن مذاکرات و حرکت روی لبه پرتگاه تا مرز بحران است.

این همان چیزی است که در ژنو رخ داد، زمانی که از مذاکره دربارهٔ نکات اصلی خودداری شد که در نهایت به خروج مذاکره‌کنندگان از مذاکرات [در ۲۶ فوریه ۲۰۲۶ / ۷ اسفند ۱۴۰۴] انجامید. رئیس‌جمهور خشمگین ترامپ آنها را با آغاز جنگ در کمتر از ۴۸ ساعت پس از خروجشان از مذاکرات غافلگیر کرد. مذاکره‌کنندگان ایرانی به‌رغم استقرار عظیم نظامی و تهدید به جنگ انتظار چنین چیزی را نداشتند.

تعجب‌آور نخواهد بود اگر ایران درخواست بازگشت به مذاکرات را بدهد و امتیازهای مهمی مانند [توافق با] غنی‌سازی هسته‌یی در خارج یا بازگشایی تنگهٔ هرمز را به طرف مقابل پیشنهاد کند.

اگر ایران عقب‌نشینی نکند یا آمریکا امتیازها را کافی نداند، جهان در برابر یکی از این دو احتمال قرار خواهد گرفت که هدف هر دو تغییر رژیم ایران است: نخست، بازگشت به راهبرد جنگ؛ و گزینهٔ دوم، تشدید محاصرهٔ بندرهای تنگهٔ هرمز.

گزینهٔ ازسرگیری جنگ تا چند ماه گزینه‌ای است که گفته می‌شود می‌تواند پایان کار رژیم ایران را از طریق نابودی گستردهٔ نهادها و رهبرانش رقم بزند.
با این حساب، اگر ازسرگیری جنگ محتمل است، پس چرا آمریکا جنگ را متوقف کرد؟ انگیزهٔ این کار گرفتن نبض رهبری جدید ایران است تا مشخص شود آیا رویکرد متفاوتی دارد یا نه. ممکن است این رهبری به سیاست جدیدی تمایل یافته باشد و از باقی‌مانده ابزارهایش در پروژهٔ گسترش نفوذ منطقه‌یی‌اش، مانند غنی‌سازی، موشک‌های بالستیک، و نیروهای نیابتی، صرف‌نظر کند و به‌سمت رژیمی صلح‌جو حرکت کند.

دولت ترامپ تصمیم گرفت این ایده را بیازماید تا نگویند که ایران آمادهٔ تغییر بود، ولی ترامپ به جنگ تمایل داشت.

مذاکرات اسلام‌آباد [۲۲ فروردین]، مانند مذاکرات ژنو [اسفند ۱۴۰۴]، نشان داد که اگر تصمیم به ازسرگیری جنگ گرفته شود، اشتباه نخواهد بود. ترامپ پذیرفت و به رژیم فرصت و اجازهٔ دسترسی به دارایی‌های مسدودشده‌اش را داد و بمباران هدف‌های حزب‌الله در بیروت را متوقف کرد.

در پاکستان، سرسختی ایران در خودداری از دست برداشتن از غنی‌سازی هسته‌یی، که اساس اختلاف و عامل اصلی جنگ است، آشکار شد. روشن شد که سیاست علی خامنه‌ای، به‌رغم کشته شدن او، همچنان زنده و پابرجااست.

گزینهٔ دوم دولت آمریکا کنار گذاشتن جنگ و بازگشت به محاصرهٔ ایران است، به‌گونه‌ای که این محاصره موجب بی‌ثباتی داخلی از طریق کمبود منابع مالی شود.

ترامپ تهدید می‌کند که عبور نفت‌کش‌های ایران را متوقف خواهد کرد، در حالی که فقط آمریکاست که در حال حاضر از بسته بودن تنگهٔ هرمز به روی نفت‌کش‌های رقیبش بهره می‌برد. آمریکا همچنین بار دیگر از اعتراض‌های گسترده در سطحی جدید حمایت خواهد کرد، با امید به اینکه این امر به تضعیف رژیم ایران بینجامد.

این راهبرد از یک سو جنگ را از کشورهای حوزهٔ خلیج فارس و عراق و اردن دور نگه می‌دارد و چه‌بسا به احیای رفت‌وآمد در تنگهٔ هرمز بینجامد. از سوی دیگر، کشورهای متضرر مانند چین و هند را وادار می‌کند به ایران فشار بیاورند که به محاصرهٔ این تنگه پایان دهد.

به‌ نظر می‌رسد محاصرهٔ اقتصادی گزینه‌ای راحت برای هر دو طرف باشد، اما این امر ممکن است نتواند مانع آغاز دوبارهٔ جنگ شود. دولت آمریکا از ایدهٔ ازسرگیری بمباران دست نکشیده و ایران، که کارت‌های قبلی‌اش در مذاکرات را از دست داده، ممکن است همچنان بر کارت بستن تنگهٔ هرمز تکیه و با نیروهای دریایی آمریکا مقابله کند و درخواست‌های بین‌المللی را نادیده بگیرد. این روند رو به وخامت به دورهای متعدد دیگری از درگیری نظامی منجر خواهد شد.

نباید فراموش کرد که رژیم ایران بحران را به‌شکلی غیرمنطقی مدیریت می‌کند، چون برای بقا و ادامهٔ حیاتش تلاش است.

برگرفته از العربیه فارسی

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تأکید وزیر دفاع پکن بر تعهد به توافق‌های تجاری و انرژی با ایران
Next: غزه‌سازی ایران: طرحی اسرائیلی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved